گزارش برنا از تحریف متون کهن در ادبیات‌ نوجوان

هنر زاییده زایش‌های مکرر است

|
۱۳۸۹/۱۰/۳۰
|
۱۵:۰۴:۰۰
| کد خبر: ۸۶۸۵
هنر زاییده زایش‌های مکرر است
شاید واژه تحریف انتخاب مناسبی برای تغییرات به وجود آمده در آثاری که از متون کهن وام گرفته‌ و در قالب داستان برای کودک و نوجوان درآمده‌اند نباشد اما وفاداری به اصل وقایع و اینکه خواننده حق دارد بداند با چه اثری روبرو است موضوع گزارش پیش رو شد.

سرویس فرهنگ و هنر برنا/ تهمینه مفیدی

شاهنامه از با ارزش‌ترین متون کهن ایرانی است که در بسیاری از خانه‌ها صرف‌نظر از این که چقدر خوانده می‌شود، حضور دارد. هر فردی بنا به دلایل شخصی خود و پاسداشت ارزش‌های ملی علاقه‌مند است این میراث را به نسل آینده و فرزندانش منتقل کند. از این روی خانواده‌ها مشتاقند برای این انتقال از کتاب کمک بگیرند. نویسندگان بسیاری در زمینه داستان‌های کهن ایرانی به ویژه شاهنامه فعالیت داشته و دارند و در این راه با بهره‌گیری از خلاقیت، گونه‌های جدیدی از ادبیات را به وجود آوردند اما برخی بر این باورند که تغییر در داستان‌های شاهنامه، به مثابه تحریف است و اساسا نوشتن چنین داستان‌هایی برای کودکان آن هم با تغییر اصل شاهنامه، امر قابل دفاعی نیست.

قدمعلی سرامی استاد دانشگاه و شاهنامه پژوه درباره تحریف کتاب‌های کودک و نوجوانی که بر مبنای شاهنامه نوشته می‌شوند، می‌گوید: نویسنده نباید نقش راوی اثر را داشته باشد، یعنی اینکه تنها اثر را از نظم به نثر تبدیل کند. من با این که آثار کودک و نوجوان تحریف می‌شوند، موافق نیستم. تغییر وقایع از قدیم در بازنویسی متون کهن اعمال می‌شد. به عنوان مثال شیرین در داستان خسرو و شیرین فردوسی با زهر خودکشی می‌کند اما در داستان نظامی گنجوی به ضرب دشنه خود را از پای درمی‌آورد. دیدگاه فردوسی با نظامی گنجوی متفاوت است. آفرینش حرفه اصلی نویسنده است، هیچ کس قیّم شاهنامه نیست. شاهنامه متعلق به همه است و به تعداد نویسندگان دیدگاه‌های متفاوت در این باره وجود دارد.

اما باید توجه داشت که اگر فردوسی به عمد و با وجود پیشینه ادبی خود، دست به تغییر برخی داستان‌های تاریخی شده است، بلیت عبور نویسندگان کم تجربه را صادر نمی‌کند چراکه خلاقیت و تغییر باید بر اساس دانش و با هدفی مشخص ایجاد شود.

مرجان فولادوند نویسنده کودک و نوجوان و عضو شورای مركزی بنیاد فردوسی نیز ضمن تایید گفته‌های سرامی، اظهار می‌کند: در امر بازنویسی کتب کهن نظیر شاهنامه با چند گونه از بازنویسی مواجهیم؛ گونه اول بازنویسی به معنای ساده‌نویسی است، این کار عموما برای کودکان و نوجوانان که دایره لغات محدودی دارند یا خواننده غیر حرفه‌ای انجام می‌شود، در این گونه بازنویسی، نویسنده باید وفادار به اصل متن عمل کند و حق بازآفرینی داستان را ندارد. اما در گونه‌های بعدی برداشت و تفکر نویسنده وارد داستان یا به آن اضافه می‌شود. در این گونه نویسنده همچنان به اصل داستان وفادار است اما ممکن است در شیوه روایت داستان با اصل آن تفاوت‌هایی ایجاد شود.

وی در ادامه می‌افزاید: در گونه سوم، داستان از نو روایت می‌شود و در واقع بازآفرینی به وجود می‌آید، دراین داستان‌ها هیچ الزامی در وفاداری به متن اصلی وجود ندارد، وقتی نام بازآفرینی، مهر پیشانی اثری می‌شود به این معنا و مفهوم است که نویسنده طرحی از داستان اولیه را برمی‌دارد و بنا به اهدافش یک بار دیگر آن را می‌نویسد و داستان جدیدی خلق می‌کند.

نویسنده کتاب "مرد جوان وخیاط حیله‌گر" به تفاوت آشکار میان گونه‌های متنوع نوشتن اشاره می‌کند و می‌گوید: در گونه اول وارد ساحت خلاقیت نمی‌شویم و نویسنده در این گونه نقش واسطه و مترجم را بر عهده دارد که در جایگاه خود لازم و باارزش است. اما در گونه‌های دیگر وقتی ما به عنوان نویسنده دست به بازآفرینی می‌زنیم، خلاقیت نقش موثری دارد. به عنوان مثال از داستان رستم و سهراب بازنویسی‌های متفاوتی وجود دارد که در آن به اصل شاهنامه وفاداراند، اما در این میان مجلس سهراب‌کشان بهرام بیضایی را هم داریم که به نوعی بازآفرینی به حساب می‌آید. بنابراین گونه‌ها متفاوت است و هر گونه، اهداف و کارکردهای متفاوت دارد. در نقد این آثار ادبی باید همه این عوامل در نظر گرفته شود.

فولادوند در ادامه تاکید می‌کند: بنابراین صحبت از تحریف داستان نیست، شاید کلمه تحریف انتخاب مناسبی برای این آثار نباشد، اما خواننده حق دارد که بداند با چه اثری و با چه میزان از وفاداری به اصل روبه رو است.

با توجه به گفته مرجان فولادوند این امکان وجود دارد که برخی از آثار تنها با عنوان تالیف یا بازنویسی وارد بازار کتاب شوند، اما تغییرات اعمال شده در این کتاب‌ها بیش از یک تالیف ساده است و ناشران در تولید این آثار باید سطوح مختلف بازنویسی را در نظرگرفته و به مخاطب یادآور شوند.

محمدرضا یوسفی نویسنده کودک و نوجوان درباره مساله تحریف، تصریح می‌کند: هنر زاییده زایش‌های مکرر است. فردوسی در نوشتن شاهنامه از منابع شفاهی، مکتوب و فولکوریک بهره‌گرفته، او ابتدا شاهنامه‌ را ساده‌نویسی ، سپس بازنگری و در مرحله نهایی آن را بازآفرینی کرد. فردوسی در ساختار حماسی شاهنامه دوره ساسانیان را بازنویسی می‌کند و در بخش مستندات راوی زندگی بهرام گور، بهرام چوبین و.. می‌شود. بازنگری در حوزه آثار ادبی یعنی نویسنده در ساختار داستان ،عنصری را به دلخواه تغییر ‌‌دهد و مجموعه عناصر قصه صحنه، تم و موضوع یا شخصیت پردازی را عوض کند. فردوسی در بازنویسی شاهنامه از این روش استفاده می‌کند و گشتاسب شاهنامه او، با گشتاسب اوستا متفاوت است. در بخش دیگر هنرمند با الهام از قصه‌ای یا موضوعی اثری ویژه به وجود می‌آورد. بزرگترین تفاوت هنر با پژوهش در این نکته است. هنر وابسته به اصل خاصی نیست و همه چیز را درقالب و ظرف خود شکل می‌دهد. نباید به متون کهن نگاهی مقدس مابانه داشت. اگر بازآفرینی وجود نداشت هرگز ایلیاد و ادیسه به وجود نمی‌آمد. محدودیت تولد قصه را از بین می‌برد.

با توجه به صحبت‌های این کارشناسان، درباره تحریف در کتاب‌های کودک و نوجوانی که برمبنای شاهنامه نوشته شده است، چند نکته را نباید از نظر دورداشت؛ بررسی ریشه‌های عدم اطمینان جامعه عمومی به کتاب‌هایی از این دست و دیگری طبقه بندی این آثار بر اساس اهداف وکارکردشان.

از سوی دیگر با توجه به صحبت‌های فرانک دانلو شاهنامه پژوه و گلایه از کتاب‌های کودکی که شاهنامه و اصل آن را تحریف می‌کنند، ضرورت کارشناسی بیشتر و بهتر در این زمینه احساس می‌شود. شاید وجود و حضور مرکزی چون بنیاد فردوسی بتواند در این زمینه راه گشا باشد و بتوان طی طرح و پیشنهادی، آثار داستانی پیرامون شاهنامه را با کارشناسی روانه بازار کتاب کرد. تا هم این میراث کهن حفظ شود و هم نویسندگان اجازه و امکان نوآوری در پرداخت شاهنامه را داشته باشند.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر