محمد مهدی ۱۲ ساله دیگر کنار خانوادهاش نیست/ دو کلیه و کبدش اهدا شد
به گزارش خبرنگار فرهنگ هنر خبرگزاری برنا، اینکه یک نوجوان 12 ساله این قدر راحت مرگ را پذیرا باشد جای تاسف بسیار دارد اما چه کسانی در این میان نقش داشتند؟ خانواده که تعالیم درستی به او ندادند؟ کوتاهی بیمارستان در عملیات احیا؟ صدا و سیما؟ سازندگان اثر که چنین سریالی را ساختند؟
این حادثه تاثر و تالم شدید جامعه را همراه داشته، به گونه ای که یکی از بازیگران این سریال در اظهار نظر تندی آموزش و پرورش و حتی وزارت بهداشت را مورد انتقاد قرار داد.
اما ماجرا از چه قرار بود؟

** علاقه محمد مهدی
پدر داغدار محمد مهدی: « محمدمهدی علاقه زیادی به یکی از سریالهای ماه رمضان داشت و جانش را هم سر تقلید از این سریال گذاشت. پسرم بیشفعال بود و فیلمها و سریالهایی را که میدید، تاثیر زیادی در او میگذاشت. دست آخر هم تقلید از یکی از همین سریالها کار دستش داد و ما را داغدار کرد.»
** حادثه چگونه شکل گرفت ؟
بعد از ظهر سهشنبه ( 8 شهریور ) زمانی که پدر سر کار بود و وقتی همسرش برای خرید خانه را ترک کرد، بچهها در خانه تنها ماندند. پدر محمد مهدی در باره چگونگی حادثه گفت : «محمدمهدی» و برادر 6سالهاش مشغول بازی بودند که پسر بزرگم ناگهان تصمیم گرفت، به تقلید یکی از سریالهای ماه رمضان تبدیل به روح شود. او به برادر کوچکش گفت که میخواهد وقتی روح شد، به محل کار من و نزد مادرش و همسایهها برود و ببیند ما راجع به او و کارهایش چه میگوییم. برای همین به میله بارفیکسی که برای ورزش کردن بچهها در خانه نصب کرده بودیم، یک روسری را قلاب کرد و سرش را داخل آن قرار داد و ناگهان حلق آویز شد. چند ثانیه بعد هم روی زمین افتاد و از هوش رفت.»
محمدمهدی وقتی همه این کارها را انجام می داد ، برادر کوچکش شاهد همه این ماجرا بود. پسربچه 6 ساله چند ساعت بعد وقتی محمدمهدی به بیمارستان منتقل میشد، درباره حادثه به پدرش گفت : «من به داداش گفتم که این بازی را نکند اما خودش میخواست که روح شود. اولش که روسری را دور گردنش انداخت، داشت تاب میخورد اما یکدفعه چشم هایش را بست و روی زمین افتاد. من ترسیده بودم و گریه میکردم و همسایهها پشت در جمع شده بودند اما مامان گفته بود که در را روی کسی باز نکنم. بعد یکی از همسایهها شماره تلفن بابا را از پشت در از من گرفت و به او زنگ زد.»
پدر محمد مهدی وقتی از ماجرا باخبر شد با عجله خودش را به خانه رساند. خیلی زود پسربچه 12 ساله به بیمارستان سوم شعبان انتقال یافت و گرچه با انجام عملیات احیا، قلب او شروع به کار کرد اما مغزش از کار افتاده بود.
پدر محمد مهدی در ادامه گفت: « ساعت حدود 4:30 بعدازظهر سهشنبه بود که پسرم را به بیمارستان رساندم و او تا یکشنبه شب ( 13 شهریور ) در آنجا بستری بود. در این مدت خیلیها امیدوارمان کردند که او به زندگی بر میگردد اما دوشنبه، دکترش گفت که داروهایی که به او تزریق کردهاند جواب نداده و او دچار مرگ مغزی شده است. وقتی این خبر را به ما اعلام کردند، دنیا روی سرمان خراب شد. باورم نمیشد پسرم را به خاطر تقلید از یک سریال از دست داده باشم. پسری که هنوز هم صدای خندهها و شیطنتهایش در گوشم میپیچد.
