در دادگاه خانواده شهید محلاتی چه می گذرد؟/۶۰
همسرم را حمایت کردم و ماما شد، حالا مرا دوست ندارد
حالا همسرم یک پزشک ماما است و من همان مرد دیپلمه که باعث سرافکندگی او هستم.
به گزارش خبرنگار اجتماعی برنا، مردی میان جمعیت حاضر در حیاط مجتمع قضایی شهید محلاتی خانواده یک، در حالی که بر یکی از درخت های این فضا تکیه داده، درباره علت حضور خود در این مکان می گوید: برای دادخواست طلاق از همسرم آمده ام، چرا که او اینگونه راضیتر است، اما روی گفتن ندارد.
این مرد جوان درباره دلیل این اقدام خود افزود: 16 سال قبل، زمانی که من و همسرم زندگی مشترکمان را با عشق شروع کردیم، هر 2 از نظر تحصیلات و سطح خانوادگی در یک سطح بودیم.
وی ادامه داد: بعد از گذشت سال ها از شروع زندگی، همسرم تصمیم به ادامه تحصیل گرفت و من با تمام وجود، او را پشتیبانی کردم.
مسعود با اشاره به مشکلات مالی در آن زمان گفت: با وجود مشکلاتی که داشتم، او را از نظر مالی تأمین کردم و از فرزندم نگهداری می کردم تا او به راحتی درس بخواند.
این مرد افزود: حالا همسرم یک پزشک ماما است و من همان مرد دیپلمه که باعث سرافکندگی او هستم.
وی با بیان اینکه همسرم مدام از من دوری می کند، بیان کرد: او هیچ گاه با من به میهمانی نمی آید و می گوید تو یک فرد دیپلمه هستی و نمی توانم با وجود تو، جلوی اطرافیان سربلند کنم.
مسعود گفت: همسرم حرف از طلاق نمی زند، اما از زندگی با من به شدت رنج می برد و مدام بهانه گیری می کند و حالا 6 ماه است که من و فرزندم تنها زندگی می کنیم و او سراغی از ما نمی گیرد.
وی در پایان می گوید: هنوز عاشق همسرم هستم، اما نمی توانم او را مجبور کنم که از با من بودن لذت ببرد.
این مرد جوان درباره دلیل این اقدام خود افزود: 16 سال قبل، زمانی که من و همسرم زندگی مشترکمان را با عشق شروع کردیم، هر 2 از نظر تحصیلات و سطح خانوادگی در یک سطح بودیم.
وی ادامه داد: بعد از گذشت سال ها از شروع زندگی، همسرم تصمیم به ادامه تحصیل گرفت و من با تمام وجود، او را پشتیبانی کردم.
مسعود با اشاره به مشکلات مالی در آن زمان گفت: با وجود مشکلاتی که داشتم، او را از نظر مالی تأمین کردم و از فرزندم نگهداری می کردم تا او به راحتی درس بخواند.
این مرد افزود: حالا همسرم یک پزشک ماما است و من همان مرد دیپلمه که باعث سرافکندگی او هستم.
وی با بیان اینکه همسرم مدام از من دوری می کند، بیان کرد: او هیچ گاه با من به میهمانی نمی آید و می گوید تو یک فرد دیپلمه هستی و نمی توانم با وجود تو، جلوی اطرافیان سربلند کنم.
مسعود گفت: همسرم حرف از طلاق نمی زند، اما از زندگی با من به شدت رنج می برد و مدام بهانه گیری می کند و حالا 6 ماه است که من و فرزندم تنها زندگی می کنیم و او سراغی از ما نمی گیرد.
وی در پایان می گوید: هنوز عاشق همسرم هستم، اما نمی توانم او را مجبور کنم که از با من بودن لذت ببرد.
نظر شما