نظر رهبر انقلاب درباره تخلف یک قاضی: در همان شهر محاکمه کنید
نظر من این است: قاضى را در همان شهرى كه این تخلف را كرده، محاكمه كنید و در همانجا حكم را بر او اجرا كنید و بعد هم در همان شهر، او را دوباره بر مسند قضاوت بگذارید.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، وجود قوه قضاییه به عنوان یکی از ارکان هر نظام و حکومتی لازم و ضروری است و ضامن سلامتی و بهداشت روانی و اجتماعی در جامعه میگردد. به همین جهت است که حضرت امیرالمومنین(ع) تاکید بسیاری بر نظارت از سوی حاکمان نسبت به قضات و آنهایی که در امر قضاوت قرار دارند کردهاند.
امام علی(ع) خطاب به مالک اشتر اینگونه وی را درباره امر قضاوت نصیحت میکنند: یکی از امور مهم جامعه دادگستری است، قاضی باید دانشمند، خوشحافظه و بیطمع، و در حل و فصل امور قضایی و دعاوی مردم با اراده باشد و احکام الهی را بدون لغزش و خطا اجرا کند.
بر قاضی است که اگر در حکمی دچار لغزش شد و به ناحق حکمی داد، پس از آن که به اشتباه خود پی برد به سوی حق بشتابد و بازگشت نماید.
زندگانی قاضی باید تامین شود تا نیاز به مردم نداشته باشد و راه عذرش بسته گردد.
قاضی باید مقام و منزلتی که شایسته قضاوت است داشته باشد تا از کسی نهراسد و حق را بدون بیم و ترس بگوید و زمام تقوی را با قدرت در دست بگیرد.
در دولت ما قاضی باید به تمام مزایای انسانیت آراسته و از زودباوری و خودپسندی به دور باشد و در کارهای قضایی بسیار رسیدگی کند و در احکامش کاملا دقیق، و به هنگام مراجعه خواهان و استماع دعوا، شکیبا و دلتنگیاش از همه کمتر باشد(1).
پس از انقلاب اسلامی نیز یکی از ضرورتهایی که برای تداوم و بقای جامعه اسلامی مورد نظر و تاکید قرار گرفت، صحت و سلامت در امر قضاوت در قوه قضاییه است. آنچه در ادامه میخوانید خاطرهای از حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است که درباره برخورد شدید با یک قاضی متخلف است:
یادم مىآید كه در اوایل دوران ریاست جمهورى، جمع آقایان شوراى عالى قضایى، پیش من تشریف آوردند. در آن جلسه، صحبت از قاضىیى شد كه در شهرى تخلفى كرده بود. من نظر خودم را درباره او مطرح كردم و گفتم سلیقهام این است، شما آن را ارزیابى كنید و ببینید كه آن را قبول دارید یا نه؟ گفتم: آن قاضى را در همان شهرى كه این تخلف را كرده، محاكمه كنید. اگر شلاق یا زندان و یا هر چیز دیگر است، در همانجا حكم را بر او اجرا كنید و بعد هم در همان شهر، او را دوباره بر مسند قضاوت بگذارید. گفتند: این كار، تشكیلات قضایى را تضعیف مىكند. گفتم: به نظر من تقویت است؛ زیرا آن دادستان و یا حاكم شرعى كه به خاطر تخلف، آنجا كتك را مىخورد، بعد كه پشت آن مسند قضا نشست، خواهد گفت ببینید، مسألهى قوّهى قضاییه این است؛ من حتّى فاسد شدم، با من این كار را كردند. بنابراین، خودش دیگر اشتباه نخواهد كرد. این، انتقام و نقمت الهى است. او دیگر جرأت نمىكند علىالظاهر تخلف نماید؛ مگر آدمهاى واقعاً مریض كه تخلف مىكنند. با اعمال این قاطعیت، دیگران هم خواهند گفت كه ببینید، قوّهى قضاییه این است و چنین متخلفانى را خودش مجازات مىكند.
البته، اگر بر اساس موازین قضا، مثلاً دست قاضىیى قطع شده باشد، این دیگر مانع از قضاوت كردن است. من چنین مواردى را نمىگویم. آن جایى مورد نظرم است كه ایرادى ندارد، مثلاً لازم بوده باشد قاضىِ متخلف را تعزیر بكنند و بعداً بگوید من قاضیم؛ اما قاضى تعزیر شده. سینهاش را هم سپر مىگیرد و سرش را هم بالا نگه مىدارد و مىگوید قضاوت اسلامى یعنى این؛ من خودم تعزیر شدم، شما دیگر چه مىگویید؟! ...
نباید رحم كرد. ترحم در اینجا، واقعاً به معناى جفاكارى بر این امت اسلامى است. به نظر من، روى قضات فاسد باید بیش از اندازهى مردم معمولى فشار آورد. جرم این افراد، به ملاك گناه در شب جمعه یا به ملاك گناه سادات یا به ملاك گناه شیعیان است كه فرمودند: هر كدام از شما كه گناه كنید، گناهتان دو برابر دیگران است؛ چون «شَین» براى ماست. باید از این قاضى انتقام گرفت. البته، انتقام الهى مورد نظر است، نه انتقام شخصى. اگر چنین فردى تخلف كرد، اگر توصیه قبول نمود، اگر كارى كه از معیارها خارج است، انجام داد، در هر شرایطى كه هست، باید به مجازات برسد. به نظر من، اگر این كار نشود، دستگاه قضایى درست نخواهد شد.
1- از عهدنامه مالک ص 934
2- بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس و مسؤولان قوّهى قضاییه 20/6/68
امام علی(ع) خطاب به مالک اشتر اینگونه وی را درباره امر قضاوت نصیحت میکنند: یکی از امور مهم جامعه دادگستری است، قاضی باید دانشمند، خوشحافظه و بیطمع، و در حل و فصل امور قضایی و دعاوی مردم با اراده باشد و احکام الهی را بدون لغزش و خطا اجرا کند.
بر قاضی است که اگر در حکمی دچار لغزش شد و به ناحق حکمی داد، پس از آن که به اشتباه خود پی برد به سوی حق بشتابد و بازگشت نماید.
زندگانی قاضی باید تامین شود تا نیاز به مردم نداشته باشد و راه عذرش بسته گردد.
قاضی باید مقام و منزلتی که شایسته قضاوت است داشته باشد تا از کسی نهراسد و حق را بدون بیم و ترس بگوید و زمام تقوی را با قدرت در دست بگیرد.
در دولت ما قاضی باید به تمام مزایای انسانیت آراسته و از زودباوری و خودپسندی به دور باشد و در کارهای قضایی بسیار رسیدگی کند و در احکامش کاملا دقیق، و به هنگام مراجعه خواهان و استماع دعوا، شکیبا و دلتنگیاش از همه کمتر باشد(1).
پس از انقلاب اسلامی نیز یکی از ضرورتهایی که برای تداوم و بقای جامعه اسلامی مورد نظر و تاکید قرار گرفت، صحت و سلامت در امر قضاوت در قوه قضاییه است. آنچه در ادامه میخوانید خاطرهای از حضرت آیت الله العظمی خامنه ای است که درباره برخورد شدید با یک قاضی متخلف است:
یادم مىآید كه در اوایل دوران ریاست جمهورى، جمع آقایان شوراى عالى قضایى، پیش من تشریف آوردند. در آن جلسه، صحبت از قاضىیى شد كه در شهرى تخلفى كرده بود. من نظر خودم را درباره او مطرح كردم و گفتم سلیقهام این است، شما آن را ارزیابى كنید و ببینید كه آن را قبول دارید یا نه؟ گفتم: آن قاضى را در همان شهرى كه این تخلف را كرده، محاكمه كنید. اگر شلاق یا زندان و یا هر چیز دیگر است، در همانجا حكم را بر او اجرا كنید و بعد هم در همان شهر، او را دوباره بر مسند قضاوت بگذارید. گفتند: این كار، تشكیلات قضایى را تضعیف مىكند. گفتم: به نظر من تقویت است؛ زیرا آن دادستان و یا حاكم شرعى كه به خاطر تخلف، آنجا كتك را مىخورد، بعد كه پشت آن مسند قضا نشست، خواهد گفت ببینید، مسألهى قوّهى قضاییه این است؛ من حتّى فاسد شدم، با من این كار را كردند. بنابراین، خودش دیگر اشتباه نخواهد كرد. این، انتقام و نقمت الهى است. او دیگر جرأت نمىكند علىالظاهر تخلف نماید؛ مگر آدمهاى واقعاً مریض كه تخلف مىكنند. با اعمال این قاطعیت، دیگران هم خواهند گفت كه ببینید، قوّهى قضاییه این است و چنین متخلفانى را خودش مجازات مىكند.
البته، اگر بر اساس موازین قضا، مثلاً دست قاضىیى قطع شده باشد، این دیگر مانع از قضاوت كردن است. من چنین مواردى را نمىگویم. آن جایى مورد نظرم است كه ایرادى ندارد، مثلاً لازم بوده باشد قاضىِ متخلف را تعزیر بكنند و بعداً بگوید من قاضیم؛ اما قاضى تعزیر شده. سینهاش را هم سپر مىگیرد و سرش را هم بالا نگه مىدارد و مىگوید قضاوت اسلامى یعنى این؛ من خودم تعزیر شدم، شما دیگر چه مىگویید؟! ...
نباید رحم كرد. ترحم در اینجا، واقعاً به معناى جفاكارى بر این امت اسلامى است. به نظر من، روى قضات فاسد باید بیش از اندازهى مردم معمولى فشار آورد. جرم این افراد، به ملاك گناه در شب جمعه یا به ملاك گناه سادات یا به ملاك گناه شیعیان است كه فرمودند: هر كدام از شما كه گناه كنید، گناهتان دو برابر دیگران است؛ چون «شَین» براى ماست. باید از این قاضى انتقام گرفت. البته، انتقام الهى مورد نظر است، نه انتقام شخصى. اگر چنین فردى تخلف كرد، اگر توصیه قبول نمود، اگر كارى كه از معیارها خارج است، انجام داد، در هر شرایطى كه هست، باید به مجازات برسد. به نظر من، اگر این كار نشود، دستگاه قضایى درست نخواهد شد.
1- از عهدنامه مالک ص 934
2- بیانات رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در دیدار با رئیس و مسؤولان قوّهى قضاییه 20/6/68
نظر شما