با این حال او مرده بود و بهترین کار در آن لحظه اهدای اعضای بدنش بود. به همین دلیل با اهدای اعضای او موافقت کردیم و پسرم برای انجام آزمایشهای نهایی درخصوص مرگ مغزیشدن و عمل پیوند اعضا به بیمارستان مسیح دانشوری انتقال یافت.
**گلایه از تلویزیون
«در همه جای دنیا وقتی سریالی تخیلی و آمیخته با خرافات از تلویزیون پخش میشود قبل از آن هشدار داده میشود که این سریال را مثلا بچههای 12ساله و کمتر از آن تماشا نکنند اما متأسفانه در شبهای ماه رمضان وقتی چنین سریالی از تلویزیون پخش میشد، هیچ هشداری به خانوادهها داده نمیشد و به همین دلیل قصد دارم از صدا و سیما و سازندگان این سریال شکایت کنم.»
** دو کلیه و کبد محمد مهدی اهدا شد

قاسمی؛ مسئول امور رسانه مرکز فرآهم آوری اعضای پیوندی بیمارستان مسیح دانشوری در خصوص این واقعه گفت: محمد مهدی کودک 12 سالهای که بر اثر تقلید از سریال «پنج کیلومتر تا بهشت» بر اثر خفگی دچار مرگ مغزی شده بود پس از انتقال به بیمارستان سوم شعبان به بیمارستان مسیح دانشوری برای پیوند اعضا منتقل شد.
در این راستا با رضایت خانواده محمد مهدی دو کلیه این کودک برای پیوند به بیمارستان امام خمینی (ره) و کبد وی نیز به بیمارستان نمازی در شیراز منتقل میشود.

داریوش فرهنگ : برای وزارت بهداشت و این بیمارستانهای بیمسئولیت متاسفم !
گویا تا کنون مدیران تلویزیون رسماً درباره مرگ محمد مهدی که با الهام از سریال “پنج کیلومتر تا بهشت” خودکشی کرد، واکنشی یا موضعی نگرفتهاند، اما داریوش فرهنگ یکی از بازیگران اصلی این سریال به آن واکنش تندی نشان داده است
.داریوش فرهنگ در گفتوگویی با رادیو ایران، نسبت به وزارت بهداشت و آموزش و پرورش انتقادهای تندی کرد. او گفت: “برای وزارت بهداشت و این بیمارستانهای بیمسئولیت متاسفم.”
اظهار تاسف داریوش فرهنگ برای بیمارستانها در حالی است که گفته شده اگر به این کودک به موقع رسیدگی میشد، او از مرگ نجات پیدا میکرد. اما در نهایت کلیهها و کبد این کودک ۱۲ ساله در بیمارستان مسیح دانشوری اهدا شده است.
داریوش فرهنگ همچنین در انتقاد به نظام آموزشی، گفت: “۹۰ درصد تعلیمات آموزش و پرورش ما بیفایده است و هیچ کمکی به تربیت بچهها نمیکند. پرورش در تربیت بچهها مهمتر از آموزش است.”
او از بیتوجهی وزارت آموزش و پرورش به پرورش انتقاد کرد و گفت: “در شرایطی که والدین به دلیل مشغله زیاد کاری و کار زیاد کمتر فرصت دارند که با فرزندان خود صحبت کنند و وقت بگذرانند، این وظیفه آموزش و پرورش است که به تربیت صحیح بچهها بپردازد. اما متاسفانه ۹۰ درصد آموزشهای مدارس ما بیفایده هستند و در زندگی آینده بچهها به هیچ کاری نمیآیند.”
