بلوثوت و ماهواره رقیب خانواده شده‌‌اند

|
۱۳۹۰/۰۷/۲۲
|
۱۵:۳۶:۰۸
| کد خبر: ۸۱۸۹۹
بلوثوت و ماهواره رقیب خانواده شده‌‌اند
موسی جاودان روانشناس

موسی جاودان، روانشناس و مشاوره خانواده درباره مباحث بایدها و نبایدهای تربیتی فرزندان، عنوان کرد: در کل مسیر زندگی که همه افراد پیش رو دارند، یک سری مسوولیت ها بر دوش بزرگترها قرار می گیرد که از آنها به عنوان مسوولیت های پدرانه و مادرانه نام برده می‌شود. آنچه که در این باره مد نظر است آموزش و مسوولیت پذیری پدرانه و مادرانه به صورت مقطعی به والدین است.

از تحقیقی که از کانون اصلاح و تربیت به دست آمده، به نظر می رسد اکثر کودکانی که در این مجموعه در حال اصلاح هستند، دارای والدینی هستند که صلاحیت پرورش کودک را نداشته اند.

شناخت پدر و مادران از دلایل رفتاری فرزندان است. فرزندان 6-3 ساله خود مرکز بین هستند، یعنی درک نظر و خواسته های بزرگترها برایشان مشکل است و والدین این خود مرکزبینی را لجاجت می‌پندارند. والدین باید متوجه باشند که برخورد پرخاشگرانه با فرزندان بی فایده است و جزء وظایف پدر و مادر است که از خصوصیات رشدی و رفتاری فرزندان آگاهی پیدا کنند.

یکی دیگر از ویژگی هایی که والدین باید داشته باشند، سعه صدر است؛ کم حوصلگی با تربیت سازگار نیست. یکی از منابع سعه صدر خود ارزشیابی است و والدین باید رفتار با فرزندشان را درک کنند و نحوه چگونگی رفتار با آنها را بیاموزند. والدین ایرانی بر این باورند که همیشه فرزندان مقصرند در حالیکه بهتر است رفتار خود را بررسی کنند و برای بهبود رفتار خود نیز تلاش کنند.

از دیگر موضوعات تربیتی که والدین نیازمند آن هستند، این است که آدمی از لحظه تولد تا مرگ دو نیاز اساسی دارد؛ یک نیاز زیستی است که همان خوراک، پوشاک و تامین مالی اوست، هنگامیکه فرزند به نیاز کافی نرسد به هر طریقی از منبع دیگری ممکن است این نیاز را تامین کند. این نیاز در همه دوران وجود دارد، نیاز زیستی در همه مراحل زندگی وجود دارد اما نیازهای عاطفی در سنین مختلف، متفاوت است.

نیاز بعدی فرزندان، نیاز روانی آنهاست. این نیاز برای هر سنی متغیر است و در سنین مختلف طبقه بندی می‌‎شوند:

توجه
کودکان باید مورد توجه قرار گیرند. در دسته ای از فرزندان، شاهد عده ای از کودکان هستیم که بیش فعال هستند، این دسته از فرزندان باید به این شکل مورد توجه قرار گیرند که اگر کودک 10 صفت منفی داشت و دارای یک صفت مثبت بود، آن صفت مثبت برجسته شود.

احترام
دومین شرط و نیاز روانی فرزندان، نیاز به احترام است و والدین باید سعی کنند به هر شرایطی هست حرمت فرزند را حفظ کنند، اگر فرزند مورد احترام خانواده و والدین قرار بگیرد، هیچگاه جذب منبع ثالث دیگری نمی شود و اگر پسری به دختری محبت کند، آن دختر دیگر جذب محبت او نمی شود، زیرا از منبع محبت خانواده سیراب شده است و اگر این نیازها توسط والدین صورت نگیرد متاسفانه در جایی غیر از خانه جست و جو می شود و یکی از معضلات و مشکلاتی که در جوانان مشاهده می شود و با آداب و سنت و رسوم ایرانی هماهنگ نیست، همین کم توجهی خانواده به فرزندان است.

وقت صرف کردن برای فرزندان
از دیگر نیازهایی که باید والدین حتما به آن توجه داشته باشند، صرف کردن زمان و وقت گذاشتن برای کودکان است. والدین باید با فرزندانشان همدلی کنند، شرایط جسمی و روانی آنها را درک کنند. از دیگر نکاتی که در این بخش از نیازهای روانی باید به آن توجه شود، وقت صرف کردن برای رفتن به مدرسه فرزندان و تعامل با اولیاء مدرسه است. این موارد در همه دوره باید رعایت شود. اما در هر دوره از بدو تولد تا بزرگسالی، افراد دو نیاز دارند.

کودک در دوره شیرخوارگی دارای نیازهای زیستی و عاطفی است. مادر باید متوجه باشد که فرزندش نباید دائم در دست دیگران بچرخد و مورد تربیت دیگران قرار گیرد، هنگامیکه فرزند از کودکی به غیر از مادر دلبسته دیگران شود، در آینده و در هنگام ازدواج نمی تواند دلبسته یک نفر شود و او را مورد احترام قرار دهد. تربیت طی یک دوره شکل می-گیرد و در دوره های بعدی تکمیل می شود و وقتی به یک فرد بالغ می رسد دیگر آن شخصیت شکل گرفته و تغییر این شخصیت متحمل هزینه های بالایی می شود. بنابراین فرزندان احتیاج دارند که اگر دردی دارند یا گرسنه هستند، مادر نیاز زیستی و عاطفی آنها را برآورده کند.

آنچه در دوره پیش دبستانی باید مورد توجه قرار گیرد، آگاهی والدین از علل رفتار فرزندان است، در این دوره اگر پدر و مادر، کودکان را درک کنند و به رفتارهای آنها آگاهی پیدا کنند با آنها بهتر رفتار می کنند. همچنین از دیگر نیازهای این دوره، نیاز به بازی است، نیاز به همسال و همجنس در هنگام بازی از ملزومات این دوره از کودکی است. اگر کودکان در این سن با همسن و همجنس خود بازی نکنند در دوره های بعدی از درک طرف مقابل عاجز می شوند، بنابراین، این نیاز حتما باید برآورده شود.

در دوره نوجوانی که فرزندان به بلوغ شرعی می رسند؛ باید والدین بدانند که فرزندان از سوی دیگر آموزش می بینند و با آغاز دوره نوجوانی یک تمایل غریزی در فرزند بوجود می آید و باید حتما به وی آموزش داده شود که چگونه با این وضعیت کنار بیاید.

دوره نوجوانی، دوره استقلال است. پدر و مادر باید بدانند که این دوره از سن فرزند با دوره کودکی کاملا متفاوت است و اگر مانند دوره های طفولیت با آنها رفتار شود، شاید از روی احترامی که به والدین می گذارند چیزی نگویند، اما شخصیت آنها شکننده می شود، بنابراین باید سعی در احترام و توجه بیشتر به آنها داشته باشیم.

بخش اعظم شخصیت در همین دوره های پایین شکل می گیرد، اگر به نیازهای آنها در همین سنین توجه شود، برای آنها وقت گذاشته شود، خیلی از مشکلاتی که ممکن است در دوره های بعدی بروز کند، کمتر می شود.

یکی دیگر از مشکلاتی که در جامعه ایرانی با آن مواجه هستیم، تعارض نقش هاست. یک مادر در نقش اصلی مادر قرار دارد اما در کنار این نقش، دانشجو، کارمند، همسر و حتی برای خانواده ای دیگر دختر است.

در نگاه اول، نقش مادری باید حفظ شود، آنچه که به مادران توصیه می¬شود، این است که اگر فکر می کنید دچار تعدد نقش هستید، سعی کنید دستیاری داشته باشید.

زمان تحصیل هیچ وقت دیر نمی شود اما فرزند شما اگر در این دو سه سال اول زندگی مورد محبت و عاطفه مادر قرار نگیرد و وارد دوره بحران رشد شود، دلبستگی به درستی شکل نمی گیرد و جبران آن بسیار مشکل است و همین تعارض نقش ها باعث از بین رفتن نقش های تربیتی می شود. در نظام تاریخی فعلی، چند برجستگی ویژه وجود دارد، باید طوری با فرزندان برخورد شود که با این چند ویژگی سازگار باشند.

عصر انقلاب جنسی
اگر دختر یا پسری تمایل به کسب اطلاعات جنسی داشته باشد، به آسانی می تواند این مسایل را از طریق ماهواره، اینترنت و بلوتوث کسب کند و باید متوجه باشیم که مسایل جنسی، سخت تحریک کننده است و همچنین باید بدانیم که این دوره و این تاریخ با گذشته و زمان پدر و مادران 20 سال گذشته خیلی متفاوت است و عصر انقلاب جنسی به نسل این دوره آسیب های فراوانی رسانده است.

رقبای خانواده زیاد شده اند
خانواده ها در دوره های گذشته رقیبی نداشتند، پدر و مادر هر نوع تربیتی که بر فرزند داشتند مورد احترام فرزند قرار می گرفت و منابع اطلاع دهنده فقط نکات تربیتی والدین بود. اما در حال حاضر رسانه ها، ماهواره ها، سی دی ها و بلوتوث ها، رقیب خانواده ها شده اند. بنابراین پیشنهاد می شود خانواده ها اطلاعات شان را از خواسته های فرزندان کامل کنند و با این رقیبان به مبارزه بپردازند.

متاسفانه در جامعه ایرانی در شرایطی قرار گرفته ایم که تلفن همراه هم رقیب خانواده شناخته می شود و آنچه که والدین به عنوان ارزش و فرهنگ به فرزند می گوید، می تواند به راحتی از بین برود.

در پایان توصیه می شود، پدر و مادر ارتباط را با فرزند صمیمی کنند، زیرا این صمیمیت می تواند تاثیر گفتار را در فرزندان بیشتر کند. در این عصر با چنین شرایطی باید اطلاعات تربیتی و دانش نیز افزایش یابد.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه