واقع بین باشید
بزرگنمایی تواناییها، افسردگی بعد از شکست را بیشتر میکند
بایستی در نظر داشت بالا بردن ارزش خود بدون پشتوانه واقعی در کوتاه مدت میتواند نتیجه بخش باشد اما در بلند مدت دایره ناکامیهای ما را وسعت میبخشد.
به گزارش خبرنگار «نیمرخ» برنا، افرادی که سعی میکنند خود را بزرگتر و تواناتر از آنچه هستند نشان دهند، به هنگام ناتوانی در انجام وظایف محوله بیشتر احساس افسردگی میکنند.
بایستی گفت آنهایی که عملکرد بالا و پایینی دارند احساس بهتری را تجربه میکنند چرا که میتوانند بدرستی تواناییهای خود را اندازه گیری کنند. این گفته به این معنا است که افراد توانمند در یک حوزه شناختی کافی از تواناییهای خود دارند و افراد ضعیف با توجه به ناتوانی نسبی خود سعی در بهبود عملکرد در آینده دارند و انتظارات واقع بینانهای را بر میگزینند.
در واقع ارزیابی درست از تواناییها میتواند ما را در تجربه طولانی مدت خرسندی یاری کند. آنهایی که به تواناییها و ضعفهای خود شناخت و تسلط دارند میتوانند برنامهها و انتظارات خود و دیگران را تنظیم کنند، خود را برای رویارویی با نتایج آماده کنند و در کل جهانی کنترل پذیرتر و تعاملی با ثبات را تجربه کنند.
افرادی که بیمهابا و بدون توجه به منابع واقعی سعی میکنند خود تواناییهای خود را بزرگتر از آنچه هستند نشان دهند، احتمال تجربه ناکامی را برای خود مهیا میکنند.
طبق تحقیقات دکتر«یونگ- هون کیم» در دانشگاه پنسیلوانیا، دانشجویانی که توانایی خود را بالاتر از واقعیت میپنداشتند به هنگام شکست میزان افسردگی بیشتری را به نسبت افراد دقیقتر تجربه کردند.
بایستی در نظر داشت که ما همواره جهان را به نفع حفظ و ارتقاء ارزش خود کنترل، دست کاری و ارزیابی میکنیم. برای مثال بلوف می زنیم، کارهای کوچکمان را بزرگ نشان می دهیم، خود را دلیل موفقیتهای دیگران اعلام میکنیم، خاطرات خوب را به خاطر میآوریم و غیره.
اما بایستی در نظر داشت که بالا بردن ارزش خود بدون پشتوانه واقعی در کوتاه مدت میتواند نتیجه بخش باشد اما در بلند مدت دایره ناکامیهای ما را وسعت میبخشد. شاید این جمله زیاد به خود گفته باشید« اشتباه کردم قبول کردم، مگه مجبوری خالی ببندی؟!».
بایستی گفت آنهایی که عملکرد بالا و پایینی دارند احساس بهتری را تجربه میکنند چرا که میتوانند بدرستی تواناییهای خود را اندازه گیری کنند. این گفته به این معنا است که افراد توانمند در یک حوزه شناختی کافی از تواناییهای خود دارند و افراد ضعیف با توجه به ناتوانی نسبی خود سعی در بهبود عملکرد در آینده دارند و انتظارات واقع بینانهای را بر میگزینند.
در واقع ارزیابی درست از تواناییها میتواند ما را در تجربه طولانی مدت خرسندی یاری کند. آنهایی که به تواناییها و ضعفهای خود شناخت و تسلط دارند میتوانند برنامهها و انتظارات خود و دیگران را تنظیم کنند، خود را برای رویارویی با نتایج آماده کنند و در کل جهانی کنترل پذیرتر و تعاملی با ثبات را تجربه کنند.
افرادی که بیمهابا و بدون توجه به منابع واقعی سعی میکنند خود تواناییهای خود را بزرگتر از آنچه هستند نشان دهند، احتمال تجربه ناکامی را برای خود مهیا میکنند.
طبق تحقیقات دکتر«یونگ- هون کیم» در دانشگاه پنسیلوانیا، دانشجویانی که توانایی خود را بالاتر از واقعیت میپنداشتند به هنگام شکست میزان افسردگی بیشتری را به نسبت افراد دقیقتر تجربه کردند.
بایستی در نظر داشت که ما همواره جهان را به نفع حفظ و ارتقاء ارزش خود کنترل، دست کاری و ارزیابی میکنیم. برای مثال بلوف می زنیم، کارهای کوچکمان را بزرگ نشان می دهیم، خود را دلیل موفقیتهای دیگران اعلام میکنیم، خاطرات خوب را به خاطر میآوریم و غیره.
اما بایستی در نظر داشت که بالا بردن ارزش خود بدون پشتوانه واقعی در کوتاه مدت میتواند نتیجه بخش باشد اما در بلند مدت دایره ناکامیهای ما را وسعت میبخشد. شاید این جمله زیاد به خود گفته باشید« اشتباه کردم قبول کردم، مگه مجبوری خالی ببندی؟!».
نظر شما