پیشکسوتان جهاد و شهادت/۱۰

جانباز دفاع مقدس: بی‌توجهی برخی مسوولان باعث آسیب دیدن جانبازان شده است

|
۱۳۹۰/۰۷/۰۳
|
۱۷:۰۲:۴۴
| کد خبر: ۷۸۴۹۴
جانباز دفاع مقدس: بی‌توجهی برخی مسوولان باعث آسیب دیدن جانبازان شده است
بی انصافی است اگر بگوییم مسوولان کاری نکرده اند، اما تمام خدماتی که حق جانبازان، آزادگان و خانواده های شهدا بوده است را هم به خوبی انجام نداده اند.
سرویس اجتماعی برنا

دفتر خاطرات هشت سال دفاع مقدس را ورق زدیم و در کنار خاطرات خانواده معظم شهدا به صفحه ای رسیدیم که حکایت از بمب باران خانه هایی داشت که طفلانی در آن خفته بودند.

سید امیر زکی پور جانبازی است که در آن زمان 4 سال بیشتر نداشت، اما خوب به خاطر دارد روزی را که ترکش خمپاره های بعثی خواهر 13 ساله اش را به شهادت رساند، پدر، برادر و دیگر خواهرش را راهی بیمارستان کرد و خود نیز 18 ماه میهمان تخت های بیمارستان بود.

زکی پور از خاطرات آن دوران و اتفاقی که برای او و خانواده اش افتاد، می گوید: اولین کسی که از خانواده ما از جنگ صدمه دید، پدرم بود. 31 شهریور 1359 به پالایشگاه آبادان حمله هوایی شد و پدرم که آن روز شیفت بود که مجروح شده و برای درمان به تهران منتقل شد.

یعد از 3 ماه در تاریخ 17 آذر 1359 من به اتفاق مادر و دیگر خواهر و برادرانم به دزفول رفته بودیم و خانه مادربزرگم میهمان بودیم که در بمب باران شهر دزفول، اصابت توپ دوربرد به خانه باعث شهادت زهرا (خواهر 13 ساله ام) شد و من، برادر و یکی دیگر از خواهرانم مجروح شدیم و به تهران، بیمارستان شهدای تجریش منتقل شدیم . مادر و یکی دیگر از برادرانم به صورت معجزه آسایی در این اتفاق آسیب ندیدند.

خواهرم بعد از 3 ماه مرخص شد و برادرم به دلیل اینکه ترکش خمپاره به سر، دست و پایش اصابت کرده بود مدت 6 ماه بستری بود و بعد از انجام دوره فیزیوتراپی مرخص شد. اما من 18 ماه اسیر تخت های بیمارستان بودم.

استخوان های دست چپم کاملا خورد شده بود اما با تلاشی که پزشکان انجام دادند به صورت معجزه آسایی مشکل دستم حل شد و عصب هایی که قطع شده بود با پیوند عصبی که صورت گرفت، درمان شد.

وی ادامه می دهد: اتفاقاتی که در این سطح برای خانواده ها می افتد، خیلی سخت است. بسیاری از آشنایان و اقوام ما بعد از آن حمله هوایی مهاجرت کردند و خیلی از هم دور افتادیم و با توجه به شرایط آن دوره ارتباط تلفن هم وجود نداشت که بتوانیم از هم خبر بگیریم.

مادرم با همه سختی هایی که متحمل شده بود، شهادت دخترش از یک طرف، مجروح شدن فرزندان و همسرش از طرفی دیگر و بی خبری از خویشاوندانش زخم بزرگی بر قلبش نشانده بود اما با همه این اوصاف طی این 18 ماه مانند یک پرستار به صورت شبانه روزی تیماردار من بود.

سید امیر زکی پور درخصوص درصد جانبازی اش توضیح می دهد: در ابتدا درصد جانبازی من 40 درصد اعلام شده بود، البته از نظر علمی درصد از کارافتادگی مطرح می شود. به مرور زمان و با بهبودی که حاصل شد از 40 درصد به 35 درصد و بعد از آن به 30 درصد کاهش پیدا کرد. اگرچه پزشکان همچنان به همان 40 درصد اعتقاد دارند اما چیزی که در نهایت در پرونده ایثارگری ام ثبت شده، 30 درصد جانبازی است.

