آشنایی با ۳ گروه از خانواده‌های مداخله‌گر/جوانان نصیحت را «دخالت» تعبیر می‌کنند

|
۱۳۹۰/۰۷/۱۷
|
۱۴:۱۵:۱۶
| کد خبر: ۷۹۶۲۶
آشنایی با ۳ گروه از خانواده‌های مداخله‌گر/جوانان نصیحت را «دخالت» تعبیر می‌کنند
زوج‌های جوان معمولاً تمایلی به شنیدن پند و اندرز از طرف خانواده‌ها را ندارند و نصایح آنها را «دخالت» می‌پندارند.

به گزارش خبرنگار«نیمرخ» برنا، بسیاری از ما با خانواده‌هایی مواجه شده‌ایم که بعد از ازدواج فرزندانشان باز هم در تلاشند که آن‌ها را زیر سلطه خود داشته باشند و گاها دخالت‌هایی در زندگی فرزندان خود می‌کنند،«حسن میرزاحسینی»، دکترای روانشناسی و استاد دانشگاه در این باره به برنا می‌گوید:

بطور کلی هیچ یک از خانواده‌های دختر یا پسر، قصد تخریب زندگی فرزندان خود را ندارند، در واقع پدر و مادرها دائماً به این فکر می‌کنند با این کار دلسوزی کرده و با این حس برخی از مسایل را متذکر می‌شوند. بنابراین ناخواسته ممکن است زندگی زناشویی یک زوج جوان را تخریب و برای آنها مشکل ایجادکنند.

3دسته از این خانواده‌ها که سعی دارند در زندگی فرزندانشان اشراف داشته باشند

اول:گاهی اوقات ما می‌بینیم که پدر و مادر نسبت به دختر یا پسر وابستگی بیش از حد دارند و به این دلیل با اینکه فرزند آنها ازدواج کرده، آنها نمی‌توانند فرزند خود را رها کنند.

دوم: خانواده‌هایی هستند که به دختر و پسر و یا عروس و دامادشان به دید یک«بچه» نگاه می‌کنند. این قبیل خانواده‌ها فرض می‌کنند که فرزندشان تجربه لازم را برای زندگی مشترک نداشته و از پختگی کامل برخوردار نیستند. بنابراین خانواده‌ها وارد نصیحت کردن، تذکر و توصیه می‌شوند.

سوم: خانواده‌هایی هستند که به دلیل اینکه فرزندان خود را بعد از ازدواج، از نظر مالی حمایت می‌کنند، بیشتر میل دارند، طبق سلیقه و یا رفتار آنها، فرزندانشان عمل کنند.

یکی از حساسیت‌هایی که در زندگی مشترک زوجین به وجود می‌آید،«حس استقلال طلبی» است. اگر مردی حس کند که خانواده زن در زندگی او دخالت می‌کند و یا برعکس، احساس امنیت نکرده و در اینگونه موارد معمولاً هر یک از همسران خواهان آن است که همسرش متکی به خانواده خود نبوده و در اکثر مواقع با او همفکری کرده و در تمام مسایل زندگی، خودشان تصمیم می‌گیرند.

اگر فردی این حس به او دست دهد که والدین همسرش به او خط داده و یا راهنمایی می‌کند، این رفتار باعث تخریب رابطه زن و شوهر می‌شود.

معمولا انسانها هیچ تمایلی به گوش کردن نصیحت ندارند. افراد هرکجا احساس کنند که نصیحت می‌شوند، موضع گیری منفی از خود نشان داده و مقاومت می کنند. حتی اگر آن نصیحت و پند و اندز به نفع فرد باشد، به دلیل اینکه به شکل «نصیحت» مطرح می‌شود، مقاومت می‌کنند.

اگر والدین با لفظ نصیحت حرف بزنند، طرف مقابل با خودش چنین تصوری دارد که مثلا «تو متوجه نیستی، تو آماده زندگی نیستی، تو تجربه لازم را نداری یا از سواد کافی برخوردار نیستی و من تو را متوجه آن می‌کنم» و این طرز صحبت کردن می‌تواند «توهین کننده» باشد.

معمولا انسانها ترجیح می‌دهند برای به دست‌آوردن اطلاعات و آگاهی‌ها از طریق ناآشناها و یا غریبه‌ها اقدام کنند. زیرا این حس «نصیحت» از طرف این افراد به آنها القاء نمی‌شود که کسی به زندگی آنها تسلط دارد.

در واقع جوان‌ها به دلیل غروری که دارند حتی زمانی که درخواست کمک می‌کنند،حتی اگر این درخواست، جنبه مالی داشته باشد، سعی می‌کنند از آشنا و یا پدر و مادر نباشد؛زیرا حمایت‌ها و کمک‌کردن خانواده‌ها و آشناها را به معنای «تحقیر شدن» می‌دانند.

بنابراین زمانیکه از طرف والدین و یا خانواده‌ها به جوانان پندو اندرزی داده می‌شود و شروع به نصحیت کردن می‌کنند، باید حواسشان را جمع کنند که زوج‌ها این عملشان به معنای «دخالت» فرض نکنند.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه