سخنان حضرت آیت الله جوادی آملی پیرامون عالم بیعمل / این ها عالم فاسق هستند
برخیها عقل نظریشان آزاد اما عقل عملی شان بسته است این ها عالم فاسق هستند، برخی مقدس بی عقل و بی تدبیر هستند یعنی هرچه به آن ها بگویید عمل می کنند.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا ، حضرت آیت الله جوادی آملی پنج شنبه در دیدار اعضای علمی و اجرایی برگزار کننده همایش اخلاق در ادیان با ایشان افزودند : کمبود علمی یقیناً وجود دارد، برای این که حداقل علم فارابی و امثال آن هستند چه رسد به حداکثر، اما آنچه که مشکل آفرین است فقدان اخلاقی است ، آن چه که مشکل را بر طرف می کند وجدان اخلاقی است ، اگر اخلاق بتواند خودش را نشان دهد از کمبود علم رنج عملی نمی بریم.
ایشان ادامه دادند : به برخی از عالمان بیعمل اعتراض میکردند که شما که میدانستی چرا فلان کار را کردی ؟ شما که فلان آیه را خواندی ، تدریس کردی و تفسیر کردی چرا به نا محرم نگاه می کنی ؟ شما که الان از کلاس درس آمدی چرا رومیزی و زیرمیزی می گیری ؟ اشکال آن ها اصلا وارد نیست برای این که تو که می دانستی چرا عمل نکردی ، سر این که اشکال وارد نیست برای آن است که علم مشکل را حل نکرده است و چیز دیگری مشکل را حل میکند.
معظم له افزودند : در درون ما چهار دستگاه مانند بیرون وجود دارد ، از نظر بیرون انسان ها چهار گروه و از نظر درون هم چهار گروه اند، از نظر بیرون یک سری مجاری ادارکی مانند چشم و گوش و دست و پا داریم، از نظر بیرونی برخی افراد هم مجاری ادراکی شان سالم است وهم مجاری تحریکی و عملی شان سالم است یعنی خوب دیده ، خوب شنیده و خوب کار و حرکت می کنند ، این گروه سالم الطرفین هستند.
ایشان ابراز داشتند : گروه دوم کسانی هستند که مجاری ادارکی شان قوی است، چشم و گوش خوبی دارند اما دست و پایشان فلج است.
حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند :گروه سوم کسانی هستند که دست و پای آن ها خیلی نیرومند است اما چشم و گوش شان نابینا و کر است.
ایشان افزودند : گروه چهارم معلول الطرفین هستند ،هم اعضای اداراکی و هم اعضای تحریکی شان معلول است ،اگر کسی مار و عقرب را دید ، مجرای ادراکی اش قوی بود ودست و پایش هم قوی بود می دود و فرار می کند ، اما اگر کسی دست و پای خود را در اختیار دیگری قرار دهد دیگری هم آن دست و پا را زنجیر کند و ببندد و مار و عقرب او را نیش هم بزند اعتراض کنیم که مگر ندیدی اعتراض ما وارد نیست برای اینکه چشم و گوش فرار نمی کنند ، این دست و پا است که فرار می کند.
ایشان افزودند : نفس شئونی نظری دارد ، اندیشه دارد که متولی اندیشه عقل نظری است ، از حس و تجربه تا وهم و خیال و عقل و استدلال و بخش عملی که عهده دار اخلاق است آن شهوت و است و غضب است که بخش جزم ، تصور، تصدیق متولی خاص دارد.
مفسر قرآن کریم اضافه کردند: بخش عزم، اراده، نیت و اخلاص متولی مخصوص دارد، در جهاد درون در بخش اندیشه این وهم و خیال همیشه مقابل برهان هستند، اگر عقل نظری بتواند این ها را رام کند این حکیم و مبرهن می شود و اگر حکیم نشود می شود مجادل و معارض، برای این که وهم و خیال موضوعات را جابجا می کنند، محمول ها را جابجا می کند این اقسام 13 گانه مغالطه هم بر اثر دخالت وهم و خیال است که جلوی عقل نظری را می گیرد.
ایشان فرمودند :در جبهه جهاد اندیشه و علم اگر عقل نظری توانست امامت این گروه را برعهده بگیرد وهم و خیال برکت می شوند چون جزئیات را این ها در نظر می گیرند و موضوعات را در اختیار می گذارند و گر نه گرفتار مغالطات علمی می شویم.
حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند : منطق برای پیروزی در جبهه جهاد اندیشه است اما هیچ کاری از منطق در مساله اخلاق ساخته نیست ، ذره ای دخالت ندارد و باید قاطعانه سخن گفت در این که منطق خیلی قوی است ، تمام سنگرها را می تواند راهنمایی کند که چگونه جلوی وهم یا خیال را بگیرد و کارها را به امامت عقل نظری بدهد و بشود امام اندیشه و رهبری کند؟ اما در جهاد نفس که می گویند این شهوت و غضب جلوی عقل عملی را می گیرد عقل عملی باید تصمیم بگیرد و عزم اراده داشته باشد او را زنجیر می کند وقتی زنجیر کردند این آقا در عین حال که از کلاس درس بیرون آمده زیر میزی و رومیزی می گیرد برای این که او باید اهل عزم باشد ، الان زنجیر شده است.
ایشان ابراز داشتند : عالم بی عمل در جبهه جهاد علمی مناقشه ندارد ، برای این که تمام اقسام 13 گانه مغالطه را خوانده تدریس کرده و برهان خوب ارائه می کند اما ذره ای کار از چشم و گوش بر نمی آید ، آنی که فرار می کند، دست و پا است اما دست و پای او بسته است.
معظم له خاطر نشان کردند : بنا براین دستگاه نفس باید به همین چهار گروه تقشسیم شود ، برخی عقل عملی شان آزاد است ،عقل نظری شان آزاد است این ها عالم بلاعمل هستند.
حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند : برخیها عقل نظریشان آزاد اما عقل عملی شان بسته است این ها عالم فاسق هستند، برخی مقدس بی عقل و بی تدبیر هستند یعنی هرچه به آن ها بگویید عمل می کنند ولی نمی فهمد به چه دارد عمل می کند ، برخی جاهل هستند که هم در اندیشه و هم در انگیزه گیر دارند.
ایشان افزودند : همانطوری که در بخش های بدنی چهار گروه داریم ، در بخش های درونی هم چهار گروه را داریم و اخلاق برای همین قسمت است. این مرجع تقلید تاکید کردند: مطلب بعدی این است که سازمان ملل سالانه جلسه دارد و حقوق بشر را تدوین کرده است اما سازمان ملل و مجامع بین المللی حرفی برای گفتن ندارند ، چرا برای این که این سی چهل ماده ای که در سازمان ملل و حقوق بشر مطرح است مواد حقوقی هستند این مواد را از آزادی ،امنیت ، وفای به عهد ،رعایت امانت ،عدالت ، پرهیز از خیانت گرفته اند که مبانی حقوق بشر هستند که از آنها این مواد را استخراج کرده اند تا این جا هیچ مشکلی نیست اما به سراغ عدل که مفهوم "وضع کل شی فی موضع " است باید رفت که جای اشیاء و اشخاص کجاست ؟
معظم له فرمودند : اشخاص جایشان کجاست ؟ اول نزاع این جا است ، یک کسی می گوید اشیاء را کسی نیافرید اشخاص را کسی نیافرید ، جایشان مشخص نیست و باید جایش را شما تشخیص بدهید و برای هفت میلیارد نفر برنامه باز کنید ، جایشان را درست کنید این راه علمی ندارد ، هیچ ممکن نیست کسی منبع نداشته باشد بدون منبع مبنا داشته باشد ، ازمبنا مواد را بیرون بکشد.
ایشان افزودند : گیریم که عدالت ، آزادی ، استقلال ،وفای به عهد ، امنیت و امانت همه این ها حق است و معنا و مفاهیم اینها روشن است اما کنه اینها را چه باید مشخص کند که عدل "وضع کل شی فی موضع " است ، اشیا ء ، زن و مرد جای آنها کجا است ، راه علمی ندارد ، وقتی منبع نباشد ، مبنا نیست و مبنا سرگردان است.
حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند : یک سلسه مسایل اخلاقی مشترک داریم ، آنها اخلاق خود را از آداب می گیرند ، ادب غیر از اخلاق است شما که منبع ندارید انسان شناسی ، جهان شناسی و جهان بینی ندارید ،عدالت یکی از مسایل اخلاقی است آن را از کجا می خواهید بگیرید؟ این باید ثابت شود بنابراین نه در فلسفه حقوق دست آنها و نه در فلسفه اخلاق دستشان پر است لذا قم که عاصمه مراکز علمی است این حرف ها را باید به جهان منتقل کند.
ایشان ادامه دادند : به برخی از عالمان بیعمل اعتراض میکردند که شما که میدانستی چرا فلان کار را کردی ؟ شما که فلان آیه را خواندی ، تدریس کردی و تفسیر کردی چرا به نا محرم نگاه می کنی ؟ شما که الان از کلاس درس آمدی چرا رومیزی و زیرمیزی می گیری ؟ اشکال آن ها اصلا وارد نیست برای این که تو که می دانستی چرا عمل نکردی ، سر این که اشکال وارد نیست برای آن است که علم مشکل را حل نکرده است و چیز دیگری مشکل را حل میکند.
معظم له افزودند : در درون ما چهار دستگاه مانند بیرون وجود دارد ، از نظر بیرون انسان ها چهار گروه و از نظر درون هم چهار گروه اند، از نظر بیرون یک سری مجاری ادارکی مانند چشم و گوش و دست و پا داریم، از نظر بیرونی برخی افراد هم مجاری ادراکی شان سالم است وهم مجاری تحریکی و عملی شان سالم است یعنی خوب دیده ، خوب شنیده و خوب کار و حرکت می کنند ، این گروه سالم الطرفین هستند.
ایشان ابراز داشتند : گروه دوم کسانی هستند که مجاری ادارکی شان قوی است، چشم و گوش خوبی دارند اما دست و پایشان فلج است.
حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند :گروه سوم کسانی هستند که دست و پای آن ها خیلی نیرومند است اما چشم و گوش شان نابینا و کر است.
ایشان افزودند : گروه چهارم معلول الطرفین هستند ،هم اعضای اداراکی و هم اعضای تحریکی شان معلول است ،اگر کسی مار و عقرب را دید ، مجرای ادراکی اش قوی بود ودست و پایش هم قوی بود می دود و فرار می کند ، اما اگر کسی دست و پای خود را در اختیار دیگری قرار دهد دیگری هم آن دست و پا را زنجیر کند و ببندد و مار و عقرب او را نیش هم بزند اعتراض کنیم که مگر ندیدی اعتراض ما وارد نیست برای اینکه چشم و گوش فرار نمی کنند ، این دست و پا است که فرار می کند.
ایشان افزودند : نفس شئونی نظری دارد ، اندیشه دارد که متولی اندیشه عقل نظری است ، از حس و تجربه تا وهم و خیال و عقل و استدلال و بخش عملی که عهده دار اخلاق است آن شهوت و است و غضب است که بخش جزم ، تصور، تصدیق متولی خاص دارد.
مفسر قرآن کریم اضافه کردند: بخش عزم، اراده، نیت و اخلاص متولی مخصوص دارد، در جهاد درون در بخش اندیشه این وهم و خیال همیشه مقابل برهان هستند، اگر عقل نظری بتواند این ها را رام کند این حکیم و مبرهن می شود و اگر حکیم نشود می شود مجادل و معارض، برای این که وهم و خیال موضوعات را جابجا می کنند، محمول ها را جابجا می کند این اقسام 13 گانه مغالطه هم بر اثر دخالت وهم و خیال است که جلوی عقل نظری را می گیرد.
ایشان فرمودند :در جبهه جهاد اندیشه و علم اگر عقل نظری توانست امامت این گروه را برعهده بگیرد وهم و خیال برکت می شوند چون جزئیات را این ها در نظر می گیرند و موضوعات را در اختیار می گذارند و گر نه گرفتار مغالطات علمی می شویم.
حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند : منطق برای پیروزی در جبهه جهاد اندیشه است اما هیچ کاری از منطق در مساله اخلاق ساخته نیست ، ذره ای دخالت ندارد و باید قاطعانه سخن گفت در این که منطق خیلی قوی است ، تمام سنگرها را می تواند راهنمایی کند که چگونه جلوی وهم یا خیال را بگیرد و کارها را به امامت عقل نظری بدهد و بشود امام اندیشه و رهبری کند؟ اما در جهاد نفس که می گویند این شهوت و غضب جلوی عقل عملی را می گیرد عقل عملی باید تصمیم بگیرد و عزم اراده داشته باشد او را زنجیر می کند وقتی زنجیر کردند این آقا در عین حال که از کلاس درس بیرون آمده زیر میزی و رومیزی می گیرد برای این که او باید اهل عزم باشد ، الان زنجیر شده است.
ایشان ابراز داشتند : عالم بی عمل در جبهه جهاد علمی مناقشه ندارد ، برای این که تمام اقسام 13 گانه مغالطه را خوانده تدریس کرده و برهان خوب ارائه می کند اما ذره ای کار از چشم و گوش بر نمی آید ، آنی که فرار می کند، دست و پا است اما دست و پای او بسته است.
معظم له خاطر نشان کردند : بنا براین دستگاه نفس باید به همین چهار گروه تقشسیم شود ، برخی عقل عملی شان آزاد است ،عقل نظری شان آزاد است این ها عالم بلاعمل هستند.
حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند : برخیها عقل نظریشان آزاد اما عقل عملی شان بسته است این ها عالم فاسق هستند، برخی مقدس بی عقل و بی تدبیر هستند یعنی هرچه به آن ها بگویید عمل می کنند ولی نمی فهمد به چه دارد عمل می کند ، برخی جاهل هستند که هم در اندیشه و هم در انگیزه گیر دارند.
ایشان افزودند : همانطوری که در بخش های بدنی چهار گروه داریم ، در بخش های درونی هم چهار گروه را داریم و اخلاق برای همین قسمت است. این مرجع تقلید تاکید کردند: مطلب بعدی این است که سازمان ملل سالانه جلسه دارد و حقوق بشر را تدوین کرده است اما سازمان ملل و مجامع بین المللی حرفی برای گفتن ندارند ، چرا برای این که این سی چهل ماده ای که در سازمان ملل و حقوق بشر مطرح است مواد حقوقی هستند این مواد را از آزادی ،امنیت ، وفای به عهد ،رعایت امانت ،عدالت ، پرهیز از خیانت گرفته اند که مبانی حقوق بشر هستند که از آنها این مواد را استخراج کرده اند تا این جا هیچ مشکلی نیست اما به سراغ عدل که مفهوم "وضع کل شی فی موضع " است باید رفت که جای اشیاء و اشخاص کجاست ؟
معظم له فرمودند : اشخاص جایشان کجاست ؟ اول نزاع این جا است ، یک کسی می گوید اشیاء را کسی نیافرید اشخاص را کسی نیافرید ، جایشان مشخص نیست و باید جایش را شما تشخیص بدهید و برای هفت میلیارد نفر برنامه باز کنید ، جایشان را درست کنید این راه علمی ندارد ، هیچ ممکن نیست کسی منبع نداشته باشد بدون منبع مبنا داشته باشد ، ازمبنا مواد را بیرون بکشد.
ایشان افزودند : گیریم که عدالت ، آزادی ، استقلال ،وفای به عهد ، امنیت و امانت همه این ها حق است و معنا و مفاهیم اینها روشن است اما کنه اینها را چه باید مشخص کند که عدل "وضع کل شی فی موضع " است ، اشیا ء ، زن و مرد جای آنها کجا است ، راه علمی ندارد ، وقتی منبع نباشد ، مبنا نیست و مبنا سرگردان است.
حضرت آیت الله جوادی آملی افزودند : یک سلسه مسایل اخلاقی مشترک داریم ، آنها اخلاق خود را از آداب می گیرند ، ادب غیر از اخلاق است شما که منبع ندارید انسان شناسی ، جهان شناسی و جهان بینی ندارید ،عدالت یکی از مسایل اخلاقی است آن را از کجا می خواهید بگیرید؟ این باید ثابت شود بنابراین نه در فلسفه حقوق دست آنها و نه در فلسفه اخلاق دستشان پر است لذا قم که عاصمه مراکز علمی است این حرف ها را باید به جهان منتقل کند.
نظر شما