توانایی سخنوری، هجیکردن بهتر کلمات و زبانی که زودتر باز میشود
به گزارش خبرنگار «نیمرخ» برنا، زنان به طور آشکار خیلى بهتر از مردان همدلى مىکنند. ولى شاید آنها به غیر از مکالمات، در تمامى جنبههای سخنگویى بهترین باشند. وقتى که به امتحانات سطح پایین زبان نگاهى داشته باشید، متوجه خواهید شدکه زنان در تمامى زمینه های آن با امتیازات بالا قبول شده اند.
بطور متوسط زنان در یک زمان محدود تعداد لغات بىشماری تهیه مىکنند، درسخنرانى هایشان به ندرت دچار اشتباه مى شوند و خیلى بهتر از مردان توانایى بیان و سخنوری را دارا هستند.
به طور متوسط جملات آنها طولانى تر است و قدرت بیان آنها ساختار صحیح گرامری و تلفظ صحیح کلمات را در بیشتر موارد نشان مى دهد. آنها همچنین به راحتى و با شیوایى و بلاغت خاصى کلمات را بیان مى کنند و این عمل را خیلى سریعتر از مردان انجام مى دهند.
زنان همچنین خیلى راحت ترکلمات را به خاطر مى آورند و یا آنها را حفظ مى کنند. اکثر مردان درگفتوگوهایشان به تعداد مکرر مکث مى کنند و در یک سطح دشواری از بالینى، مردان دو برابر زنان دچار مشکلات گفتارى مانند لکنت زبان هستند.
علاوه بر این دختران یک ماه زودتر از پسران شروع به صحبت مىکنند و میزان فراگیری لغات در دختران بالاتر از پسران است. این موضوع کاملا روشن نیست که اندازه ى فواژگان میان دو جنس زن و مرد با هم متفاوت است یا خیر، ولى این طور به نظر مى رسدکه دختران در سنین اولیه بیشتر از زبان و سخنوری استفاده مى کنند.
به عنوان مثال آنها برای صحبت با والدین و بچههای دیگر و مربىهای مهدکودك و معلمها پیش قدم مىشوند. این استفاده زیاد از سخنورى توسط دختران زمانى که آنها درکنار پسران قرار بگیرند، به چشم نمى خورد زیرا پسران به آنها اجازه و فرصت نمى دهندکه صحبتى بکنند و دختران خیلى زود تسلیم سلطه جویی آنها مى شوند.
دختران همچنین خیلى بهترکلمات را هجى مىکنند و متنهای مختلف را مىخوانند. پسران مایلند سریعتر کلمات یک سیلابى را تکرارکنند در حالى که دختران مایلند برای تکرار یک جمله از اصوات متفاوت وکلمات بیشترى استفاده کنند.
دختران همچنین درآزمایش حافظه شفاهى یا یادآوری کلمات خیلى بهتر هستند. این توانایى و مهارت زنان در پیرزنان هم مشاهده مىشود.برتری زنان حتى زمانى که بخواهید یک سری اعداد را با صدای بلند، به ترتیبى که بوده، دوباره بگویند، مشاهده مىکنید. زنانى که واردکالج پزشکى شدند، در یک امتحان به نام ارزیابى حقایق آموزشى که در واقع همان امتحان شفاهى است، نمرات بهتری کسب کردند و زنانى که یک سری لغات را با صدای بلند بخوانند، بهتر مىتوانند آنها را به حافظه بسپارند. زنان همچنین مایلند لغاتى راکه تقریبا معنای واحدی دارند، در یک گروه دسته بندی کنند.
در حالى که مردان مایلند کلمات را در هر جایى که لازم باشد، استفاده کنند. زنان در یادآوری معنای یک پارگراف خیلى مهارت دارند و این موضوع در فرهنگهای مختلف مانند آفریقای جنوبى، آمریکا و ژاپن با هم متفاوت است. در امتحان به خاطر آوردن شکل نامتعارف و بىمعنای اسامى وکلمات هیچ فرقى میان زن و مرد وجود ندارد. در یک تحقیق مشخص که نکات بسیار جالبى در برداشت، بنت شیوتیز و همکلاسى هایش در دانشگاه «یال» دریافتندکه در یک بخش مشخص از جلوی قشر مغزکه شامل بخش بورکا مى شود، فعالیت آن به هنگام صحبت کردن در مغز زن و مرد متفاوت است.
