شعری برای فکه،مجنون،هور/
پسر شدیم و بدون پدر بزرگ شدیم
پسر شدیم و بدون پدر بزرگ شدیم/و با هزار غم و دردسر بزرگ شدیم/و جنگ بود - و آوارگی و دربه دری...
باشگاه جوانی برنا/
پسر شدیم و بدون پدر بزرگ شدیم
و با هزار غم و دردسر بزرگ شدیم
و جنگ بود - و آوارگی و دربه دری
سفر رسید و ما با سفر بزرگ شدیم
پدر همیشه سفر بود مثل این که نبود
و ما بدون پدر با خطر بزرگ شدیم
پدر قطار فشنگش قطار رفتن بود
و ما به شوق سفر بود اگر بزرگ شدیم
پدر رسید – و ما از قطار جا مانده ایم
پلاکش آمد و ما با خبر بزرگ شدیم
و کوچه عکس پدر را به سینه چسبانید
و ما به چشم شما بیشتر بزرگ شدیم
قطار پوکهی خالی – و زیرسیگاری
چقدر جای تو خالی، پدر! بزرگ شدیم
و ما بزرگ نبودیم این شکوه تو بود
به چشم مردم دنیا اگر بزرگ شدیم
نظر شما