او که میگفت به شدت از مرگ این کودک ۱۲ ساله متاثر است ادامه داد: “مرگ محمد مهدی به دلیل تربیت غلط والدین او هم بوده است. والدین نباید اجازه دهند که بچهها هر برنامهای را تماشا کنند. اگر حس همزادپنداری بچهها منجر به تکرار و تشابهسازی حوادث شود، پس دیگر هیچ فیلمی نباید ساخت! اما در هالیوود خشنترین فیلمها ساخته میشود و این اتفاقات نمیافتد چون برای تماشاچیانشان و رده سنی آنها، برنامهریزی دارند و هر فیلمی را برای هر رده سنی به نمایش نمی گذارند.”

** تنها رقابت برای جذب مخاطب ؟
مرگ محمد مهدی 12 ساله خیلی اندوهناک است. همیشه باید یک حادثه یا اتفاقی به وقوع بپیوندد و بعد به فکر چاره اندیشی و اعمال نگاه کارشناسی باشیم ؟ واقعا کارشناسان صدا و سیما چه می کنند ؟ تنها موفقیت در کورس جذب مخاطبان ماه مبارک رمضان یعنی متعهد بودن به مخاطب؟
در کشور های مطرح صاحب سینما و تلویزیون، همیشه فیلم ها و سریال هایی که به گروه خاصی تعلق دارد در زمان خاصی نمایش داده می شود. تازه آن هم با اعلام سن و سال گروه سنی که به صورت لوگو در گوشه کادر حک می شود . تلویزیون ما گاه چنین اتفاقی را در بعضی از فیلم ها انجام می دهد ، اما تنها گاهی !
کسانی که در کنداکتور پخش شبکه سوم پخش سریالی چون " پنج کیلومتر تا بهشت " ( با توجه به موضوع سریال ) را گنجاندند ، توجه ای به ساعت 30 / 20 کردند که در چنین مواقعی همه بچه ها بیدار هستند و با توجه به اینکه فصل مدارس هم نیست بچه ها دیرتر می خوابند ؟ درنشست مشترکی که مسولین پخش شبکه ها داشتند ، کسی به خانواده ها فکر کرد یا تنها جذب مخاطب مهم بود ؟
چه می شد اگر سریال " سه دونگ سه دونگ " - که سریالی مفرح و سرگرم کننده بود - هنگام افطار پخش می شد و پنج کیلومتر تا بهشت بعد از ساعت 23 روی آنتن می رفت ؟
آیا موفقیت در کورس جذب مخاطب شبکه ها ، ارزش مرگ یک غنچه نو شکفته باغ زندگی نه تنها خانواده محمد مهدی بلکه خانواده ای به وسعت ایران را داشت ؟ همه خانواده ها از این حادثه متاثر شدند و هستند .
آیا مرگ محمد مهدی می تواند سلامت روحی و روانی کودکان ما را در بر خورد با دیگر فیلم ها و سریال ها تضمین کند ؟ خودتان کلاه تان را قاضی کنید چند فلم و سریال با درون مایه خشونت در شبکه های مختلف به نمایش در می آید ؟
لطفا سری به این آدرس بزنید و خودتان قضاوت کنید:
لطفا به ساعت پخش فیلم ها توجه کنید ...
البته این اتفاق تنها در شبکه سوم نیست بلکه در دیگر شبکه ها نیز کم و بیش دیده می شود هر چند شبکه چهار خیلی کارشناسانه تر با مخاطب تعامل دارد.
پی گیری خانواده محمد مهدی می خواهد چه اتفاقی ایجاد کند ؟ آیا می تواند محمد مهدی را زنده به نزد خانواده اش بازگرداند؟ ( کاش می شد ) خیلی جای تاسف دارد که یک انسان، یک نوجوان ایرانی به این سادگی مرگ را پذیرا شده و احتمالا هیچ اتفاقی هم در سازمان عریض طویل صدا و سیما هم نخواهد افتاد!
رسانه ها در جامعه امروز نقش پر رنگ و غیر قابل انکاری دارند، پسندیده نیست در چنین مواردی، همه تقصیر ها را گردن خانواده ها بیندازید.
می توانیم به این امیدوارم باشیم تغییراتی اساسی در زمان پخش فیلم ها و سریال های تلویزیون و حتی محتوای آثار خواهد افتاد؟
تشکر میکنم 