زکی پور درخصوص عملکرد بنیاد جانبازان و بنیاد شهید و ایثارگران می گوید: بی انصافی است اگر بگوییم مسوولان کاری نکرده اند، اما تمام خدماتی که حق جانبازان، آزادگان و خانواده های شهدا بوده است را هم به خوبی انجام نداده اند.

کوتاهی هایی صورت گرفته که بخشی از آن ارتباط برقرار کردن بنیاد با نهادها و سازمان برای رفع مشکل جانبازان است. سازمان ایثارگران یک نهاد بسیار قوی است و با ارتباطاتی که دارد، خیلی راحت تر می تواند حلال مشکلات جانبازان باشد اما عدم کفایت و بی توجهی بعضی از مسوولان باعث آسیب دیدن خیلی از جانبازان شده است.

بزرگترین مساله ای که می توان به آن اشاره کرد؛ مساله مبلمان شهری برای جانبازان و حتی معلولین است. با ارتباطی که می توان با شهرداری برقرار کرد خیلی از مشکلات عبور و مرور و مسایل شهری جانبازان حل می شود. در حال حاضر و در سال های اخیر اقداماتی در این خصوص انجام شده است. مثلا در بانک ها، ادارات و سازمان های دولتی مشاهده می شود که رمپ هایی برای تردد جانبازان و معلولین قرار داده اند اما این موضوع فقط بخشی از مشکلات جانبازان است و مبحث اشتغال جانبازان از دیگر مشغله های فکری آنهاست.

بنده معتقدم همانطور که در کلام حضرت امام (ره) و صحبت های مقام معظم رهبری هم به آن تاکید شده است، باید به خانواده شهدا و ایثارگران رسیدگی شود، زیرا این خانواده ها به جز این سازمان که مزین به نام این عزیزان شده، پشتیبان و حامی دیگری ندارند.

از زکی پور پرسیدم؛ اگر آن زمان به سنی رسیده بودید که می توانستید به جبهه بروید، این کار را انجام می دادید و او جواب داد: یک عده رفتند که بجنگند و یک عده درگیر جنگ بودند. مهم نیست که حتما این رفتن داوطلبانه باشد، ما در عمل انجام شده قرار گرفته بودیم و چاره ای جز این نبود. مردم خوزستان، ایلام، کردستان و ... همان مردمی بودند که درگیر جنگ و اتفاقات پس از آن شدند.

طبیعی است که هیچکس از جنگ خوشش نمی آید، مردم ایران همیشه از جنگ گریزان بودند و آرامش و صلح را هم برای خود و هم برای اطرافیانشان می خواستند. اما وقتی صحبت از دین، وطن و ناموس باشد همه انسان ها وارد عمل می شوند و این وظیفه انسان هاست که دفاع کنند.

وی درخصوص ارتباط فیلم آژانس شیشه ای با فضای فعلی جامعه و برخورد مردم با خانواده شهدا و جانبازان گفت: در برهه ای از زمان که هیچکس به خود جرأت طرح چنین مسائلی را نمی دهد، فیلمی ساخته شد که مسایل خیلی خوبی را درخصوص جانبازان، مشکلات آنها و نگاه مردم جامعه نسبت به آنها مطرح کرد.

عده زیادی از مردم فکر می کنند که این آدم ها آمده بودند تا بخورند و ببرند اما حقیقتاً اینطور نیست. من جانبازی را می شناسم که 4 سال است در نوبت است تا برای درمانش به آلمان سفر کند. از طرفی سازمان اعلام کمبود بودجه می کند و از طرفی روز ها و ماه ها سپری می شود و این عزیز در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است.

حال در این میان اگر اتفاقی هم بیافتد، فکر می کنند که خیلی کار خارق العاده ای انجام داده اند، در حالیکه اینطور نیست، اگر کاری هم انجام شود، انجام وظیفه بوده است.


گفتنی است؛ سید امیر زکی پور از جانبازان هنرمند و از مستندسازان جوان این مرز و بوم است که اینک در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران فعالیت می کند.






نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه