شما معیارهای یک آدم نرمال را دارید؟!/ در اکثریت بودن دلیل بر سالم بودن نیست
به گزارش خبرنگار «نیمرخ» برنا، شاید شما تا به حال ذهنتان را درگیر اینکه «آیا من یک فرد نرمالی هستم یا خیر؟» کردهاید. «حسن میرزا حسینی» دکترای روانشناسی و استادیار دانشگاه به برنا میگوید: معمولا ویژگیهای فرد نرمال بیشتر به سازش آن فرد بستگی دارد. سازش ها معمولا به دو بخش سازش درونی که بستگی به خود فرد دارد و سازش بیرونی که بیشتر از جنبه محیط و یا اطرافیان مورد بحث قرار میگیرد.
زمانیکه فردی با خودش سازش داشته و هیچ مشکلی نداشته باشد، یعنی سازش درونی دارد، فرد نرمالی است. البته گاهی موارد ممکن افراد احساس پریشانی و یا آشفتگی کنند و اگر شدت و مدت آنها کم باشد، اشکالی ندارد؛ اما اگر فردی احساس پریشانی و یا آشفتگی کند و این پریشانی شدید و طول مدت آن زیاد باشد و اهمیت بالینی داشته باشد، در این صورت به این فرد، غیر نرمال میگویند.
خیلی از افراد احساس آشفتگی نمیکنند و از درون هیچ مشکلی با خود ندارند؛ اما ممکن است با دیگران مشکل داشته باشند؛ یعنی سازگاری اجتماعی خوبی نداشته و با دیگران مدام درگیری میشوند و افرادیکه اشکال را از بیرون بدانند، نیاز به درمان دارند، در غیر این صورت افراد نرمالی هستند.
به طور کلی افرادیکه سازشهای درونی و بیرونی خوبی دارند، نرمال هستند.
افراد نرمال باید از لحاظ روانی از سلامت کامل برخوردار باشند و نباید از اختلالات و یا بیماری روانی رنج ببرند. معمولا افراد نرمال شاد و با طراوت هستند و از زندگی خود لذت برده و احساس خوشبختی و خرسندی میکنند.
برخی از افراد سعی میکنند ناراحتی و استرسهای خود را بروز نداده و بیشتر فیلم بازی کنند و آنچه که هستند را نشان ندهند تا دیگران از آنها راضی باشند. این افراد شاید از برون سازش داشته باشند، اما از درون مشکل دارند.
برخی از افراد هم به نیازهای درونی خود بیشتر توجه میکنند؛ یعنی ممکن است با دیگران ارتباط خوبی نداشته باشند و از نظر دیگران زیاد انسان انعطافپذیری نیستند؛ اما به نیازهای درونی خود اهمیت دهند.
انسان نرمال باید تعادلی بین نیازهای درونی و بیرونی برقرار کند؛ یعنی هم به نیازهای خودش توجه کند و هم در چارچوبهای فرهنگی و اجتماعی حرکت کند.
به عقیده روانشناسان معمولا رفتارهایی که خلاف هنجارهای اجتماعی و فرهنگی هستند، غیر نرمال است و آن را یک انحراف میدانند.
البته اگر زمانی فرد دائما خود را ملزم به پذیرش هنجارها، ارزشها بداند و یا خود را زیاد در چارچوبهای اجتماعی و فرهنگی قرار دهد و نیازهای درونی خود را سرکوب کرده و هیچ توجهی نداشته باشد، آن هم مشکل ساز است. این افراد باید همیشه ببینند دیگران به او چه میگویند و چه خواستههایی دارند. بنابراین این افراد را از درون دچار اختلال و مشکل میشوند؛ اما به ظاهر، اطرافیان چنین تصوری میکنند که آنها از درون هم نرمال هستند.
ملاکهای نرمال بودنی که از نظر روانشناسان مورد قبول نیست
ملاک آماری
افراد نرمال باید طبق رفتار اکثریت مردم جامعه باشند که این تعریف آماری اصلا درست نیست، میدانیم که افراد نخبه و تیز هوش و باهوش درصد کمی از جامعه را به خود اختصاص میدهند و بنابراین نرمال بودن به معنای اکثریت نیست.
در نظرگرفتن خط آرمانی افراد
یعنی افراد نرمال هیچ گونه مشکل و یا مسئلهای در زندگی شخصی خود ندارد و در نهایت خوشبختی هستند. البته چنین موردی اصلا وجود ندارد. امکان دارد فردی از لحاظ درونی و بیرونی بسیار نرمال باشد؛ ولی در زندگی شخصی خود مشکل داشته باشد.
از لحاظ دیدگاه پزشکی
در دیدگاه پزشکی فرد نرمال، فردی است که از لحاظ پزشکی علائم بیماری و یا اختلال نداشته باشد و این دیدگاه اصلا درست نیست؛ یعنی همه انسانها معمولا در شرایطی مشکل بیخوابی، استرس، غم و اندوه، دلشوره در آنها وجود دارد. همه این علائم را همه تجربه میکنند.
خیلی ها هم هستند که علائم بیماری را نشان نمیدهند؛ اما در زندگی شان لذتی نمیبرند و انسانهای شاد و سرحالی نیستند.