مجموعههای رمضانی در یک نگاه/
فقر سوژههای جذاب در تلویزیون، شیاطین را به میدان کشاند
همان سوژههای موفق را با آب و تاب به خورد تماشاگر میدهند و عقیده دارند که برای جذب مخاطب باید از تجربیات قبلی و نمونههای تکراری و تقلیدی موفق بهره گیرند.
به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون برنا، از سال 1372 که تلویزیون به عنوان رسانه ملی در دیدگاهش نسبت به ماه مبارک رمضان تغییری جدی ایجاد کرد و تصمیم به تولید و پخش ویژهی برنامهها و مجموعههای تلویزیونی مختص این ماه مبارک را در دستور کار خود قرار داد، 18 سال میگذرد؛ درست زمانی که ماه رمضان با ایام نوروز تلاقی داشت و به دلیل همین تقارن، سریالهایی ساخته و پخش شد. مجموعه «همسایهها» به کارگردانی حسن فتحی در ابتدای راه آن سالها و سریالسازی حرفهای این روزهای تلویزیون، نخستین مجموعهای بود که عنوان سریال مناسبتی ماه رمضان را بر خود داشت. همچنین «مهمان» ساخته خسرو ملكان و «نیمه پنهان ماه» ساخته مجید جعفرى، آثارى هستند كه آغازگر مسیر سریالسازی در تلویزیون بودند و آثارى چون «گمگشته» ساخته رامبد جوان و «همراز» سامان مقدم، این روند را تثبیت كرد.
آغازی شیرین در ماه رمضان
از همان سالها به صورت جسته و گریخته، شبكههاى مختلف بنا به رویکردها، سیاستها و تعاریف خود كوشیدند با توجه به مسائل دینى و مذهبى و اخلاقى داستانهایی از زندگی مردم را بازگو كنند و ماه ضیافت خداوند را به كام مخاطبان خود شیرینتر كنند.
در اوایل راه سریالسازی مناسبتی برای ماه مبارک رمضان، تقسیمبندیهای کنونی محتوایی شبکههای صداوسیما، به شکل امروزی وجود نداشت. مجموعههایی با محتوا و ساختارهای متفاوت از شبکههای سیما پخش میشدند و مثلا این طور نبود که مجموعههای طنز به شبکه سوم و مجموعههای ارزشی و دارای مفاهیم ماورایی به شبکه اول سیما اختصاص داشته باشد.

فرشتهها و شیاطین به سلامت از پس امتحان بر آمدند
صداوسیما امسال نیز همچون سالهای قبل مجموعههای نمایشی را برای رمضان آماده و پخش کرد که همه آنها به جزء یکی، ژانر ماورایی داشتند! گرچه معاونت سیما در وعدهها و صحبتهایش، هر سال نوید تولید مجموعههایی در ژانرهای مختلفی را میدهد که امسال این وعدهها محقق نشد؛ و البته به حق نمیتوان از ساختار و محتوای هر کدام از سریالهای ماورایی امسال صرفنظر کرد. با نگاهی به تجربه موفقیتآمیز مجموعه ماورایی «اغما» در سال 1386 که به تهیهکنندگی رضا جودی و کارگردانی سیروس مقدم روی آنتن رفت، از مجموع 4 سریال ماه رمضانی امسال هم، 3 مجموعه با محوریت ارواح سرگردان، فرشتهها و شیاطین پخش شدند که شاید بتوان دلیل این امر را اقبال مردم به موضوعات ماورایی دانست که سالهای قبل، امتحانشان را پس داده بودند.
بازگرداندن نگاهها به سمت رسانه ملی
«سقوط یک فرشته»، «سیامین روز» و «پنج کیلومتر تا بهشت» از آن دست مجموعههایی هستند که به رغم همه انتقادات، یک موهبت را برای تلویزیون ملی به همراه داشتند و آن بازگرداندن نگاهها به سمت شبکههای داخلی بود. صرفنظر از تمامی انتقادات و اشکالات فنی و کارشناسی نباید از این واقعیت به سادگی گذشت که تا همین چند ماه اخیر یکی از دغدغههای دستگاههای فرهنگی، استقبال جوانان و خانوادههایشان از سریالهای ماهوارهای بود که ناخواسته رسانه ملی را تحتالشعاع قرار داده بود. سریالهای مبتذلی که خیانت را به اشکال مختلف ترویج میدهد که همین امر فریاد دستگاههای فرهنگی و ارزشی را درآورد؛ چرا که جذابیت و مخاطبشناسی در فیلمهای داخلی وجود نداشت و همین امر باعث قهر بینندگان از شبکههای داخلی شده بود.
فقر سوژههای جذاب در تلویزیون، شیاطین را به میدان کشاند
البته اگر هم نگاهی به موضوع و سوژههای برنامهها و فیلمهای روتین رسانه ملی بیندازیم، متوجه میشویم که به غیر از تقلید و گرتهبرداری از نمونههای موفق داخلی و خارجی، سوژهای به ذهن نویسندگان و پژوهشگران نمیرسد. در واقع همان سوژههای موفق را با آب و تاب و با رنگ و لعابی دیگر به خورد تماشاگر میدهند و عقیده دارند برای اینکه اثرشان، توانایی جذب مخاطب را داشته باشد و چون جذب مخاطب عام را عامل بسیار مهمی میدانند، برای رسیدن به این هدف از تجربیات قبلی و نمونههای تکراری و تقلیدی موفق بهره میگیرند.
«سعید اصفهانیان» مدیر تحقیق پروژه «ملک سلیمان» به موضوع فقر سوژه اشاره میکند و درباره چگونگی شکلگیری سریالهای ماورایی زمانی در تلویزیون ایران، به خبرنگار برنا میگوید: فیلمها و سریالهای ماورایی کنونی در رسانه ملی، گرتهبرداری از تفکرات غربی و فیلمهای ماورایی غربی است که نویسندگان و پژوهشگران ما تلاش بر بومیسازی آن داشتهاند. در صورتی که در سینمای غرب، پژوهش و تحقیقات قبل از ساخت یک فیلم مورد نظر قرار میگیرد، یعنی عقبه ساخت فیلم پژوهش است، اما در ایران، تصویر، عقبه پژوهش قرار گرفته و پژوهشگر ایرانی از تصویر برای نوشتن الهام میگیرد، نمونهاش هم حجم زیاد کتابها و فیلمهایی است که درباره ماورا، فرقهها و عرفانهای نوظهور در بازار به وفور یافت میشود.
گزارش: آزاده فضلی
آغازی شیرین در ماه رمضان
از همان سالها به صورت جسته و گریخته، شبكههاى مختلف بنا به رویکردها، سیاستها و تعاریف خود كوشیدند با توجه به مسائل دینى و مذهبى و اخلاقى داستانهایی از زندگی مردم را بازگو كنند و ماه ضیافت خداوند را به كام مخاطبان خود شیرینتر كنند.
در اوایل راه سریالسازی مناسبتی برای ماه مبارک رمضان، تقسیمبندیهای کنونی محتوایی شبکههای صداوسیما، به شکل امروزی وجود نداشت. مجموعههایی با محتوا و ساختارهای متفاوت از شبکههای سیما پخش میشدند و مثلا این طور نبود که مجموعههای طنز به شبکه سوم و مجموعههای ارزشی و دارای مفاهیم ماورایی به شبکه اول سیما اختصاص داشته باشد.


فرشتهها و شیاطین به سلامت از پس امتحان بر آمدند
صداوسیما امسال نیز همچون سالهای قبل مجموعههای نمایشی را برای رمضان آماده و پخش کرد که همه آنها به جزء یکی، ژانر ماورایی داشتند! گرچه معاونت سیما در وعدهها و صحبتهایش، هر سال نوید تولید مجموعههایی در ژانرهای مختلفی را میدهد که امسال این وعدهها محقق نشد؛ و البته به حق نمیتوان از ساختار و محتوای هر کدام از سریالهای ماورایی امسال صرفنظر کرد. با نگاهی به تجربه موفقیتآمیز مجموعه ماورایی «اغما» در سال 1386 که به تهیهکنندگی رضا جودی و کارگردانی سیروس مقدم روی آنتن رفت، از مجموع 4 سریال ماه رمضانی امسال هم، 3 مجموعه با محوریت ارواح سرگردان، فرشتهها و شیاطین پخش شدند که شاید بتوان دلیل این امر را اقبال مردم به موضوعات ماورایی دانست که سالهای قبل، امتحانشان را پس داده بودند.
بازگرداندن نگاهها به سمت رسانه ملی
«سقوط یک فرشته»، «سیامین روز» و «پنج کیلومتر تا بهشت» از آن دست مجموعههایی هستند که به رغم همه انتقادات، یک موهبت را برای تلویزیون ملی به همراه داشتند و آن بازگرداندن نگاهها به سمت شبکههای داخلی بود. صرفنظر از تمامی انتقادات و اشکالات فنی و کارشناسی نباید از این واقعیت به سادگی گذشت که تا همین چند ماه اخیر یکی از دغدغههای دستگاههای فرهنگی، استقبال جوانان و خانوادههایشان از سریالهای ماهوارهای بود که ناخواسته رسانه ملی را تحتالشعاع قرار داده بود. سریالهای مبتذلی که خیانت را به اشکال مختلف ترویج میدهد که همین امر فریاد دستگاههای فرهنگی و ارزشی را درآورد؛ چرا که جذابیت و مخاطبشناسی در فیلمهای داخلی وجود نداشت و همین امر باعث قهر بینندگان از شبکههای داخلی شده بود.
فقر سوژههای جذاب در تلویزیون، شیاطین را به میدان کشاند
البته اگر هم نگاهی به موضوع و سوژههای برنامهها و فیلمهای روتین رسانه ملی بیندازیم، متوجه میشویم که به غیر از تقلید و گرتهبرداری از نمونههای موفق داخلی و خارجی، سوژهای به ذهن نویسندگان و پژوهشگران نمیرسد. در واقع همان سوژههای موفق را با آب و تاب و با رنگ و لعابی دیگر به خورد تماشاگر میدهند و عقیده دارند برای اینکه اثرشان، توانایی جذب مخاطب را داشته باشد و چون جذب مخاطب عام را عامل بسیار مهمی میدانند، برای رسیدن به این هدف از تجربیات قبلی و نمونههای تکراری و تقلیدی موفق بهره میگیرند.
«سعید اصفهانیان» مدیر تحقیق پروژه «ملک سلیمان» به موضوع فقر سوژه اشاره میکند و درباره چگونگی شکلگیری سریالهای ماورایی زمانی در تلویزیون ایران، به خبرنگار برنا میگوید: فیلمها و سریالهای ماورایی کنونی در رسانه ملی، گرتهبرداری از تفکرات غربی و فیلمهای ماورایی غربی است که نویسندگان و پژوهشگران ما تلاش بر بومیسازی آن داشتهاند. در صورتی که در سینمای غرب، پژوهش و تحقیقات قبل از ساخت یک فیلم مورد نظر قرار میگیرد، یعنی عقبه ساخت فیلم پژوهش است، اما در ایران، تصویر، عقبه پژوهش قرار گرفته و پژوهشگر ایرانی از تصویر برای نوشتن الهام میگیرد، نمونهاش هم حجم زیاد کتابها و فیلمهایی است که درباره ماورا، فرقهها و عرفانهای نوظهور در بازار به وفور یافت میشود.
گزارش: آزاده فضلی
نظر شما