گفت‌وگویی صمیمی با مدال آور معلول ذهنی

وقتی معلولیت ذهنی شکست می‌خورد

|
۱۳۸۹/۱۰/۲۸
|
۱۲:۲۲:۰۰
| کد خبر: ۸۷۹۵
وقتی معلولیت ذهنی شکست می‌خورد
پدرم من را برای شنا به استخر می برد. رشته کرال سینه را دنبال می کنم و مربی‌ام بسیار مهربان است. اولین‌بار در مسابقات المپیک شانگهای چین شرکت کردم. بعد از آن نیز در مسابقات امارات، آمریکا و سوریه حضور داشتم.
باشگاه جوانی برنا/ امیر توانا

شاید باورش سخت باشد. اگر کسی او را در خیابان ببیند هرگز متوجه توانایی های شگفت آورش نمی شود. درس خواندن، ورزش و زندگی عادی کارهایی است که مثل افراد دیگر انجام می دهد.

وقتی با او تماس گرفتم فکر نمی کردم محمد تجدد کسی که در بین مردم به عنوان معلول ذهنی و دارای بیماری "سندرم داون" شناخته می شود، صاحب چند مدال جهانی در رشته شنا باشد. محمد کمی سخت صحبت می کند ولی باید بدانید که در سن 20 سالگی دیپلم خود را مثل افراد عادی گرفته است.

سادگی و مهربانی در سخنان محمد کاملا حس می شود. او دوست دارد در مسابقات المپیک ویژه آتن (المپیک مخصوص معلولان ذهنی) مقام اول را کسب کند تا مدال طلای دیگری برای کشور به دست آورد.

محمد می گوید:"پدرم من را برای شنا به استخر می برد. رشته کرال سینه را دنبال می کنم و مربی‌ام بسیار مهربان است. اولین‌بار در مسابقات المپیک شانگهای چین شرکت کردم. بعد از آن نیز در مسابقات امارات، آمریکا و سوریه حضور داشتم."

مدال طلای مسابقات شانگهای، طلا و نقره ابوظبی و چند مدال برنز از جمله افتخارات این جوان ایرانی است. بیشترین کسانی که محمد را در راه رسیدن به این رتبه ورزشی کمک کرده اند، پدر و مادر او هستند؛ پدری که فرزند خود را با زحمت زیاد به استخر می برد و مادری که در خانه فرزندش را یاری می دهد.

این قهرمان شنای معلولان از کسی توقع زیادی ندارد و زمانی که در مورد جوایزی که به او داده اند، می پرسم می گوید: "از من به خوبی تقدیر کرده اند و از همه کسانی که به من هدیه داده‌اند تشکر می کنم. " محمد در آستانه 20 سالگی قرار دارد و به گفته خودش تا جایی که توان دارد شنا خواهد کرد؛ " شنا باعث می شود آرامش پیدا کنم، خستگی ام از بین برود و سر شوق بیایم. "

محمد وقتی از شور و شوق خود برای مدال گرفتن می گوید می توان احساس را از تک تک کلماتش فهمید؛ " دوست دارم بروم برای ایران مدال کسب کنم و برای همین وقتی در آب شنا می کنم حس خوبی برایم پیش می آید. "



محمد خوب می داند که نسبت به دیگر هم سالان خود، انسانی خاص است. او در این زمینه می گوید:"گاهی اطرافیان و دوستانم از این تعداد مدالی که به دست آورده ام تعجب می کنند، نمی دانم چرا؟ فکر کنم چون من مدال دارم، ولی آنها ندارند(باخنده). "

محمد از امید دادن حرف می زند." همیشه به دوستانم می گویم بیایند ورزش کنند. اما به بزرگترها این حرف را نمی زنم، چون بالاخره بزرگ هستند."

خواهر و برادر محمد نیز در کارها به او کمک می کنند و برادر خود را تنها نمی گذارند. او برای تشکر از پدر و مادر خود فکرهای زیبایی دارد؛" من از پدر و مادرم تشکر می کنم آنها را بغل می کنم و دست آنها را می بوسم، چون خیلی برای من زحمت می کشند. من را به استخر می برند و بر می گردانند. خیلی دوستشان دارم. "

وقتی از آرزوهایش می پرسم، چیزی می گوید که شاید به فکر هیچ کسی نرسد؛" دوست ندارم که به خارج بروم. می خواهم همیشه پیش خانواده ام باشم. آرزو دارم که در کنار دوستانم بمانم."

حمید تجدد، پدر محمد از روزهایی که فرزندش را به استخر می برد می گوید:"حدود 8 سال پیش بود که تصمیم گرفتم محمد را با خود به استخر ببرم. اوایل از آب می ترسید، ولی کم کم پای خود را داخل آب کرد تا اینکه بعد از مدتی وارد آب ‌شد. برای او مربی گرفتم و سال 2007 برای مسابقات شانگهای چین انتخاب شد. این اولین مسابقه او بود، چون در داخل کشور برای این افراد، مسابقه‌ای نداریم. "

پدر این قهرمان ورزشی از کمبود امکانات شکایت می کند؛" هیچ استخر مخصوصی برای این افراد در کشور وجود ندارد. امسال برای اولین بار یکی از استخرهای تهران، توسط نهاد مسوولی برای دو ساعت در روز هماهنگ شد، ولی چون صبح بود و عده‌ای از این بچه‌ها به مدرسه می روند آن استخر پا نگرفت. "

وقتی از حمید تجدد درباره اینکه آیا همراهی با محمد سخت بوده یا نه، می پرسم پاسخ می دهد؛ "سختی که دارد ولی این وظیفه ماست.البته مدت زیادی است که بازنشسته شدم.به هر حال محمد فرزند من است و باید تمام زندگی خودم را برای او بگذارم. "



پدر او می گوید از ابتدا قبول کرده که فرزندش نباید با دیگران فرقی داشته باشد و همان مقداری که برای دیگر فرزندانش توان گذاشته برای او نیز زحمت کشیده است. نکته قابل توجه درباره این ورزشکاران از زبان پدر محمد شنیده می شود:" ما برای مسابقات از جیب خرج می کنیم. مثلا برای مسابقات آتن هیچ پولی به ما ندادند. البته گاهی کمک هایی می شود ولی کافی نیست. حتی خرج‌هایی که در کشورهای مختلف داشتیم نیز پای خودمان بود. جالب است بدانید که وقتی این مدال‌ها توسط فرزندم کسب شد، هیچ نهادی از او تقدیر نکرد."

پدر محمد به عنوان حرف آخر خود می گوید:"دیده ام که برخی پدر و مادرها این فرزندان را قبول ندارند. توصیه می کنم با فرزند معلول خود نیز مثل بچه‌های  عادی رفتار کنند و به آنها برسند. این کودکان قابلیت هایی دارند که می تواند باعث پیشرفت آنها شود. یادم می آید که آرم مسابقات شانگ های "من می دانم که می توانم" بود و برای مسابقات آتن "من هستم" است. این فرزندان را در رشته‌ای ورزشی ثبت‌نام کنند، تا قابلیت‌های آنان را ببینند.



***

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر