رد پای یک مادر در بهشت؛

نذر مادر شهید جهان آرا + صوت ممد نبودی ببینی

|
۱۳۹۰/۰۶/۲۱
|
۱۴:۰۲:۲۱
| کد خبر: ۷۶۰۳۹
نذر مادر شهید جهان آرا + صوت ممد نبودی ببینی
شاید هم نذر کرده بود که آنقدر به عکس محمد و علی نگاه کند تا یک روز برود به دیدار فرزندانش و حاجت روا شود.

باشگاه جوانی برنا/ زمزمه لب هایش محمد بود و نگاهش خیره به عکس فرزندانی که نامشان آزادگی و سربلندی مجسم است. هر که به دیدارش رفته بود می گفت: ظاهرا خاطراتش را حافظه اش را فراموش کرده اما نگاه مادری اش را نه...
 
صبوری کرد تا آنکه به دیدار فرزندانش رفت؛ انتظار کشید شاید درست از آن روزی که علی جوانش را در جایی به خاک سپرده اند و بعد از دیدن عکسش گورکن گفت که او اینجاست و مادر سال ها به آن قبر دل سپرد و نگاه . بعدها که شکنجه گر او اعتراف کرد که علی را شکنجه داده واز او هیچ صدایی بلند نشده است "مادر لبخند زد."

نه شاید هم انتظار برایش از آن شبی که خواب دید علی آمده تا محمد را هم با خود ببرد مکه، شروع شد و مادر در خواب التماس کرد که او را هم با خود ببرند اما علی می گوید فقط آمده ام دنبال محمد.

فردای همان روز خبر سقوط هواپیمای فرماندهان و شهادت محمد که منتظر تولد فرزند دومش بود و مادری که از آن روز نگاهش خیره ماند به عکس...

نمی دانم شاید هم نذر کرده بود که آنقدر به عکس محمد و علی نگاه کند تا  یک روز برود به دیدار فرزندانش و حاجت روا شود.

جای ردپایش را می شود در بهشت یافت؛ اما نگاهش دیگر خیره به عکس ها نیست. نگاه زنی که صبرش زینب وار بود و وجودش پر از شراره های عشق مادری...

روحش قرین رحمت...

صوت را اینجا بشنوید

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر