روایت دور افتخار دختر ایرانی در رینگ/ امیدوارم مسوولان سر قولشان بمانند
به گزارش خبرگزاری برنا "ناهید مقدم" جوان 27 سالهای است که به عنوان نماینده ایران در وزن 50- کیلوگرم، در فینال رقابتهای جهانی کیک بوکسینگ آلمان برابر حریفی از آمریکا به میدان رفت و با اقتدار صاحب گردن آویز طلا شد.
جالب است بدانید که تا قبل از این ایران در وزن 50- کیلوگرم مدال طلا نداشت و مقدم اولین مدال طلای ایران را در این وزن کسب کرد. او ساکن شهر قدس است و 7 سال است بصورت حرفه ای به این ورزش مشغول است.البته او موی تای هم کار میکند.
بسیاری میگویند که این ورزش، ورزش خشنی است و با روحیات هر کسی سازگار نیست اما ناهید مقدم به برنا میگوید: به نظرم افرادی که وارد این رشته میشوند معمولاً افراد بسیار آرام، صبور و مهربانی هستند برعکس این رشته که در اذهان عمومی بسیار خشن جلوه میکند.
چرا کیک بوکسینگ؟
خیلی اتفاقی وارد ورزش کیک بوکسینگ شدم؛ حدود دو سال بود که بسکتبال کار میکردم بعد از یک وقفه دو ماهه که در تمریناتم افتاد وقتی مجددا به باشگاه رفتم گفتند که بسکتبال مربی ندارد و من هم در بین سایر ورزشها کیک بوکسینگ را انتخاب کردم.
نحوه انتخابت برای مسابقات جهانی چگونه بود؟
در مرحله اول در مسابقات کشوری شرکت کردم. معمولا عرف بر این است نفرات اول و دوم، نفرات برتر و همچنین نفرات برتر سالهای قبل به اردوی تیم ملی دعوت میشوند در این اردو دوباره این افراد برگزیده با هم رقابت میکنند. کسی که در این رقابتها به برتری برسد به مسابقات اعزام خواهد شد.
برای تمرینات کجا میرفتی؟ شهر قدس امکانات ورزشی خوبی دارد؟
نه. امکانات ورزشی در شهر خودمان درحد خوبی نیست. من مجبور بودم برای تمرینات به تهران بیام و برگردم. بعضی وقتها برای تمرینات هوازی به چیتگر میرفتم یا جایی که بتوانم بدوم. برای تمرینات غیر هوازی هم مجبور بودم جای دیگری را انتخاب کنم خلاصه مدام در باشگاه ها می چرخیدم و بدن سازی کار می کردم. در شهر ما یک مجموعه خاص و کامل وجود ندارد که وقتی وارد آن مجموعه ورزشی میشوی بتوانی تمام تمرینات را انجام بدهی و مجبور نباشی که مدام کرایه ماشین بدهی و مدام از شهر قدس به تهران بیایی.
سطح مسابقات چطور بود؟
سطح مسابقات بسیار خوب بود و میتوان گفت در سطح عالی قرار داشت و 42 کشوری که در این مسابقات شرکت داشتند واقعا خوب ظاهر شدند به خصوص ایران.
درباره مسابقه فینال و حریف امریکاییات بگو...
واقعا بازی بسیار حساس و مهمی بود چرا که این بازی در روز قدس هم برگزار می شد و حساسیتش دو چندان شده بود. ایرانیان بسیار کمی در محل برگزاری مسابقه حضور داشتند بیشتر این افراد هم تیمیهای خودم بودند که دور رینگ مدام مرا تشویق می کردند و میگفتند" ناهید تو رو خدا؛ ناهید بزنش...". بنظرم آنهایی که بیرون رینگ هستند استرس بیشتری را تحمل میکنند.
وقتی پیروز شدم واقعاً فضا قابل توصیف نبود. پرچم را بلند کردم و دور رینگ چرخیدم بین آن همه جمعیت...
مبارزه با پوشش مسابقات چطور بود؟ کشورهای دیگر واکنش نشان می دادند؟
خودمان را با شرایط پوشش اسلامی وفق دادهایم چرا که در یک کشور اسلامی زندگی میکنیم و برخی مواقع در اردوهای تیم ملی موقعی که قرار است به مسابقات اعزام شویم با پوشش تمرین میکنیم تا برایمان شرایط مسابقه تداعی شود.البته خیلیها در محل برگزاری مسابقه از ما سوال میکردند که این پوشش برایتان سخت نیست؟ اما برخی دیگر برایشان کاملا عادی بود.
درس هم می خوانی یا بیشتر در اردو بودی؟
در این مدت که در اردوهای تیم ملی بودم نتوانستم به درسم برسم چون اردوها مدام و مستمربرگزار میشد اما با توجه به مقامی که کسب کردم میتوانم بدون کنکور در رشته تربیت بدنی تحصیل کنم. البته فکر می کنم کمک هزینه دانشگاهی هم به من بدهند.
هدیه چطور؟ ارگان یا سازمانی قولی داده است؟
وزارت ورزش و جوانان، فدراسیون ورزشهای رزمی و همچنین شورای شهر و تربیت بدنی شهرمان قولهایی را دادهاند که امیدوارم به آن عمل کنند.مثلا وزارت ورزش و جوانان گفته که 30 سکه به نفر اول میدهیم.رییس فدراسیون مبلغ یک میلیون را به عنوان هدیه اعلام کرده است، اما شورای شهر را نمی دانم. ولی خدا کند که این هدیه را بدهند چون ورزشکاران رزمی از سوی ارگانها حمایت نمیشوند و معمولا از لحاظ مالی در مضیقه قرار دارند.