خاطراتی از فرقه گمراه شده فرقان
آیت الله سید رضی شیرازی: فقط اسم من در روزنامه بود اما ترورش را ما تقبل کردیم
سه عامل بود كه گروه فرقان مرا ترور كردند و لذا در بالای اعلامیهشان نوشته بودند: «اقتلوا ائمه الفكر انهم لا ایمان لهم» اعدام انقلابی سید رضی شیرازی.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، سوءقصد نسبت به جان آیتالله سید رضی حسینی شیرازی از عالمان تهران در مردادماه 1358، دستمایهای شد برای پژوهشگران كه ترورهای فرقان را كور و غیرهوشمند قلمداد كنند. آیتالله شیرازی اما، این تلقی را باطل و ناشی از ناآگاهی این طیف از پیشینیه سیاسی خود و خاندانش ارزیابی میكند. وی ناگفتههایی را از ترور نافرجامش تعریف میکند که پایگاه اطلاع رسانی معظم له آن را منتشر کرده است:
من خدمت امام در پاریس رفتم و چند روزی پاریس بودم و بعد از مراجعت به ایران به این منزل آمدم و منتقل شدیم كه انقلاب شد.
در همین جا بودم كه ترور شدم. خدا بیامرزد امام را، واقعاً به ما محبت و لطف داشت. ترور من چند عامل پیدا كرد، یكی اینكه من را به عنوان رئیس كمیته سه معرفی كردند. در تهران چهارده كمیته گذاشته بودند كه من را به عنوان رئیس كمیته سه معرفی كرده بودند خدا میداند كه روحم نیز خبردار نبود و هیچ اطلاعی نداشتم كه بعداً به آقای مهدوی گفتم من اهل این كار نیستم. به هر حال روزی آمدم به مسجد، یك جوانی در مسجد بود- آن وقت روزنامه آیندگان منتشر میشد-او گفت: آقا در روزنامه آیندگان نوشتهاند كه شما رئیس كمیته سه هستید. گفتم: ببینم؟ نشانم داد. خندهام گرفت! آخر از من این كار نمیآمد! یك آدمی میخواهد كه بتواند.
تلفن كردم به آقای مهدوی. گفتم: من نمیتوانم و از عهده آن بر نمیآییم گفت: آقا در منطقه یوسف آباد شخصیتی مثل شما نیست. گفتم: من نمیتوانم! من نمیگویم كه شما بیمحبتی كردهاید، اما از عهده من ساقط است. گفت: در منطقه یوسف آباد چه كسی به نظر شما خوب است؟ گفتم: دو نفر به نظرم هستند؛ یكی آقا سید محمد رضا علوی كه خدا رحمتشان كند، پیش نماز مسجد حضرت امیر بودند. یكی هم آقای سید علی گلپایگانی را به من بدهید. شماره آقای گلپایگانی را به او دادم . تلفن كرد به ایشان و ایشان را راضی كرد. ولی اسم من در روزنامه بود و این فایدهای نداشت. علی أی حال ترورش را ما تقبل كردیم!
حتی یك سوالی از آقای مهدوی بعد از ترور شده است به این مضمون كه مشهور شده است كه فلانی ـ آیت الله سید رضی شیرازی ـ ریاست كمیته سه یوسف آباد، ونك را پذیرفتهاند، این مقرون به صحت است؟ ایشان جواب داده است كه ایشان به علت اشتغالات فراوانی كه داشتند هیچ سمتی را نپذیرفتند. من به آقای مطهری گفتم: من مرد این میدان نیستم و حالا هم نوشتهاند، در حالی كه باید در روزنامه بنویسند كه من نیستم و قبول نكردهام. ایشان گفت: كه شما این كار را نكنید، ممكن است امام خوشش نیاید. گفتم اگر امام خوشش نمیآید این كار را نمیكنم. همینطور این سمت به اسم ما بود تا اینكه ما را ترور كردند.
عامل دومی كه مرا ترور كردند این بود كه من به دستور امام كاندید خبرگان اول شدم. البته این را هم من بعد فهمیدم! روزی یك دكتری كه الان هم هست به من تلفن كرد و تبریك گفت، گفتم: برای چه به من تبریك میگویی؟ گفت: شما كاندیدای خبرگان هستید. گفتم: من؟ گفت: بله. گفتم: كجا دیدی؟ گفت: در اطلاعات یا كیهان (یكی از اینها بود). یك كسی اینجا كار میكرد گفتم برو یك اطلاعات بگیر بیاور. دیدم در صفحه اول، اعلامیه روحانیت مبارز است. پنج نفر را كاندید كردهاند؛ آقای بهشتی، آقای سید عبدالكریم اردبیلی و آقای گل زاده غفوری و آقای مفتح و سید رضی شیرازی! تعجب كردم و واقعاً اطلاع نداشتم چون كسی با من صحبت نكرده بود! بعداً من به یكی از این آقایان گفتم كه چرا به من نگفتید؟ گفتند: كه برای چه به تو بگوییم؟ ما میخواستیم تو انتخاب بشوی پس دلیلی نداشت كه به تو بگوییم! یكی از عوامل ترور من همین بود و قبل از اینكه اصلاً مجلسی پیش بیاید مرا ترور كردند.
عامل سوم هم رفتن به پاریس بود. سه عامل بود كه گروه فرقان مرا ترور كردند و لذا در بالای اعلامیهشان نوشته بودند: «اقتلوا ائمه الفكر انهم لا ایمان لهم» اعدام انقلابی سید رضی شیرازی؛ به شش دلیل ما را محكوم به اعدام كردند: اول مفسد فی الارض دوم ساواك خمینی و سوم تقویت روحانیت اشرافی و...
ادامه دارد...
من خدمت امام در پاریس رفتم و چند روزی پاریس بودم و بعد از مراجعت به ایران به این منزل آمدم و منتقل شدیم كه انقلاب شد.
در همین جا بودم كه ترور شدم. خدا بیامرزد امام را، واقعاً به ما محبت و لطف داشت. ترور من چند عامل پیدا كرد، یكی اینكه من را به عنوان رئیس كمیته سه معرفی كردند. در تهران چهارده كمیته گذاشته بودند كه من را به عنوان رئیس كمیته سه معرفی كرده بودند خدا میداند كه روحم نیز خبردار نبود و هیچ اطلاعی نداشتم كه بعداً به آقای مهدوی گفتم من اهل این كار نیستم. به هر حال روزی آمدم به مسجد، یك جوانی در مسجد بود- آن وقت روزنامه آیندگان منتشر میشد-او گفت: آقا در روزنامه آیندگان نوشتهاند كه شما رئیس كمیته سه هستید. گفتم: ببینم؟ نشانم داد. خندهام گرفت! آخر از من این كار نمیآمد! یك آدمی میخواهد كه بتواند.
تلفن كردم به آقای مهدوی. گفتم: من نمیتوانم و از عهده آن بر نمیآییم گفت: آقا در منطقه یوسف آباد شخصیتی مثل شما نیست. گفتم: من نمیتوانم! من نمیگویم كه شما بیمحبتی كردهاید، اما از عهده من ساقط است. گفت: در منطقه یوسف آباد چه كسی به نظر شما خوب است؟ گفتم: دو نفر به نظرم هستند؛ یكی آقا سید محمد رضا علوی كه خدا رحمتشان كند، پیش نماز مسجد حضرت امیر بودند. یكی هم آقای سید علی گلپایگانی را به من بدهید. شماره آقای گلپایگانی را به او دادم . تلفن كرد به ایشان و ایشان را راضی كرد. ولی اسم من در روزنامه بود و این فایدهای نداشت. علی أی حال ترورش را ما تقبل كردیم!
حتی یك سوالی از آقای مهدوی بعد از ترور شده است به این مضمون كه مشهور شده است كه فلانی ـ آیت الله سید رضی شیرازی ـ ریاست كمیته سه یوسف آباد، ونك را پذیرفتهاند، این مقرون به صحت است؟ ایشان جواب داده است كه ایشان به علت اشتغالات فراوانی كه داشتند هیچ سمتی را نپذیرفتند. من به آقای مطهری گفتم: من مرد این میدان نیستم و حالا هم نوشتهاند، در حالی كه باید در روزنامه بنویسند كه من نیستم و قبول نكردهام. ایشان گفت: كه شما این كار را نكنید، ممكن است امام خوشش نیاید. گفتم اگر امام خوشش نمیآید این كار را نمیكنم. همینطور این سمت به اسم ما بود تا اینكه ما را ترور كردند.
عامل دومی كه مرا ترور كردند این بود كه من به دستور امام كاندید خبرگان اول شدم. البته این را هم من بعد فهمیدم! روزی یك دكتری كه الان هم هست به من تلفن كرد و تبریك گفت، گفتم: برای چه به من تبریك میگویی؟ گفت: شما كاندیدای خبرگان هستید. گفتم: من؟ گفت: بله. گفتم: كجا دیدی؟ گفت: در اطلاعات یا كیهان (یكی از اینها بود). یك كسی اینجا كار میكرد گفتم برو یك اطلاعات بگیر بیاور. دیدم در صفحه اول، اعلامیه روحانیت مبارز است. پنج نفر را كاندید كردهاند؛ آقای بهشتی، آقای سید عبدالكریم اردبیلی و آقای گل زاده غفوری و آقای مفتح و سید رضی شیرازی! تعجب كردم و واقعاً اطلاع نداشتم چون كسی با من صحبت نكرده بود! بعداً من به یكی از این آقایان گفتم كه چرا به من نگفتید؟ گفتند: كه برای چه به تو بگوییم؟ ما میخواستیم تو انتخاب بشوی پس دلیلی نداشت كه به تو بگوییم! یكی از عوامل ترور من همین بود و قبل از اینكه اصلاً مجلسی پیش بیاید مرا ترور كردند.
عامل سوم هم رفتن به پاریس بود. سه عامل بود كه گروه فرقان مرا ترور كردند و لذا در بالای اعلامیهشان نوشته بودند: «اقتلوا ائمه الفكر انهم لا ایمان لهم» اعدام انقلابی سید رضی شیرازی؛ به شش دلیل ما را محكوم به اعدام كردند: اول مفسد فی الارض دوم ساواك خمینی و سوم تقویت روحانیت اشرافی و...
ادامه دارد...
نظر شما