فروزان: آینده اقتصاد کشور در کریدورهای ترانزیتی است؛ چابهار در مسیر تبدیل جغرافیا به ارزش
به گزارش خبرگزاری برنا از سیستان و بلوچستان؛ در جهان امروز، رقابت کشورها تنها بر سر بازار و منابع نیست؛ مسیرهای دسترسی به بازارها نیز به یکی از عرصههای مهم رقابت ژئواکونومیک تبدیل شدهاند. کریدورها دیگر صرفاً خطوطی برای جابهجایی کالا نیستند، بلکه شبکههایی از بنادر، راهآهن، جادهها، مرزها، مراکز لجستیکی، مناطق تولیدی و خدمات تجاری هستند که میتوانند مسیر جریان کالا، سرمایه و حتی شکلگیری مراکز جدید اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهند.
در چنین شرایطی، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در محل اتصال حوزههای مهم آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس، دریای عمان، شبهقاره هند و مسیرهای منتهی به اروپا، از ظرفیت قابل توجهی برای ایفای نقش در این شبکه برخوردار است. مسئله اصلی، تبدیل این موقعیت بالقوه به مزیت بالفعل و تبدیل عبور از سرزمین ایران به خلق ارزش در ایران است.
کریدور؛ فراتر از مسیر عبور کالا
کریدور اقتصادی در ادبیات امروز تجارت و حملونقل، صرفاً یک جاده یا خط ریلی نیست؛ مجموعهای از بندر، راهآهن، جاده، پایانه مرزی، گمرک، مراکز لجستیکی، انبارها، خدمات تجاری و مالی و بازارهای مبدأ و مقصد است.
بنابراین، مسئله اصلی تنها عبور کالا از ایران نیست؛ بلکه باید بخشی از ارزش اقتصادی این عبور نیز در داخل کشور شکل بگیرد. هرچه خدمات، پردازش، لجستیک، تولید و فعالیتهای تجاری بیشتری در طول این مسیر مستقر شود، سهم اقتصاد ملی از کریدور افزایش خواهد یافت.
از این منظر، کریدور زمانی به یک مزیت اقتصادی پایدار تبدیل میشود که مسیر عبور کالا، به مسیر شکلگیری سرمایهگذاری، تولید، خدمات، اشتغال و ارزش افزوده نیز تبدیل شود.
ایران و رقابت کریدورهای جهان
امروز از کریدور شمال–جنوب تا مسیرهای شرق–غرب، مجموعهای از طرحها و ابتکارهای اتصال منطقهای در حال شکلگیری است. کشورها و مناطق مختلف تلاش میکنند جایگاه خود را در نقشه جدید تجارت جهانی تثبیت کنند و سهم بیشتری از جریان کالا، سرمایه و خدمات به دست آورند.
در چنین فضایی، جغرافیای ایران یک مزیت راهبردی است؛ اما این مزیت تنها زمانی ارزشمند خواهد بود که زیرساخت، مدیریت، خدمات و سرمایهگذاری بتوانند آن را فعال کنند.
بنابراین، رقابت کریدوری را نباید صرفاً رقابت بر سر احداث یک مسیر دانست. موضوع اصلی، رقابت بر سر زمان، هزینه، قابلیت اطمینان، کیفیت خدمات، دسترسی به بازار و توانایی ایجاد ارزش افزوده در طول مسیر است.
در این میان، ایران میتواند به جای قرار گرفتن در حاشیه مسیرهای بزرگ تجاری، به یکی از نقاط اتصال شبکههای منطقهای تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه بنادر، مرزها، راهآهن، جادهها، مراکز لجستیکی، مناطق آزاد و قطبهای تولیدی در یک منظومه هماهنگ عمل کنند.
مناطق آزاد؛ نقاط اتصال اقتصاد ایران به کریدورها
در این منظومه، مناطق آزاد صرفاً محدودههایی برای استقرار فعالیت اقتصادی نیستند؛ بلکه میتوانند نقاط اتصال اقتصاد ملی به شبکههای تجارت منطقهای و جهانی باشند.
مناطق آزاد ساحلی و مرزی کشور، هر یک متناسب با موقعیت جغرافیایی و ظرفیتهای خود، بخشی از این شبکه را تشکیل میدهند؛ از اروند در غرب و در مجاورت بازار عراق تا بوشهر، قشم و کیش در جنوب و مازندران و انزلی در شمال.
اهمیت این مناطق زمانی بیشتر میشود که به جای نگاه جزیرهای، در قالب یک شبکه مکمل دیده شوند؛ شبکهای که در آن هر منطقه بر اساس مزیت خود، بخشی از زنجیره تجارت، تولید، لجستیک و ترانزیت کشور را تکمیل کند.
