سوالی از محضر استاد...

چرا دختران زودتر از پسران مكلف مى‌شوند؟ ‏

|
۱۳۹۰/۰۸/۰۱
|
۱۸:۴۲:۴۱
| کد خبر: ۸۳۴۸۶
چرا دختران زودتر از پسران مكلف مى‌شوند؟ ‏
اگر كسى به جایى برسد كه ذكر خدا گوید و در سایه این ذكر، به یاد خدا و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتى نصیب او گردیده است و زن شش سال قبل از مرد به این شرافت مى‌‏رسد.
به گزارش سرویس قاب نقره برنا، حضرت آیت الله جوادی آملی در پاسخ به سوالی درباره زودتر مکلف شدن دختران نسبت به پسران گفت: توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ‏تقریباً شش سال قبل از این كه مرد، مكلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است.

معظم له همچنین در ادامه پاسخشان فرمودند: اگر كسى به جایى برسد كه ذكر خدا گوید و در سایه این ذكر، به یاد خدا و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتى نصیب او گردیده است، و زن شش سال قبل از مرد به این شرافت مى‌‏رسد.

آنچه در ادامه می‌خوانید متن این سوال و پاسخ است که مرکز خبر حوزه آن را منتشر نموده است:

سوال: چرا دختران زودتر از پسران مكلف مى‌شوند؟ ‏

پاسخ:
توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل كند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا ‏تقریباً شش سال قبل از این كه مرد، مكلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن ‏همین كه از نُه سالگى گذشت و وارد دهمین سال زندگى‎ شد، خدا او را به حضور مى‌‏پذیرد و با او ‏سخن مى‏‌گوید و روزه را بر او واجب مى‏‌كند، مناجاتهاى او را به عنوان دستور مستحب شرعى ‏گوش مى‏‌دهد. آن وقتى كه هنوز مرد به عنوان یك نوجوان مشغول بازى است، زن مشغول راز و نیاز ‏و نماز است.

شش سال زمینه‌‏سازى كردن و از دوران نوجوانى او را به حضور پذیرفتن، نماز را كه ‏عمود دین است بر او واجب كردن، روزه را كه سپر دین است و حج را كه وفد الى‌‏اللَّه است و ‏مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند مى‌‏روند، بر زن واجب كردن، اینها همه نشانه آن است كه ‏زن براى دریافت فضائل، شایسته‌‏تر از مرد است و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً ‏معلوم خواهد شد كه زن بالاتر از مرد و لااقل همتاى مرد است.‏ ‎

بهره‌مندی از ثواب نماز
‎زن گرچه ممكن است در طى دوران عادت از برخى از عبادت محروم باشد، اما تمامى آن‏ها ‏جبران‌‏پذیر است، زیرا قضاى روزه‏‌ها را به جا مى‌‏آورد و براى نماز اگر وضو بگیرد و در مصلّاى خود رو به ‏قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذكر بگوید ثواب نماز را مى‌‏برد. همان گونه كه اگر مسافرى پس از ‏خواندن دو ركعت واجب، سى یا چهل بار تسبیحات اربعه را تكرار كند، جبران آن دو ركعت ساقط ‏شده را خواهد كرد. پس این گونه از فضائل جبران‏پذیر است.‏ ‎ ‎عمده آن است كه مرد وقتى پانزده سالگى را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگى شد، ‏شایستگى خطاب الهى را كسب مى‌نماید و قبل از آن چنین لیاقتى ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرف به ‏مقام عبودیت است.
 
زن شش سال قبل از مرد به این شرافت مى‌‏رسد. قبل از این كه مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن ‏بخش زیادى از این راه را طى كرده است.درباره یكى از علماى شیعه به نام ابن طاووس - رضوان اللَّه علیه - نقل شده است كه روز بلوغش ‏را جشن گرفت، او وقتى از پانزده سالگى وارد شانزدهمین سال زندگى شد، دوستان و آشنایان خود ‏را به شكرانه این كه عمر داشت و سن او به حدى رسید كه خداى سبحان با او سخن گفت؛ جشن گرفت، چون انسان‎ ‎تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تكلیفى خدا نیست، و به ‏هنگام بلوغ لیاقت می‌‌‌یابد كه مورد خطاب خداى سبحان واقع شود.

اما آیا این جشن در اسلام ‏مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسأله‏‌اى جداگانه است، كسى به قصد ورودِ سنّت، اقدام ‏به برگزارى این مراسم نمى‏‌كند، بلكه این جشن را به شكرانه یك نعمت برگزار مى‌‏نماید. شاید ‏مرحوم سید ابن طاووس، زیر پوشش اطلاقات اولیه كه هر نعمتى به شما رسیده است حق‌‏شناس و ‏شاكر باشید، چنین عملى را انجام داده است.‎ ‎بر این اساس، بلوغ یك شرافت است. آنها كه اهل سلوكند مى‏‌گویند ما مشرَّف شدیم نه ‏مكلّف، چون زحمت و مشقتى در كار نیست، بلكه شرف در كار است. لذا در مناجات‌‏الذاكرین امام ‏سجاد(ع) مى‌‏خوانیم «یا من ذكره شرف» اى خدایى كه نام تو مایه ‏شرافت است.‏ ‎

‎اگر كسى به جایى برسد كه ذكر خدا گوید و در سایه این ذكر، به یاد خدا و خدا هم به یاد او ‏باشد، شرافتى نصیب او گردیده است و زن شش سال قبل از مرد به این شرافت مى‌‏رسد. اگر ‏چنانچه به این نكته دقت شود، قبل از این كه مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد، زن ‏بخش زیادى از این راه را طى كرده است.

بنابراین هم محرومیت‏هایى كه زن در دوران عادت دارد ‏قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایى كه مرد محروم است برخوردار ‏مى‏‌شود.‏ ‎ ‎در پایان عمر نیز براى زنان غیر سادات پس از سن پنجاه سالگى سخن از ایام محرومیت نیست ‏و در این مدت محرومیت نیز اولاً، ایام عادت محدود وچند روز بیشتر نیست.

ثانیاً، آنها كه باردارند و ‏توفیق حمل امانت را دارند نیز محرومیت از عبادت شامل آنها نمى‏شود، چون غالباً عادت با حمل ‏جمع نمى‌‏شود. ثالثاً، مدت شش سالى كه زن قبل از بلوغ مرد، بالغه مى‏‌شود همه نقص‏ها را ‏ترمیم مى‌كند. بنابراین اگر نقصانى در ایمان باشد و علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل ‏جبران است، بلكه اگر زن به این فكر بیفتد كه دوران شش ساله را مغتنم بشمارد عظمتى فزونتر نیز ‏خواهد یافت.‏ ‎ ‎

از آنچه گفته شد روشن مى‏‌شود سِرّ بیان حضرت امیر(ع) در نهج‏‌البلاغه كه در ‏وصف زن خطاب به امام مجتبى(ع) مى‏‌فرماید‎:‎ ‎ »‎فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة»(1).‏ ‎ ‎یعنى این كه زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تكلیف قرار داد، در غیر این ‏صورت ضایع مى‏‌شود. روایتى دیگر نیز از حضرت صادق(ع) نقل شده است كه ‏مى‏‌فرماید:‏ ‎ »‎من اتّخذ امرأة فلیكرمها فانّما امرأة أحدكم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها»(2).‏ ‎ ‎مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‌بازى نیست، بلكه یعنى زن ریحانه است این ریحانه را ‏ضایع نكنید. اسلام به اولیاى مدرسه و منزل دستور مى‌‏دهد كه به دخترها بیش از پسرها رسیدگى ‏كنید.

اگر تكلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع مى‏‌شود بنابراین اولیاى منزل و مدرسه ‏مسؤولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست. روى این تحلیل، معلوم مى‏‌شود زن براى نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگى پیدا مى‏‌كند و اگر‎ ‎احیاناً راههاى عاطفى، زمینه‏‌هاى انحراف را پیش روى زن قرار دهد، تكالیف عبادى آن راهها را تعدیل ‏مى‏‌كند تا مبادا به انحراف برود‎.‎

پی نوشت:
‏(1) نهج البلاغه، نامه 31.‏ ‏(2) بحارالانوار، ج103، ص224.‏
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر