آهنگری که ده سال نتوانست یک جمله را حفظ کند اما از علمای مشهور تاریخ شد!
استاد به او گفت : آن مسأله فقهى را حفظ كن. بارها آن را خواند و فردا در نزد استاد چنین گفت:«سگ گفت : پوست استاد با دباغى پاك مى شود»!
به گزارش خبرنگار سرویس قاب نقره برنا، راههاى فراوان براى براى هدایت و بیرون آمدن انسان از ظلمت و رفتن به سوى نور وجود دارد خداوند براى سعادت و تكمیل اخلاق، آن قدر براهین و شواهد و آثار و آیات خلق كرده كه قابل احصاء و شمارش نیست؛ تا جائى كه براى هدایت مردم انبیاء را با بینات و كتب و معجزات و آیات فرستاد تا شاید مردم راه صحیح را بیاموزند و به سعادت و پیروزى نایل شوند.
پیامبر(ص) در تمام دوران رسالتش از نظر قولى و عملى در تهذیب نفوس و تكمیل اخلاق اسوه بودند و فرمودند: «من به خاطر تكمیل اخلاق مبعوث شدم».
مشكل بشر در عدم رعایت فضایل و كسب رذائل و میل به شهوات و اطاعت از شیطان است، تا جایى كه عدهاى همانند حیوانات زندگى مىكنند. پیامبر(ص) براى ترمیم و مداواى اخلاق بشرى، و فروكش شدن طغیانها و كنترل غرایز از هیچ نسخهاى دریغ نورزیدند و آنچه را لازم بود بیان كردند.
از اول تا آخر قرآن جاى فراوان از انبیاء و پادشاهان و قومها و... قصص نقل كرده است حتى سورهاى به نام قصص دارد همچنین درباره جنگ و صلح، مسائل خانوادگى و اجتماعى و عقیدتى و مانند اینها را خداوند به زبان قصص و داستان بیان داشته است تا با خواندن آنها راه ترقى و تنزل و سقوط و صعود در همه زمینه ها بخصوص اخلاقى را مردم بفهمند و به كار گیرند.
آنچه در ادامه میخوانید داستانی از زندگی سراج الدین سکاکی، یکی از علمای مسلمان است که در اواسط عمر خود، تحصیل علم و حقیقت را آغاز نمود و سید على اكبر صداقت آن را در کتاب "یکصد موضوع 500 داستان آن را نقل کرده است: سراج الدین سكاكى از علماى اسلام بوده و در عصر خوارزمشاهیان مىزیسته و از مردم خوارزم بوده است.
سكاكى نخست مردى آهنگر بود. روزى صندوقچهاى بسیار كوچك و ظریف از آهن ساخت كه در ساختن آن رنج بسیار كشید. آن را به رسم تحفه براى سلطان وقت آهن ساخت كه در ساختن آن رنج بسیار كشید آن را به رسم تحفه براى سلطان وقت برد. سلطان و اطرافیان به دقت به صندوقچه تماشا كردند و او را تحسین نمودند.
در آن وقت كه منتظر نتیجه بود مرد دانشمندى وارد شد و همه او را تعظیم كردند و دو زانو پیش روى وى نشستند. سكاكى تحت تأثیر قرار گرفت و گفت : او كیست؟ گفتند: او یكى از علماء است .
وی از كار خود متأسف شد و پى تحصیل علم شتافت. سى سال از عمرش گذشته بود، كه به مدرسه رفت و به مدرس گفت: مىخواهم تحصیل علم كنم . مدرس گفت : با این سن و سال فكر نمى كنم به جایى برسى، بیهوده عمرت را تلف مكن .
ولى او با اصرار مشغول تحصیل شد. اما به قدرى حافظه و استعدادش ضعیف بود كه استاد به او گفت : آن مسأله فقهى را حفظ كن (پوست سگ با دباغى پاك مىشود) بارها آن را خواند و فردا در نزد استاد چنین گفت:«سگ گفت : پوست استاد با دباغى پاك مى شود!». استاد و شاگردان همه خندیدند و او را به باد مسخره گرفتند.
اما تا ده سال تحصیل علم نتیجه اى برایش نداشت و دلتنگ شد و رو به كوه و صحرا نهاد به جائى رسید كه قطره هاى آب از بلندى بر روى تخته سنگى مى چكید و بر اثر ریزش مداوم خود، سوراخى در دل سنگ پدید آورده بود.
