۳ راه برای مقابله با عادتهای بد رفتاری/ترک عادت موجب مرض نیست
به گزارش خبرنگار«نیمرخ» برنا، برخی از ما در طول زندگی یکسری "عادت رفتاری" داریم که سخت می توانیم آنها را تغییر دهیم. «عباس رجبی»، دکترای روانشناسی و استاد دانشگاه در این خصوص به برنا میگوید: عادتهای رفتاری در واقع محصول افکار و شناختهای فردی ماست که به تدریج به صورت نیمه هوشیارانه در ذهن فرد شکل میگیرد. شاید در ذهن شما جای سوال باشد که چرا نیمه هوشیار؟ رفتار و عکسالعمل افراد معمولا به سه شکل هوشیار، نیمه هوشیار و ناهوشیار است.
زمانی که فرد کاری را انجام میدهد،حرفی میزند به این نوع رفتار،«رفتارهای هوشیارانه» میگویند.
«رفتارهای ناهوشیارانه» به رفتارهایی میگویند که در ذهن فرد افکارهایی به وجود میآورد که خود شخص ریشه آنها را نمیداند. مثلا بدون آنکه دلیل منطقی از رفتار فردی داشته باشد میگوید؛ من وقتی فلان شخص را میبینم، حس خوبی ندارم و از او متنفرم. شاید درکودکی شخصی او را اذیت کرده و از او خاطره بدی در ذهن خود دارد و حالا فردی را دیده که از لحاظ ظاهری و چهره مانند او بوده و فرد بدون آنکه دلیل داشته باشد و یاد دوران کودکیاش بیفتد، از آن فرد متنفر است. به این قبیل رفتارها، «رفتارهای ناهوشیارانه» میگویند.
رفتارهای نیمه هوشیارانه یا همان «عادت» به رفتارهایی گفته میشود که مثلا فردی هر روز وقتی به منزل میآید، جورابهای خود را به گوشهای از اتاق پرتاب میکند. این عمل نیمه هوشیارانه است؛ زیرا فرد با اینکه میداند که کار او اشتباه است و حتی به این رفتار خود فکر میکند، اما چون عادت کرده، به صورت بیاختیار، رفتارش را تکرار میکند.
رانندگی هم یک رفتار نیمه هوشیار است که فرد زمانی به یک مانعی رسیده و میخواهد ترمز کند، از روی فکر انجام نمیدهد و از روی عادت این کار را میکند، زیرا اگر زمانی را صرف فکر کردن بگذارد، امکان تصادف زیاد است.
چنین رفتارهایی مانند، پرتاب جوراب، رانندگی، تندصحبت کردن و یا حتی در برخی افراد دیده شده، زمانیکه ازآنها تقاضای آب میکنید، نصف آب لیوان را خورده و بعد معذرت خواهی میکنند و میگویند:«ما نمیدانیم چرا این کار را میکنیم» و به این دسته از رفتارها؛«رفتارهای نیمه هوشیارانه» میگویند که خود فرد هم، مستأصل است.
در گذشته افراد به این نتیجه رسیده بودند که این افراد نمیتوانند عادات خود را ترک کنند و به قول معرف «ترک عادت موجب مرض است». البته ناگفته نماند ترک عادت بسیار سخت بوده و به راحتی نمیتوان به آن پرداخت.
در این موارد 3راهکار را باید در نظر بگیریم:
1- به این افراد توجه کرده و او را متوجه رفتارش کنید
باید به تدریج این افراد را از آن ازحالت نیمه هوشیار به هوشیار دربیاوریم. برای این کار بدون اینکه فرد را بازخواست و یا سرزنش کنید، او را متوجه رفتارش کنید. مثلا زمانیکه فرد در حال غذاخوردن است، اگر شما از غذاخوردن او رنج میبرید، به او دوستانه بگویید:«وقتی شما غذا میخورید و دهانتان را باز و بسته میکنید، خیلی زشت میشوید و من میدانیم که شما این کار را به صورت عمدی انجام نمیدهید و از روی عادت است». با این روش او را متوجه رفتارش میکنید؛ ممکن است فرد بگوید: «ببخشید من اصلا حواسم به غذا خوردنم نبود» ولی اگر بگویید:« این طرز غذا خوردن است»، فرد جا بخورد و شاید کار به لجاجت بکشد و بگوید: «من عمداً این کار را میکنم».
2- به فرد بدعادت تنگر بزنید
اگر میخواهید این افراد عادت بدشان را ترک کنند، به گونهای رفتار کنید که تنگر و یا تنش در آنها ایجاد شود. مثلا فردی مدام جورابش را در یک گوشه ای از اتاق پرتاب میکند،. هر بار که به او میگوید که چرا این کار را تکرار میکنی؟ به شما جواب می دهد که «یادم رفت» ، شما میتوانید در همان نقطه از اتاق، روی کاغذی بنویسید «لطفا مرا پرتاب نکن» شاید اوایل این کار را تکرار کند اما به مرور این نوشته برای او تنگری شده و عادت او به تدریج از بین میرود.
باید دقت شود با این افراد،تند و خشن برخورد نشود، زیرا باعث لجاجت شده و کار را خرابتر میکنید.
3-به این افراد شوک وارد کنید
زمانیکه فرد در حال تکرار رفتار بد خود است و از روی عادت آن را انجام میدهد به او شوک وارد کنید. مثلا اگر کسی در حال کندن جوشهای صورتش است، یکدفعه به او تذکر بدهید تا متوجه شود.