پیشکسوتان جهاد و شهادت/۱۵
همسر شهید جعفری: بعد از شهادت همسرم هروقت دلم میگرفت به دیدار امام(ره) میرفتم
بعد از شهادت همسرم هر وقت دلم میگرفت، همراه با فرزندم به دیدار امام (ره) میرفتم. امام پشت عکس همسرم را امضا کرده و گفتند من همیشه شما را دعا میکنم.
سرویس اجتماعی برنا
در آخرین روز از هفته دفاع مقدس با فاطمه صحت همسر شهید سلمان جعفری به گفتوگو نشستیم. همسر بزرگوار شهیدی که همچون هزاران مادر و همسر شهید دیگر، اسطوره های زمان ما هستند. شیر زنانی که با صبوری زینب گونهشان همسر و فرزند خود را برای دفاع از این مرز و بوم به جبهه های نبرد اسلام با کفر راهی کردند و با شجاعت و عشقی بی مثال، شهادت، جانبازی و یا اسیری عزیزانشان را نظاره کردند.
عزیزانی که پس از پایان جنگ نیز مسوولیت سنگین خود را که مراقبت از تمامی ارزش های به دست آمده و تربیت فرزندان شهدا بود را نیز به نحو احسن انجام داده و اکنون نیز این زنان قهرمان بر حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی تاکید دارند.
عزیزانی که پس از پایان جنگ نیز مسوولیت سنگین خود را که مراقبت از تمامی ارزش های به دست آمده و تربیت فرزندان شهدا بود را نیز به نحو احسن انجام داده و اکنون نیز این زنان قهرمان بر حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی تاکید دارند.
فاطمه صحت درباره همسر شهیدش اینگونه می گوید: همسرم در سن 24 سالگی در سال 1359 پس از 14 روز حضور در جبهه، شهید شدند. ایشان در نخستین عملیات سال 1359 در منطقه دهلران شهید شد. آن زمان بنی صدر گفته بود نیروها وارد شهر دهلران شوند و ما آنها را از بالا پشتیبانی می کنیم، درحالیکه هیچکس رزمندگان را همراهی نکرد و به جز 2 نفر، تمام آن ها شهید شدند.
صحت با بیان اینکه همسرم بعد از گذشت سه سال و نیم از زندگی مشترکمان عازم جبهه شد، بیان کرد: زمان خداحافظی وقتی فرزند یک سال و هفت ماهه ام را در آغوش گرفت، پسرمان سرش را با آرامش بر روی شانه او گذاشت، لحظهای دلش لرزید و گفت خدا می خواهد من را امتحان کند و فرزند را به دست من داد و رفت،.همیشه می ترسید، وابستگی به فرزندش مانع از رفتن او به جنگ شود.
این همسر شهید صحبت هایش را اینطور ادامه می دهد: پس از شهادت همسرم هیچکس نام کوچک او را نمی دانست. فقط می دانستند او اهل قم است و بعد از شهادت ایشان، جنازه اش را با عنوان طلبه شهید جعفری قمی برای تشییع به تهران آوردند. با اینکه در مراسم تشییع جنازه او حضور داشتم، اما نمی دانستم که این شهید، همسر من است. جنازه او را به قم بردند و پس از یک هفته، امام دستور دادند از جنازه او عکس بیندازید و به خاک بسپارید. آن زمان بود که متوجه شدم، آن شهید همسر من بوده است.
صحت در ادامه صحبت هایش می گوید: همسرم علاقه شدیدی به طلبگی داشت. وقتی ایشان را بعد از شهادتشان پیدا کردیم، پشت عکساش، عنوان حجت الاسلام و المسلمین شیخ جعفری قمی را نوشته بودند با اینکه هیچ گاه فرصت نشد این راه را برود.
صحت با اشاره به تنها وصیت همسرش قبل از شهادت گفت: شهید سلمان در تماسی که سه روز بعد از اعزام با پدرم داشت، تأکید کرد که اگر شهید شدم، همسر و فرزندم را برای تسلی دلشان به نزد امام ببرید.
این همسر شهید با بیان اینکه مادر بزرگ شهید سلمان آشپز مخصوص امام(ره) بودند، می گوید: به واسطه او بعد از شهادت سلمان هر وقت دلم می گرفت، همراه با فرزندم به دیدار امام(ره) می رفتم.
صحت درباره نخستین دیدار خود با امام(ره) توضیح می دهد که در آن روز امام پشت عکس همسرم را امضا کردند و با لحنی دلنشین گفتند من همیشه شما را دعا می کنم.
وی با اشاره به ازدواج مجدد خود بعد از شهادت شهید سلمان جعفری خاطرنشان کرد: بعد از شهادت ایشان با خودم عهد بستم اگر قرار باشد ازدواج کنم، کسی را برای همسری برگزینم که راه همسرم را دنبال کند و حالا با یک فرد سپاهی ازدواج کردم که هشت سال در جبهه جنگیده است.
این همسر شهید در پایان صحبت هایش می گوید: نسبت به همسر شهیدم احساس شرمندگی می کنم، هیچ وقت حتی روی درد دل کردن با او را ندارم و فقط می گویم دعایم کن!
نظر شما