در چنین نگاهی، مناطق آزاد میتوانند محل تلاقی زیرساخت و سرمایهگذاری، مسیر و بازار، ترانزیت و تولید باشند.
منطقه آزاد چابهار؛ بستر تبدیل موقعیت به مزیت
در میان این شبکه، منطقه آزاد چابهار جایگاهی متفاوت دارد. چابهار تنها منطقه آزاد اقیانوسی ایران است و دسترسی مستقیم به آبهای آزاد، ظرفیتهای بندری، موقعیت جغرافیایی در جنوب شرق کشور و ارتباط با مرز پاکستان را در اختیار دارد.
اهمیت چابهار اما صرفاً در این موقعیت جغرافیایی خلاصه نمیشود. مزیت اصلی منطقه آزاد چابهار در امکان پیوند دادن این ظرفیتها و تبدیل آنها به یک زنجیره اقتصادی بههمپیوسته است.
منطقه آزاد چابهار میتواند با توسعه زیرساختها، آمادهسازی بستر سرمایهگذاری، تسهیل فعالیت بخش خصوصی و تقویت خدمات لجستیکی، میان ظرفیت بندری و فعالیتهای اقتصادی در پسکرانه پیوند ایجاد کند.
در این چارچوب، چابهار نباید صرفاً بهعنوان یک بندر یا یک منطقه تجاری دیده شود؛ بلکه میتواند یکی از گرههای اقتصادی ایران در شبکه کریدورهای منطقهای باشد.
چابهار؛ یکی از چهار شهر لجستیکی کشور
بر اساس اسناد بالادستی حوزه لجستیک، چابهار در کنار تهران، بندرعباس و بندر امام خمینی(ره)، یکی از چهار شهر لجستیکی کشور تعریف شده است.
این جایگاه در کنار دسترسی اقیانوسی، ظرفیت بندری، موقعیت منطقه آزاد و پیوند با مرز پاکستان، اهمیت چابهار را در شبکه حملونقل و تجارت کشور افزایش میدهد.
اما تحقق این ظرفیت نیازمند اتصال واقعی اجزای مختلف است؛ بندر باید به راهآهن و جاده، راهآهن و جاده به پسکرانه، پسکرانه به مراکز لجستیکی و تولیدی و همه این اجزا به بازارهای داخلی و منطقهای متصل شوند.
اینجاست که نقش منطقه آزاد چابهار برجسته میشود؛ زیرا این منطقه میتواند بستر استقرار و توسعه بخشی از فعالیتهای اقتصادی پیرامون این شبکه و محل اتصال سرمایهگذاری بخش خصوصی به ظرفیتهای زیرساختی باشد.
راهآهن؛ اتصال چابهار به اقتصاد ملی
راهآهن چابهار صرفاً یک پروژه حملونقلی نیست؛ این مسیر میتواند ظرفیت اقیانوسی چابهار را به شبکه ملی حملونقل و کریدورهای منطقهای متصل کند.
اهمیت این اتصال زمانی کامل میشود که در کنار زیرساخت ریلی، خدمات لجستیکی، انبارداری، صنایع وابسته، مراکز پردازش کالا و فعالیتهای تجاری نیز توسعه یابد.
در این میان، منطقه آزاد چابهار میتواند با تسهیل سرمایهگذاری، آمادهسازی محیط اقتصادی پیرامون زیرساخت و توسعه خدمات و فعالیتهای وابسته به لجستیک و تجارت، زمینه تبدیل اتصال ریلی به یک ظرفیت اقتصادی را فراهم کند.
ریمدان؛ دروازه زمینی مکمل چابهار
در سوی دیگر این منظومه، منطقه منفصله ریمدان منطقه آزاد چابهار قرار دارد؛ ظرفیتی که میتواند ضلع زمینی و مرزی این شبکه را تکمیل کند.
توسعه زیرساختها و فراهمکردن بستر فعالیت بخش خصوصی در ریمدان، در کنار ظرفیت بندری چابهار، امکان شکلگیری یک زنجیره از بندر تا مرز و از مرز تا بازار را تقویت میکند.
در این نگاه، ریمدان یک نقطه جدا از چابهار نیست؛ بلکه میتواند دروازه زمینی مکمل در کنار دروازه اقیانوسی چابهار باشد.
پیوند چابهار و ریمدان از طریق شبکه جادهای، لجستیکی، گمرکی و تجاری، میتواند ظرفیت ایران برای اتصال به بازار پاکستان و مسیرهای منطقهای را تقویت کند.
از ترانزیت به اقتصاد ترانزیتی
عبور کالا تنها نقطه آغاز اقتصاد ترانزیتی است. ارزش واقعی زمانی ایجاد میشود که در کنار جریان کالا، فعالیتهای اقتصادی نیز در مسیر شکل بگیرد.
انبارداری، بارگیری و تخلیه، بستهبندی، تعمیر و نگهداری، سوخترسانی، بیمه، خدمات مالی، پردازش کالا، صنایع وابسته و خدمات تجاری، بخشی از ارزش افزودهای هستند که میتوانند در کشور ایجاد شوند.
در این میان، منطقه آزاد چابهار میتواند با تسهیل سرمایهگذاری، فراهمسازی زیرساخت، حمایت از فعالان اقتصادی و پیوند دادن سرمایهگذاران با ظرفیتهای بندری، لجستیکی، صنعتی و مرزی، زمینه شکلگیری اقتصاد پیرامون کریدور را فراهم کند.
اینجاست که «کریدور حملونقل» به «کریدور اقتصادی» تبدیل میشود.
چابهار در متن رقابت کریدوری
در شرایطی که مسیرهای مختلف در حال رقابت برای جذب جریان تجارت منطقهای و جهانی هستند، حفظ و تقویت جایگاه ایران در این شبکهها نیازمند نگاه بلندمدت و شبکهای است.
ایران نباید صرفاً محل عبور کریدورها باشد؛ باید بتواند بخشی از ارزش اقتصادی این کریدورها را در داخل کشور خلق کند.
در این میان، منطقه آزاد چابهار میتواند یکی از نقاط مهم این راهبرد باشد؛ زیرا موقعیت اقیانوسی، ظرفیت بندری، دسترسی به آبهای آزاد، ارتباط با پسکرانه، قابلیت اتصال ریلی و جادهای و نزدیکی به مرز پاکستان، مجموعهای از ظرفیتهای مکمل را در یک نقطه گرد آورده است.
از این منظر، توسعه چابهار صرفاً توسعه یک منطقه نیست؛ تقویت یکی از نقاط اتصال ایران در نقشه کریدورهای منطقهای و افزایش ظرفیت کشور برای حضور مؤثرتر در شبکه تجارت منطقهای است.
جمعبندی؛ از جغرافیا به قدرت اقتصادی
تأکید حسین فروزان بر اینکه «آینده اقتصاد کشور در کریدورهای ترانزیتی است»، در واقع توجه به تغییر ماهیت رقابت اقتصادی در جهان امروز است؛ رقابتی که در آن مسیرهای تجارت، دسترسی به بازارها، سرعت جابهجایی، کیفیت خدمات و توانایی خلق ارزش در طول کریدور، اهمیت فزایندهای پیدا کردهاند.
در چنین شرایطی، جایگاه ایران فقط به جغرافیای آن وابسته نیست؛ به توانایی کشور برای فعالکردن این جغرافیا وابسته است. بنادر، راهآهن، جادهها، مرزها و مناطق آزاد زمانی به مزیت تبدیل میشوند که در قالب یک شبکه واحد و مکمل عمل کنند.
در این میان، منطقه آزاد چابهار میتواند یکی از نقاط کلیدی این شبکه باشد؛ نقطهای که اقیانوس را به بندر، بندر را به پسکرانه، پسکرانه را به شبکه حملونقل، شبکه حملونقل را به مرز و مرز را به بازارهای منطقهای متصل میکند.
اگر آینده اقتصاد کشور، همانگونه که فروزان تأکید کرده است، در کریدورهای ترانزیتی رقم میخورد، آینده چابهار نیز در عبور صرف کالا خلاصه نمیشود؛ بلکه در تبدیل موقعیت جغرافیایی به مزیت لجستیکی، مزیت لجستیکی به سرمایهگذاری و سرمایهگذاری به تولید، اشتغال و ارزش افزوده معنا پیدا میکند.
چابهار در این مسیر میتواند یکی از نقاط مهم رقابت کریدوری ایران باشد؛ نه صرفاً بهعنوان یک بندر یا منطقه آزاد، بلکه بهعنوان گرهای اقتصادی در شبکهای که ایران را به اقیانوس، همسایگان، بازارهای منطقهای و مسیرهای تجارت جهانی متصل میکند.
در نهایت، پیام اصلی سخن فروزان را میتوان در یک گزاره خلاصه کرد: آینده کریدوری ایران زمانی به مزیت اقتصادی تبدیل خواهد شد که کشور از «مسیر بودن» به «ارزشآفرین بودن در مسیر» حرکت کند؛ و منطقه آزاد چابهار میتواند یکی از مهمترین نقاط این گذار باشد.