مدتى با دقت نگاه كرد، سپس با خود گفت : دل تو از این سنگ ، سخت تر نیست ، اگر استقامت داشته باشى سرانجام موفق خواهى شد. این را گفت و به مدرسه بازگشت و از چهل سالگى با جدیت و حوصله و صبر مشغول تحصیل شد تا به جائى رسید كه دانشمندان عصر وى در علوم عربى و فنون ادبى با دیده اعجاب مى نگریستند.
كتابى به نام مفتاح العلوم مشتمل بر دوازده علم از علوم عربى نوشت كه از شاهكارهاى بزرگ علمى و ادبى به شمار مى رود.
پیامبر(ص) در تمام دوران رسالتش از نظر قولى و عملى در تهذیب نفوس و تكمیل اخلاق اسوه بودند و فرمودند: «من به خاطر تكمیل اخلاق مبعوث شدم».
مشكل بشر در عدم رعایت فضایل و كسب رذائل و میل به شهوات و اطاعت از شیطان است، تا جایى كه عدهاى همانند حیوانات زندگى مىكنند. پیامبر(ص) براى ترمیم و مداواى اخلاق بشرى، و فروكش شدن طغیانها و كنترل غرایز از هیچ نسخهاى دریغ نورزیدند و آنچه را لازم بود بیان كردند.
از اول تا آخر قرآن جاى فراوان از انبیاء و پادشاهان و قومها و... قصص نقل كرده است حتى سورهاى به نام قصص دارد همچنین درباره جنگ و صلح، مسائل خانوادگى و اجتماعى و عقیدتى و مانند اینها را خداوند به زبان قصص و داستان بیان داشته است تا با خواندن آنها راه ترقى و تنزل و سقوط و صعود در همه زمینه ها بخصوص اخلاقى را مردم بفهمند و به كار گیرند.
آنچه در ادامه میخوانید داستانی از زندگی سراج الدین سکاکی، یکی از علمای مسلمان است که در اواسط عمر خود، تحصیل علم و حقیقت را آغاز نمود و سید على اكبر صداقت آن را در کتاب "یکصد موضوع 500 داستان آن را نقل کرده است: سراج الدین سكاكى از علماى اسلام بوده و در عصر خوارزمشاهیان مىزیسته و از مردم خوارزم بوده است.
سكاكى نخست مردى آهنگر بود. روزى صندوقچهاى بسیار كوچك و ظریف از آهن ساخت كه در ساختن آن رنج بسیار كشید. آن را به رسم تحفه براى سلطان وقت آهن ساخت كه در ساختن آن رنج بسیار كشید آن را به رسم تحفه براى سلطان وقت برد. سلطان و اطرافیان به دقت به صندوقچه تماشا كردند و او را تحسین نمودند.
در آن وقت كه منتظر نتیجه بود مرد دانشمندى وارد شد و همه او را تعظیم كردند و دو زانو پیش روى وى نشستند. سكاكى تحت تأثیر قرار گرفت و گفت : او كیست؟ گفتند: او یكى از علماء است .
وی از كار خود متأسف شد و پى تحصیل علم شتافت. سى سال از عمرش گذشته بود، كه به مدرسه رفت و به مدرس گفت: مىخواهم تحصیل علم كنم . مدرس گفت : با این سن و سال فكر نمى كنم به جایى برسى، بیهوده عمرت را تلف مكن .
ولى او با اصرار مشغول تحصیل شد. اما به قدرى حافظه و استعدادش ضعیف بود كه استاد به او گفت : آن مسأله فقهى را حفظ كن (پوست سگ با دباغى پاك مىشود) بارها آن را خواند و فردا در نزد استاد چنین گفت:«سگ گفت : پوست استاد با دباغى پاك مى شود!». استاد و شاگردان همه خندیدند و او را به باد مسخره گرفتند.
اما تا ده سال تحصیل علم نتیجه اى برایش نداشت و دلتنگ شد و رو به كوه و صحرا نهاد به جائى رسید كه قطره هاى آب از بلندى بر روى تخته سنگى مى چكید و بر اثر ریزش مداوم خود، سوراخى در دل سنگ پدید آورده بود.
مدتى با دقت نگاه كرد، سپس با خود گفت : دل تو از این سنگ ، سخت تر نیست ، اگر استقامت داشته باشى سرانجام موفق خواهى شد. این را گفت و به مدرسه بازگشت و از چهل سالگى با جدیت و حوصله و صبر مشغول تحصیل شد تا به جائى رسید كه دانشمندان عصر وى در علوم عربى و فنون ادبى با دیده اعجاب مى نگریستند.
كتابى به نام مفتاح العلوم مشتمل بر دوازده علم از علوم عربى نوشت كه از شاهكارهاى بزرگ علمى و ادبى به شمار مى رود.
نظر شما