در نیمى از زنان فعالیت منطقه ی «بورکا» در دو لپ راست وچپ جلوی مغز یکسان صورت مىگیرد، در صورتى که مردان فقط در سمت چپ «هموسفر» مغز فعالیت دارند. یک گروه محقق به طور مشابهى چنین نتیجهاى را در آزمایش گوش فرا دادن به صداى گفتوگوها، به دست آوردند. این راه فرعى کوتاه در تفاوتهای موجود در تفاوتهای مهارت سخنوری به ما مىگوید که مغز زنان نه تنها یک همدل طبیعى خوبى است بلکه استعداد خوبى نیز برای سخنورى دارد.
آیا این ویژگى مىتواند مشکلى برای مغز زنان در ابراز بهتر همدلى باشد؟ منظور این است که نیازی به چنین چیزی نیست، و برای این عقیده چند دلیل محکم است. نکته ی جالب توجه و مهم این است که خیلىها معتقدندکه زنان دارای مهارت بهترى در سخنوری هستند، در حالى که عده اى نیز معتقدندکه زنان بدون هیچ تردیدى در ابراز همدلى بهترین هستند.
ولى بیایید این حقیقت را قبول کنیم که زنان مهارتهای خوبى هم در سخنوری دارند. ابتدا این احتمال وجود دارد که برتری زنان در تمام موارد مهارتى سخنوری، ممکن است پیشرفت مهارتهای همدلى را از بین ببرد. مهارتهای سخنوری در صحبتهای بدون انقطاع دوستانه و برقراری و ایجاد صمیمیت، برای برقراری ارتباط دوستانه، روابط نزدیک و خوب اجتماعى لازم و ضروى است.
مکثهای طولانى مدت در حین گفتوگو به طرفین در درك احساسات یکدیگر کمکى نمىکند. دوم اینکه بعضى از ارزیابىهای سخنوری مانند خواندن یک مطلب ممکن است بازتاب توانایى همدلى باشد. براى مثال دختران خیلى بهتر از پسران از عهده ی امتحانات خواندن و درك مطلب برمىآیند ولى این موضوع بدین علت است که آنها خیلى راحتتر و بهتر مسائل اجتماعى را درك کرده و آنها را با مسائل غیر اجتماعى مقایسه مىکنند.
سوم اینکه احساسات غنى موجود در زنان بدون شک از مهارتهای سخنوری آنها بهتر عمل نمىکنند زیرا همگى مىدانیم گروهى دارای مهارت بالای سخنوری هستند در حساسیتهای اجتماعى کمبود بسیاری دارند و یا برعکس این حالت هم درست است. مطمئن هستم کسانى راکه در بیان کلمات، سلیس و روان هستند، خیلى بهتر ازکسانى که خیلى صحبت مى کنند، به خاطر مىآورید.
حقیقت این است که نمى توانیدکلمات را به شکل کج و یا اریب درك کنید، همین امر نشان مى دهدکه اگرکسى نتواند به راحتى احساساتش را بیان کند و یا آنها را توصیف کند، شما هم نمىتوانید او را راحت درك کنید. همچنین احتمال دارد به کسى که صبور و شنونده ی حساس و مهربانى است و به گرمى با مردم برخوردکرده و مشکلات آنها را حل مى کند، بیشتر بیاندیشید ولى کسى که کمتر صحبت مىکند زیاد مورد توجه شما قرار نمى گیرد.
بنابراین توانایى خوب و مهارت کافى در سخنوری هیج ارتباطى با توانایى مکالماتى یا همدلى کردن ندارد. در واقع، یک نظریه ى «داروینى» مىگوید: ممکن است همدلى کردن خوب ناشى از مهارتهای خوب سخنورى باشد، البته چیزهاى دیگری هم در این میان نقش دارند. زنان، شاید در سیستم های سخنوری تکامل بیشتری یافته باشند زپرا پایندگى آنها بستگى به سماجت زیاد، سرعت، موقع شناسى و روش کاربری صحبت کردن دارد.