پاسخ به یک پرسش...

همسرم با من ناسازگارى و لجاجت بى‌مورد دارد... چه کنم؟

|
۱۳۹۰/۰۶/۱۵
|
۱۴:۵۰:۵۹
| کد خبر: ۷۴۹۰۵
همسرم با من ناسازگارى و لجاجت بى‌مورد دارد... چه کنم؟
حتى یك بار او را تهدید كردم كه چیزهایى را كه فهمیده‌ام به پدر و مادرش می‌گویم و از او تعهد كتبى با امضا و اثر انگشت گرفتم، اما مؤثر واقع نشد!
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، حضرت آیت الله صافی گلپایگانی به سوال یکی از جوانان درباره مشکلاتش در زندگی مشترک با همسرش پاسخ گفته‌اند که متن سوال و پاسخ معظم له را در ادامه می‌خوانید.

سوال: جوانى هستم 25 ساله، مدت سه ماه‌ است ازدواج كرده‌ام. در طول این سه ماه متوجه شده‌ام همسرم با من ناسازگارى و لجاجتِ بى‌مورد دارد؛ مدام بهانه‌هاى بى‌خود می‌گیرد و منتظر فرصت و بهانه‌اى است تا از من جدا شود. این طور كه من این مدت فهمیدم و خودش هم اعتراف كرده، قبل از ازدواج موارد اخلاقى داشته ـ رابطه با پسر ـ و دختر سربه زیرى نبوده‌ است، بطورى كه مداركى هم در این مورد از او پیدا كرده‌ام نامه‌هاى عاشقانه، شماره تلفن و غیره، من همیشه‌ او را نصیحت می‌كردم تا شاید اصلاح شود.

حتى یك بار او را تهدید كردم كه چیزهایى را كه فهمیده‌ام به پدر و مادرش می‌گویم و از او تعهد كتبى با امضا و اثر انگشت گرفتم، اما مؤثر واقع نشد. البته شاید، به ظاهر، كمی‌ مشكل اخلاقى‌اش اصلاح شد، اما در مورد ناسازگارى و لجاجت، الان مدت دو هفته‌ است كه بخاطر همین مسایل، او را به خانه پدرش برده‌ام؛ چون گفته كه من نمی‌توانم با تو زندگى كنم و طلاق می‌خواهد.

ما هم براى طلاق استخاره كردیم، استخاره خوب آمد، اما ممكن است با پادرمیانى ریش سفیدهاى فامیل و بزرگترها، دوباره مجبورش كنند كه برگردد البته با توجه به‌ این كه هیچ كس از موضوع مسایل قبل از ازدواجش خبر ندارد و با علم به‌ اینكه می‌گوید: «پدرم مرا به‌ازدواج با تو مجبور كرد» ـ من براى آخر و عاقبتم و طلاق با او، استخاره كرده‌ام و خوب آمد.

حالا به نظر شما چه كنم؟ به حرف بزرگترها و ریش سفیدها، گوش كنم یا به‌ استخاره عمل كنم؟ اگر لازم می‌دانید شما هم استخاره‌اى در این مورد بنمایید؛ چون من اصلاً به‌ او اعتماد ندارم و از آینده‌ام و زندگى با او و احتمالاً خیانت او می‌ترسم و مانده‌ام چكار كنم؟! البته لازم به ذكر است كه به‌ اعتراف خود ایشان، بنده‌ از لحاظ مالى و اخلاقى هیچ مشكلى ندارم، نمی‌دانم مسایل اخلاقیش را به پدر و مادرش بگویم یا نه، اگر نگویم و او را طلاق دهم، چون كسى در جریان نیست، حتماً به فساد (بیشتر) كشیده می‌شود؛ و اگر بگویم، نمی‌دانم كه‌ آیا مداركم ـ حتى تعهدى كه‌از او همراه با امضا و اثر انگشت گرفته‌ام، براى اثباتش كافى است یا نه.

با تشكر و عذرخواهى از اینكه وقتتان را گرفتم و مطلب به درازا كشیده شد، اما لازم دیدم تمام مسایل را، به طور گسترده و باز خدمتتان ارایه نمایم، تا بتوانید راهنمایى فرموده و نظرتان را به طور كامل و قطعى بیان نمایید.

پاسخ معظم له به شرح زیر می‌باشد:
بسم الله‌الرّحمن الرّحیم
حقیر از اظهار نظر در امر داخلى و شخصى شما، بعلت عدم اطلاع معذورم، بطور كلّى؛ اولاً اگر بر سرّى و امرى كه براى فرد عیب و عار باشد، مطّلع شده‌اید، افشا نكردن آن فضیلت و ثواب بسیار دارد و بلكه‌ افشا كردن نیز، اگر ضرورتى نباشد، حرام و معصیت است و گاه موجب تعزیر یا حدّ قذف می‌شود؛ بنابراین از افشاى سرّ، حتى پیش پدر و مادر شخص بپرهیزید، و ثانیاً امر طلاق به دست مرد است و بخصوص اگر زوجه هم مایل باشد؛ بلى، اگر بواسطه طلاق، زوجه در معرض فساد اخلاقى یا فشارهاى روحى قرار بگیرد، البته با امكان زندگى با زوجه، ترك طلاق و ادامه معاشرت به معروف، بسیار خوب است و اصلاً مبغوض ترین كارهاى حلال، طلاق است و ثالثاً این خود شما هستید كه با توجه به نظر ناصحین، سالمندان فامیل، دوستان و امكاناتى كه خود دارید و ملاحظه جوانب مختلف تصمیم بگیرید. به هر حال حقیر هم دعا می‌كنم كه‌ آنچه خیر و صلاح شما و طرف شما است فراهم شود.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه