شبهای روشنی که تنها از بایدها صحبت نمیکند
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون برنا، تاکید بر متفاوت بودن یکی از برنامههای شبانگاهی و رمضانی صداوسیما، حتی روی نام آن هم تاثیر گذاشته است. «شبهای روشن» عنوانی است که دست اندرکاران این برنامه با ارائه آن تلاش کردند تا در میان سایر برنامههای ماه مبارک رمضان نمای تازهای را در برنامههای مناسبتی به نمایش بگذارند. طراحی دکور و اجرای آن روی بام یک ساختمان از آن دست اقداماتی است که اگر شباهت چندانی با ایدههای پست مدرن نداشت، اما نگاه متفاوتی را در خصوص برنامههای مناسبتی به روی آنتن تلویزیون برد که نمیتوان از آن به سادگی گذشت. از همین رو برای آشنایی با چند و چون برنامه شبهای روشن به سراغ «پیام ابراهیمپور» تهیهکننده و یکی از مجریان این برنامه رفتیم و با او به گفتوگو نشستیم که در ادامه مشروح آن را میخوانید.

"پیام ابراهیم پور"
چرا لوکیشن پشت بام را برای اجرای برنامه شبهای روشن انتخاب کردید؟
ماه مبارک رمضان ماه نزدیکی به خداست و من از دوران کودکی فکر میکردم که برای نزدیک شدن به خدا باید به یک جای بلند رفت، بنابراین فکر کردم بهترین مکان برای حرف زدن با خدا پشت بام است. در عین حال میخواستم برنامهام کلیشهای نباشد. همه روی زمین میایستند و با خدا حرف میزنند، ولی من روی پشت بام این کار را کردم.
با توجه به اینکه از هر قشر و سنی در برنامه شما حضور دارند، ملاک و معیار انتخاب افراد برای حضور در برنامه چه بود؟
در این برنامه قصد داشتم اهالی یک مجتمع را نشان دهم؛ با توجه به اینکه مقام معظم رهبری نسبت به رسانه دغدغه دارند، من تلاش کردم خانواده را در رسانه نشان دهم و میخواستم خانوادهها، خودشان را در رسانه ببینند، یعنی کوچکترین اجتماع در جامعه که همان خانواده است در یک برنامه زنده دیده شود. با این نیت، مجتمع مسکونی را انتخاب کردیم و به اهالی مجتمع گفتیم که به پشت بام بیایند.
فضای رسانه ما در حال حاضر فضای ملی و سلیقهها بیش از حد متنوع شده است، به همین دلیل قصد نداشتم همانند برخی دوستان با میل شخصی خودم برنامه بسازم. امروز مردم تا خودشان و آن چیزی که دوست دارند را در رسانه نبینند، برنامهای را برای تماشا انتخاب نمیکنند. در برنامه من، همه افراد جامعه چیزی شبیه خودشان را میبینند؛ از کودک و بزرگسال گرفته تا زن خانهدار و بچه محصل از پزشک و جراح تا خیاط و میوه فروش در شبهای روشن حضور دارند. بنابراین این موضوع برای من خیلی ارزشمند است که در رسانه کاری انجام دهم که مردم از دیدن آن لذت ببرند.

برنامه شما با مولفههای جدیدی روی آنتن تلویزیون رفت، مولفههایی که شاید از برای اولین بار مخاطب رسانه ملی شاهد آن بودیم. با این تفاسیر فکر میکنید استقبال از شبهای روشن تا پایان ماه رمضان چگونه باشد؟
من در سال تنها یک یا دو کار برای تلویزیون انجام میدهم، اما سعی میکنم در این کارها فضای موجود را بشکنم و مخاطب را جذب کنم. فکر میکنم برنامه من از سوی مخاطبان با استقبال خوبی مواجه شده، اما خودم از کاری که کردم راضی نیستم و شاید 10 تا 20درصد توقعم برآورده شد.
طرح اولیه من برای دکور و فرم اجرای برنامه یک پل معلق بود بین دو مجتمع، یعنی یک پل معلق بین دو برج مسکونی که با قرار گرفتن مهمانان روی این پل و تعلیق بین زمین و آسمان، برنامه اجرا میشد. آن چیزی که قصد انجامش را داشتم، کم کم به طرحی که هم اکنون میبینید، تبدیل شد و دلیل آن هم ضعف تکنیک و تجهیزات بود و البته ضعف نگاه! چراکه ما برای ساخت برنامههای مذهبی با کمبود بودجه مواجه هستیم، مگر اینکه برنامه نمایشی باشد. در این مورد به جرات میگویم برای برنامههای ترکیبی مذهبی هزینه چندانی نمیشود.

از نوع و فرم برنامهها صحبت کردید. به نظر میرسد شما شکل جدیدی از برنامه مذهبی را به اجرا در آوردید. در این مورد توضیح میدهید؟
اعتراف میکنم برنامه من، برنامه ترکیبی پلاتویی نیست، بلکه فرم جدیدی از برنامه مستند ترکیبی است که امیدوارم پایهگذار این فرم از برنامهها باشم. این ژانر تا قبل از این وجود نداشته و تلاش من بر این بوده که در این برنامه نگاههای مستقل به دوربین و مدیر صحنه را حذف کنم. به نظر من فضای رسانه باید خودمانیتر باشد، رسانه ما باید مردمیتر باشد، مردم ما باید خودشان را در برنامهها دخیل بدانند. پس تا مردم در یک برنامه شریک و دخیل نباشد، مخاطب آن نمیشوند.
چطور باید مردم را در یک برنامه دخیل کرد؟
باید دیدن برنامهها را برای مردم راحتتر کنیم، یعنی برنامههایی بسازیم که مردم از همه چیز آن سر در بیاورند، همه چیز شفاف باشد و صداقت محض در آن برنامه وجود داشته باشد. تصور می کنم تمام این موارد در برنامه من وجود دارد، در برنامه من همه چیز روی صحنه است. آنقدر وسعت دارد که هیچ جایی برای مخفی کردن وجود ندارد.400متر دکور یکی از خصیصههای بارز این برنامه است که هر گوشه این برنامه یک دکور مجزا است.
مجری در بیشتر برنامههای ترکیبی نقش اصلی و اساسی را بازی میکند، اما در شبهای روشن به نظر میرسد مجری گوشهای از برنامه را در اختیار دارد نه تمام آن را؟
نقش مجری در این برنامه اجرا نیست، بلکه به اجرا در آوردنده برنامه است. مجریهای ما در برنامهها، لباسشان، نوع نگاه و مدل حرف زدنشان را به اجرا در میآورند، به صورتی که برنامههای گفتوگو محور در رسانه، برنامههای مجری محور است. تعداد اندکی از مجریها در کشور هستند که میتوانند اجرای گفتوگو محور را به نمایش بگذارند. این افراد مخاطب را به خاطر حضور خودشان، نه به خاطر نوع و فرم برنامه جذب میکنند.
گاهی فرم و نوع برنامه هیچ جذابیتی برای مخاطب ندارد و افراد تنها برای دیدن مجری گفتوگو محور پای برنامهها مینشینند. اما کار من، مجری محور نیست و اجرا یعنی همین. مجری من برنامه را به اجرا در میآورد و اتفاقا بیشتر هم دیده میشود.

حضور یک روحانی در برنامههایی از این دست عادتی متداول است، اما دلیل انتخاب حجتالاسلام زائری چه بوده است؟
حجتالاسلام زائری، کارشناس مذهبی ژورنالیستی است که در حال حاضر سردبیر دو نشریه خیمه و پنجره است. با این تفاسیر، وی رسانه را میشناسد و من هم ترجیح دادم به جای روحانی مسالهگو که این روزها در رسانه زیاد دیده میشود، از یک فرد آشنا با رسانه و مردمی بهره ببرم.
برخی فکر میکنند روحانی یعنی فردی که بنشیند و مستقیماً مردم را نصیحت کند یا اینکه مسالهگو باشد و احکام را برای مردم نقل کند، اما قصد من از اجرای آقای زائری، این بود که بگویم در عین اینکه هر دوی این موارد صحیح است، اما روحانی باید در یک برنامه مذهبی، احساس کند که کنار مردم است که خداراشکر اقای زائری این حس را به مردم انتقال داده که در کنار مردم است.
تمرکز مباحثی که در برنامه مطرح میشود، بیشتر حول چه محوری است؟
بیشترین تمرکز برنامه بر روی مبحث زندگی به سبک دینی است. وقتی به مردم میگوییم خمس و زکات بدهید تا زندگیتان رونق بگیرد، باید در عمل مشخص شود که به چه معناست. متاسفانه ما در زندگیهایمان کمتر به این سبک زندگی توجه داشتهایم. در رسانه به دلیل برخی کجاندیشیهایی که از بیرون وجود دارد، نمیتوانیم به مردم بگوییم که یکسری کارها را انجام ندهید و حتی برخی مشکلات را هم نمیتوانیم بازگو کنیم. یعنی تنها میتوانیم بایدها را بگوییم و نمیتوانیم از نبایدها حرفی بزنیم چون رواج پیدا میکند. اما مساله این است که کلام امام حسین (ع) در این میان چه میشود که میفرماید "تا درد شناخته نشود درمانی نتوان کرد." ما چطور میتوانیم از فیس بوک حرف نزنیم، از بدحجابی حرف نزنیم، روابط غیر منطقی بین زنان و مردان را بازگو نکنیم، اما بگوییم که این کارها اشتباه است و برای آنها درمانی باید پیدا کرد.
در رسانه باید از هنجارها و ناهنجاریها و بایدها و نبایدها با هم سخن گفت. خیلی صریح و بیپروا و بیپرده باید صحبت کرد، چون با نقل قول، نمیشود کار کارشناسی و دقیق انجام داد.

چرا این سبک کار را برای برنامه ماه رمضان انتخاب کردید؟
یکی از افتخارات من در طول 15سال کار رسانه این بوده که اکثر سالها برای محرم و رمضان برنامه ساختم، چراکه دغدغه دین دارم، البته دین به سبک و سیاق خودم. واقعیتش، انتقادی که به من وارد میکنند این است که من فرمگرا هستم نه محتوا گرا. معتقدم برنامههای من به لحاظ فرم 10سال جلوتر حرکت میکند، اما به لحاظ محتوا 10سال از منبر عقبتر هستند.
به این واقعیت نیز اعتقاد دارم که رسانه تا 100 سال دیگر هم نمیتواند به لحاظ محتوا به منبر چوبی آیت الله کافی و علمای دیگر برسد، اما از نظر فرم و سبک برنامهها دست برنامهسازان باز است، پس نباید خود سانسوری کنیم. قاب، دکور، رنگ و لعاب باید درست باشد، باید اول یک جام بلورین زیبا را ارائه کنیم و محتوا را داخل آن بریزیم. حتی اگر محتوا یک درصد باشد، ولی اگر فرم درستی به مخاطب ارائه شود، رسانه وظیفه خود را انجام داده است. اما اگر فرم ضعیف باشد و گیرایی نداشته باشد، با توجه به وجود هزاران شبکه در دسترس مردم، چه دلیلی دارد که مردم یک کار مذهبی نگاه کنند. شبکههای ماهوارهای را نگاه میکنند و هر کدام رنگ و لعاب بهتری داشت آن را تماشا می کنند. کار دینی باید کار شیک باشد و اگر بلد نیستیم کار شیک انجام بدهیم، بهتر است برنامهای نسازیم.
گفتوگو از بهاره عقلمند