پنج راز مهم در مورد زندگی دیک چنی
دیک چنی معاون جرج بوش در هشت سال زمامداری وی به عنوان رییس جمهور آمریکا به عنوان یک عروسک خیمه شب بازی عاشق شکنجه مشهور است.
به گزارش سرویس بین الملل برنا به نقل از پایگاه خبری بانگورد دیلی نیوز، دیک چنی در دوران کاری خود به عنوان معاون بوش زمانی به دلیل شخصیت خود تمسخر می شد و زمانی نیز به دلیل علاقه شدید شکنجه و جنگ افروزی باعث هراس دیگران بود. پنج نکته مهم در مورد زندگی وی وجود دارد که او را بیش از پیش به دیگران می شناساند.
1) این دیک چنی بود که دولت آمریکا را اداره می کرد، نه جرج بوش.
حتی پیش از زمان آغاز ریاست جمهوری بوش در آمریکا عقل و خرد حکم می کرد که این موضوع پذیرفته شود که دیک چنی اداره کننده حقیقی و مرکز ثقل دولت آمریکا بود. تنها چند روز پس از اعلام پیروزی بوش در برابر ال گور توسط دادگاه عالی آمریکا، ویل فرل طنزپرداز آمریکایی از این که چنی به عنوان معاون بوش انتخاب شده است ابراز تاسف کرد. هیچ شکی نیست که چنی فردی بسیار بانفوذ و به عبارتی قدرتمندترین معاون رییس جمهور در تاریخ آمریکا بود. با وجود این زمانی که بوش اعلام کرد خود تصمیم گیرنده است، راست می گفت. چرا چنی به او مشاوره می داد و او تصمیم می گرفت.
2) چنی یک نو محافظه کار بود.
نومحافظه کاران آمریکایی به نوعی از سیاست خارجی معتقدند که بر اساس آن قدرت آمریکا و ارزش های این کشور باید به هر قیمتی در جهان اثرگذار باشد. اگرچه واقع گرایان بر این باورند که آمریکا باید تنها در صورت در خطر قرار گرفتن منافع ملی خود اقدام کند، اما نومحافظه کاران معتقدند که قدرت آمریکا باید در موارد مربوط به مسائل بشر دوستانه مورد استفاده قرار گیرد.
نگاهی به عملکرد چنی مبنی بر علاقه برای تسلط نظامی نشان دهنده تعلق خاطر وی به نومحافظه کاران است. وی که در زمان جنگ اول خلیج فارس با کنار گذاشتن صدام مخالفت کرده بود، 12 سال بعد نقش اصلی را در حمله به عراق برای سقوط صدام ایفا کرد.
3) چنی هرگز به اشتباه خود در مورد عراق اعتراف نکرده است
بسیاری از مطالب کتاب در زمان من که خاطرات چنی را در بر می گیرد، نشان از عدم تمایل وی برای اعتراف به اشتباه دولت بوش در حمله به عراق دارد. وی همچنان معتقد است که این حمله عادلانه و ضروری بود و باعث افزایش امنیت آمریکا شد.
4) چنی هرگز روابط خوبی با رسانه ها نداشته است
یکی از مهم ترین ویژگی های دوران معاونت ریاست جمهوری چنی روابط مشکل و نامناسب وی با رسانه ها بوده است. وی زمان کمی را برای خبرنگاران اختصاص می داد و در پاسخ های خود به جملات کوتاه و سکوت آزاردهنده اکتفا می کرد. به همین دلیل بسیاری از خبرنگاران چهره خوبی از وی در ذهن نداشتند. وی همواره تلاش می کرد که کمتر در دسترس باشد.
5) چنی در دوران معاونت خود علاقه زیادی به مستحکم کردن ارکان قدرت خود داشت.
چنی به شدت مشتاق داشتن یک قدرت ریشه دار در دولت بود و به همین دلیل یک معاون رییس جمهرو با قدرت نفوذ بسیار بالا بود. البته این به آن معنا نیست که چنی تلاش کردن قدرت خود را از طریق افزایش دسترسی به نهادهای دولتی افزایش دهد. وی چهار دهه برای افزایش قدرت دولت در آمریکا تلاش کرده بود.
1) این دیک چنی بود که دولت آمریکا را اداره می کرد، نه جرج بوش.
حتی پیش از زمان آغاز ریاست جمهوری بوش در آمریکا عقل و خرد حکم می کرد که این موضوع پذیرفته شود که دیک چنی اداره کننده حقیقی و مرکز ثقل دولت آمریکا بود. تنها چند روز پس از اعلام پیروزی بوش در برابر ال گور توسط دادگاه عالی آمریکا، ویل فرل طنزپرداز آمریکایی از این که چنی به عنوان معاون بوش انتخاب شده است ابراز تاسف کرد. هیچ شکی نیست که چنی فردی بسیار بانفوذ و به عبارتی قدرتمندترین معاون رییس جمهور در تاریخ آمریکا بود. با وجود این زمانی که بوش اعلام کرد خود تصمیم گیرنده است، راست می گفت. چرا چنی به او مشاوره می داد و او تصمیم می گرفت.
2) چنی یک نو محافظه کار بود.
نومحافظه کاران آمریکایی به نوعی از سیاست خارجی معتقدند که بر اساس آن قدرت آمریکا و ارزش های این کشور باید به هر قیمتی در جهان اثرگذار باشد. اگرچه واقع گرایان بر این باورند که آمریکا باید تنها در صورت در خطر قرار گرفتن منافع ملی خود اقدام کند، اما نومحافظه کاران معتقدند که قدرت آمریکا باید در موارد مربوط به مسائل بشر دوستانه مورد استفاده قرار گیرد.
نگاهی به عملکرد چنی مبنی بر علاقه برای تسلط نظامی نشان دهنده تعلق خاطر وی به نومحافظه کاران است. وی که در زمان جنگ اول خلیج فارس با کنار گذاشتن صدام مخالفت کرده بود، 12 سال بعد نقش اصلی را در حمله به عراق برای سقوط صدام ایفا کرد.
3) چنی هرگز به اشتباه خود در مورد عراق اعتراف نکرده است
بسیاری از مطالب کتاب در زمان من که خاطرات چنی را در بر می گیرد، نشان از عدم تمایل وی برای اعتراف به اشتباه دولت بوش در حمله به عراق دارد. وی همچنان معتقد است که این حمله عادلانه و ضروری بود و باعث افزایش امنیت آمریکا شد.
4) چنی هرگز روابط خوبی با رسانه ها نداشته است
یکی از مهم ترین ویژگی های دوران معاونت ریاست جمهوری چنی روابط مشکل و نامناسب وی با رسانه ها بوده است. وی زمان کمی را برای خبرنگاران اختصاص می داد و در پاسخ های خود به جملات کوتاه و سکوت آزاردهنده اکتفا می کرد. به همین دلیل بسیاری از خبرنگاران چهره خوبی از وی در ذهن نداشتند. وی همواره تلاش می کرد که کمتر در دسترس باشد.
5) چنی در دوران معاونت خود علاقه زیادی به مستحکم کردن ارکان قدرت خود داشت.
چنی به شدت مشتاق داشتن یک قدرت ریشه دار در دولت بود و به همین دلیل یک معاون رییس جمهرو با قدرت نفوذ بسیار بالا بود. البته این به آن معنا نیست که چنی تلاش کردن قدرت خود را از طریق افزایش دسترسی به نهادهای دولتی افزایش دهد. وی چهار دهه برای افزایش قدرت دولت در آمریکا تلاش کرده بود.
نظر شما