نشست بررسی کارنامه ادبی سیدمهدی شجاعی/۲

رضا امیرخانی:شجاعی نویسنده یکی از پاکترین عاشقانه های داستانی ایران است

|
۱۳۹۰/۰۷/۱۳
|
۱۴:۰۴:۲۱
| کد خبر: ۸۰۴۷۵
رضا امیرخانی:شجاعی نویسنده یکی از پاکترین عاشقانه های داستانی ایران است
نویسنده جانستان کابلستان گفت: یک نویسنده به اندازه فاصله بین نفس هایش، تنها می تواند روی شخصیت هایی که کندتر از خودش حرکت می کنند، درام خلق کند.
به گزارش خبرنگار ادبیات برنا، نشست بررسی کارنامه «سیدمهدی شجاعی»، عصر روز گذشته با حضور مجید مجیدی، رضا امیرخانی، سیدعلی موسوی گرمارودی، سهیل محمودی، صابر امامی، حجت الاسلام زائری و جمع کثیری از علاقه مندان به این نویسنده و شاعر دینی و اهالی رسانه برگزار شد. اجرای این نشست بر عهده علی اصغر محمدخانی بود که هر کدام از سخنرانان را به ترتیب برای صحبت فرا می خواند.



شجاعی به نوعی محیی و مجدد ادبیات خداباورانه است
«رضا امیرخانی» در ابتدای سخنانش گفت: آثار، فرودست نویسنده قرار می گیرند، بنابراین من در اینجا تمام علایق و دوستی هایم را با سیدمهدی شجاعی کنار می گذارم و فقط به صحبت درباره آثار وی می پردازم. دو مقوله مطرح است که من فکر می کنم این دو مقوله با هم که در کارنامه آقای شجاعی وجود دارد که داوری بر این کارنامه را سخت می کند؛ ادبیات دینی یا خداباور و غیرخداباور، این مقولات است که من فکر می کنم کل آثار شجاعی در این راستا و شاخه قرار می گیرد و اصلا شاید کار وی طوری بود که به نوعی محیی و مجدد ادبیات خداباور در ادبیات داستانی باشد. در این مجال نمی خواهم در مورد ادبیات دینی سخنی بگویم بلکه می خواهم قسمتی از ادبیات را فارغ از تقسیم بندی بزرگ ادبیات خداباور و غیر خداباور را مطرح کنم و فقط درباره یک گونه و ژانر در ادبیات، یعنی گونه مذهبی سخن بگویم.

وی درباره تفاوت آثار دینی و مذهبی و تفاوت شان بیان کرد: گونه مذهبی با ادبیات دینی متفاوت است و نسبت این دو الزاما آن طور که در ذهن ما است، مطلق نیست. هر اثری که در ژانر مذهبی نوشته می شود، الزاما اثری دینی نیست. ما می توانیم تمامی مشخصه های دین را در اثرمان بیاوریم، اما کارمان دینی نباشد، یعنی می توانیم قصه انبیا را بنویسیم، اما این قصه، خداباورانه نوشته نشود، چه بسا اینکه داستان های سفارشی داخلی بسیاری با این ویژگی ها موجود هستند، اما خداباورانه نیستند و در عرصه رسانه و مکتوب فراوان یافت می شوند.


زندگی معصومان دستمایه کار سیدمهدی شجاعی
امیرخانی با اشاره به آثاری که در آنها زندگی معصومان و انبیا، دستمایه کار نویسنده قرار گرفته اند، درباره آثار سیدمهدی شجاعی گفت: در برجسته ترین آثار آقای شجاعی و آن چیزی که به نظر من ذخیره زندگی وی است، زندگی معصومان دستمایه کار یک هنرمند قرار می گیرد. این آثار از موفق ترین آثار هستند و جالب این است که رقبای فراوانی هم دارد، اما چه اتفاقی می افتد که این آثار در نگاه مخاطب برتر قرار می گیرد و جایگاه بالاتری می یابد.



شجاعی هیچ وقت درامی برای معصومان ننوشته است
نویسنده «من او»، در ادامه سوالی را مطرح کرد و درباره آن توضیح داد: سوال اصلی من این است که آیا "درام" به مفهوم غربی آن، که هنرمندان مجبورند با آن کار کنند، حول زندگی معصوم امکان پذیر است یا خیر؟ اگر هست باید مطلوبیتش را بررسی کرد، برای اینکه عده ای هم هستند که اصلا آن را مطلوب نمی دانند. من اعتقاد دارم درام به شکل غربی و با آن اصول داستان نویسی که ما آنها را یاد گرفتیم، حول زندگی معصومان، امکان شکل گرفتن ندارد. اصلا داستان درام غربی، حول زندگی معصوم نمی تواند شکل بگیرد, یعنی من نویسنده، زمانی که قصد نوشتن می کنم، محاکات نفسانی خودم را با شخصیت های داستان را باید به تصویر بکشم و روی کاغذ بیاورم؛ کدام شخصیت ها در حیطه اشرافم قرار می گیرند و با کدام شخصیت ها، احساس همراهی و همدلی دارم، قطعا شخصیت هایی این ویژگی را دارند که به لحاظ نفسانی بر آنها اشراف دارم. یک نویسنده به اندازه فاصله بین نفس هایش، تنها می تواند روی شخصیت هایی که کندتر از خودش حرکت می کنند، درام خلق کند. این اتفاق، تفاوت کار آقای شجاعی با بقیه کارهای دیگر است، چرا که هیچ وقت درامی برای معصومان ننوشته است و افرادی هم که از راه وی تبعیت می کنند، این فن را نیاموخته اند.


در آثار شجاعی، با یک نویسنده فروتن روبروییم
امیرخانی با اشاره به اینکه در آثار شجاعی، با یک نویسنده فروتن روبروییم، گفت: ما در آثار شجاعی با یک راوی فروتن روبروییم که در قیاس با معصومین (ع) جای خود را می‌داند و این تفاوت او با بقیه کسانی است که داستان ائمه اطهار (ع) را می‌نویسند و این بدون شک یک اتفاق و کشف و الهام ناخودآگاه است که در تمام آثار او هست. یعنی مهم‌ترین اتفاق داستان شجاعی، این است که او جایگاه خودش را در روایت اثرش به خوبی می‌داند و پس از سال‌ها جنگیدن با قالب توانست آن را مهار خود کند و کلیشه رایج جای تفکر عمیق و ذات انسانی را نگرفته است.

نویسنده «نفحات نفت» در پایان گفت: اگر قرار باشد از میان داستان های نویسندگان ایرانی، 5 اثر را انتخاب کنم، حتما «ماه جبین» یکی از آنها بود که قطعا پاکترین عاشقانه داستانی ایران است که تا به حال خوانده ام.


نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه