در مراسم یادبود شمس آل احمد مطرح شد

شمس مرد بزرگی بود که در حق او جفای بسیار رفت

|
۱۳۸۹/۱۰/۲۸
|
۱۰:۵۱:۰۰
| کد خبر: ۸۷۹۳
شمس مرد بزرگی بود که در حق او جفای بسیار رفت
یکی از دوستان شمس آل‌احمد گفت: مرگ اتفاق خوشایندی نیست اما با مرگ انسان‌های بزرگ ما لحظه به لحظه به آن لحظه ابدیت نزدیک می‌شویم.
به گزارش خبرنگار ادبیات برنا، بزرگداشت شمس آل احمد عصر دیروز 27 دی ماه با حضور سعید محبی و غلامرضا امامی در سرای اهل قلم برگزار شد.

در این مراسم سعید محبی نویسنده سوگواره‌ای را که بر مرگ شمس آل احمد نوشته بود خواند. در بخشی از این سوگواره آمده است: مرگ از تجارب مشترک بشری است که یک سر آن بر زندگی است و سر دیگر بر خیال. تجربیات ما را از یکدیگر جدا می‌کند، اما خیال و آرزو ما را به یکدیگر نزدیک می‌کند. هنر و ادبیات درک مشترکی از زندگی به انسان‌ها می‌دهد، همه ما کمابیش مرگ را دشوار می‌دانیم و از آن می‌گریزیم اما اگر از گذرگاه خیال و نه وهم با آن مواجه شویم، بعد دیگر از مرگ را می‌بینیم و این بعد مرگ تبدیل به آرزو می‌شود. اگر از ارتفاع بالا به مرگ نگاه کنیم آن را ادامه دورانی دیگر می‌‌دانیم. آرزو از جنس تخیل است. خیال در معنای هستی شناختی همان استعدادی است که ما را وادار می‌کند دیوارها را بشکنیم و سراسر هستی را با پرو بال خود بپیماییم.

وی ادامه داده است: در روزگار ما آرزوهای مشترک بشری روزبه‌روز کوتاه می‌شود. عصر تجربه‌های دینی و درونی به سر آمده و خاک ما دیگر پیامبر پرور نیست. خداوند دیگر با بشر سخن نمی‌گوید، عصر حیرت به سرآمده و نگاه رازآلود به دنیا را از دست داده‌ایم. در گذشته پیام پیامبران دل ربا بود و به آسانی دل مردمان را تسخیرمی‌کرد اما جای حیرت از معجزه را قرار دادهای علمی گرفته و آستانه ایمان آوردن کوتاه شده تا جایی که اگر باردیگر آن معجزات رخ دهد کسی حیرت نمی‌کند.

در ادامه این سوگواره می‌خوانیم: در هزار وچهارصدسال پیش، پیامبری از میان قومی جاهل ظهور کرد که اعراب صحرا نشین را با پیام خود به اوج آسمان برد. امروز کتاب‌ها برما می‌خوانند و می‌خوانیم و ایمان نمی‌آوریم یا به شک آلوده‌ایم یا به شک اندر. علم و کلام و فلسفه جای حیرتی باقی نگذاشته، اما جانمان همچنان در عطش می‌سوزد. آب می‌خواهیم و در پی سراب می‌دویم و چرا چنین شده است؟به گمان من عروس خیال را به حجله عقل فرستادیم و کابین او را از ابنان علم دادیم و با او وداع کردیم.

محبی می‌افزاید: پیامبر اسلام گفت هر کار خوب ده پاداش خواهد داشت و هرکار بد تنها مستحق یک مجازات است. چنین سخنانی فطرت‌ها را بیدار می‌کرد و این فقط به کمک خیال ممکن بود. امروز رهگذران در ازای هر سکه‌ای که در میان جمعیت به سائل می‌دهند، یک بهشت می‌طلبند و بدکاران باید تاوان همه بدی‌های خود و دیگران را بدهند. در روزگار بدی زندگی می‌کنیم در روزگاری که قدرت و ثروت ستایش می‌شود، اخلاق و علم فراموش شده در همین روزها عده‌ای حسرت صدام ، هیتلرو ‌موسیلینی را بر دل دارند. هرمان هسه می‌گوید: این رنج را چگونه می‌توان علاج کرد؟ همه می‌دانند برای کشتن انسان‌ها چقدر باروت لازم است اما کسی نمی‌داند چگونه می‌توان شاد بود.

این نویسنده در سوگواره خود بیان کرده است: با این همه نباید نا امید شد. هستند پیامبرانی که هنوز نوید رهاییشان در دل‌ها نفوذ می‌کند ، مهم این است که ما جان خود را در مقابل کلام و نسیم این پیامبران نگه داریم. چه جان‌ها برسر این پیام‌ها رفته، چه بسیار کسان که به جرم عشق ورزیدن جان کندند، چه بسیار کسان که به جرم فساد عقیده بر دار شدند و امروز اسوه ایمان بشری‌اند؛ مانند مسیح و سقراط.. پاسکال می‌گوید ما که نمی‌توانیم آدم‌های قوی و عادل را حاکم کنیم بنابراین سعی می‌کنیم آدم‌‌های قوی را عادل کنیم.

در پایان این سوگواره آمده است: به کمک خیال و نفحات پیامبر اسلام می‌توانیم در آستانه مرگ باستیم و به فراسوی بنگریم. مرگ اتفاق خوشایندی نیست اما با مرگ انسان‌های بزرگ ما لحظه به لحظه به ابدیت نزدیک می‌شویم. شمس مرد بزرگی بود، که در حق او جفای بسیار رفت او البته به قول رضا امامی به لذت زیست و استعدادی و توان بی‌نظیری در جامعه روشنفکری ایران بود.


مراسم یادبود شمس آل‌احمد عصر روز گذشته در سرای اهل قلم برگزار شد.
نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه