خدا به خانهاش دعوتم کرد
نجمه میرجلیلی متولد سال 1362، دانشجوی ترم هشت رشته طراحی صنعتی دانشگاه الزهرا در مقطع کارشناسی است. او ابتدا در رشته معماری دانشگاه شریعتی تحصیل میکرده، اما دوباره در کنکور هنر شرکت میکند، تغییر رشته میدهد و وارد رشته طراحی صنعتی دانشگاه الزهرا میشود. نجمه به عنوان دانشجوی نمونه کشوری سال 89 گروه هنر در مقطع کارشناسی از سوی وزارت علوم انتخاب شده است و گفتوگوی برنا با او به همین بهانه انجام شد. دوست دارد او هم یکی از مشاوران جوان دولت باشد و میگوید: به نظرم کار جالبی است و البته پر از مسوولیت. فکر میکنم من هم میتوانم مشاور جوان دولت باشم. نجمه میگوید: در کنار درس،کار هم میکنم. همسرم شرکتی دارد و آنجا کارهای گرافیکی انجام میدهم.
چقدر در دانشگاه فعال هستی؟
چون قبل از ورود به این رشته، معماری میخواندم، با آن چیزهایی که پایه رشته هنر بود، آشنا بودم. وارد دانشگاه که شدم کمی از اطلاعاتی که قبلا داشتم استفاده کردم و در کنارش سعی کردم در مسابقات شرکت کنم و فعال باشم. بعضی از درسها پروژههای عملی دارند. سعی میکردم این پروژهها را با دقت انجام بدهم و راجع به آنها تحقیق کنم. در دانشگاه بعضی از کارها را به عنوان کارهای برگزیده انتخاب میکردند. در نمایشگاهها کارهایم انتخاب و به نمایشگاههای خارج از دانشگاه فرستاده میشد.
خواندن معماری برایت زمینهساز تحصیل در رشته طراحی صنعتی شد؟
ظاهرا این دو رشته با هم تفاوت دارند، اما پایههای شان تقریبا یکی است. طراحی صنعتی بیشتر به جزییات و ریزه کاریها میپردازد. نمی شود گفت فاصله خیلی زیادی با هم دارند و به همین دلیل راحت توانستم این رشته را ادامه بدهم.
فضای کاری این رشته به چه شکل است؟
طراحی صنعتی شامل طراحی تمام اشیاء و محصولاتی است که انسانها در زندگی روزمره شان با آن سروکار دارند. از کفشی که میپوشند تا ماشینی که سوار میشوند یا لوازمی که در خانه دارند و از آن استفاده میکنند. زیرشاخههای دیگری هم دارد. اگر بخواهم به صورت کلی بگویم، طراحی صنعتی تمام بخشهای زندگی آدمها را در بر میگیرد. حتی اینکه بیاییم برای آینده ایدهپردازی کنیم که چه اتفاقاتی میتواند در آینده بیافتد. شناسایی ایرادهایی که وجود دارد و رفع کردن آنها از کارکردهای این رشته است. اگر بخواهیم راندمان شغلی و فضا و محیطی که کارمندان در آن کار میکنند را بالا ببریم طراحان صنعتی هستند که میتوانند ارتباطات داخل سیستمها را طوری طراحی کنند که افراد به بیشترین بازده خود برسند.
یکی از زیرشاخههای رشته طراحی، معماری است. معماری داخلی و طراحی شهری در این رشته وجود دارد. هر کسی وارد رشته طراحی صنعتی شود با توجه به علاقهای که دارد، میتواند بخشی را انتخاب کند و آن را به عنوان آینده شغلی خود در نظر بگیرد. میشود از طریق طراحی صنعتی وارد معماری یا طراحی شهری شد.
در زمینه رشتهات کار میکنی؟
به آن شکل که استخدام جایی باشم نه، اما به صورت پروژهای کار میکنم. اگر پروژهای باشد که به من ارجاع بدهند و وقتش را داشته باشم کار میکنم. آخرین پروژهای که روی آن کار کردم مربوط به شرکت نفت بود که بخشهایی از آن به کار و رشته من مربوط بود و انجام دادم.
دوست داری در کدام زمینه از حوزههای مختلف رشتهات کار کنی؟
طراحی محصول "prouduct desing" را در این رشته بیشتر میپسندم. با توجه به شرایط شغلی که وجود دارد اگر نتوانم وارد این کار شوم وارد کار در رشته معماری میشوم.
چه شرایطی؟ محدودیتهایی در این زمینه داریم؟
تولیدات در ایران خیلی محدود است و بیشتر وارد کننده هستیم. در طراحی محصول باید طرحی زده شود و بعد خط تولید و تولیدکنندههایی وجود داشته باشند که آن طرحها را در مرحله تولید محصولاتشان استفاده کنند، اما متاسفانه کسانی که تولید کننده و سرمایهگذار هستند به خاطر عدم اطمینان از بازگشت سرمایه شان نمیتوانند به طراحان اعتماد کنند. خیلی از دستگاههایی که مربوط به تولید محصولات است در کشور وجود ندارد. محصولات چینی با قیمت کم وارد کشور میشود و افراد ترجیح میدهند واسطهگر باشند تا تولید کننده. وضعیت بدی که تولید در کشور دارد شاید باعث شود نتوانم در رشته طراحی محصول کار کنم.
در روز چند ساعت برای درس وقت میگذاری و چند ساعت برای کار عملی؟
زمانی که دانشجو هستی بیشتر وقتت برای درس گذاشته میشود. البته زمانی که صرف میکنی ثابت نیست ممکن است متغیر باشد. رشته طراحی صنعتی فقط حفظ کردن دروس نیست. کارهای عملی هم داریم، مجبور هستیم به خاطر آن برویم بازار و تحقیقات انجام بدهیم تا مثلا بدانیم روشهای تولید محصولات به چه شکل است. باید شرایط را بسنجیم. در ترمهای اول درسهای عملی داریم. ممکن است روزی ساعت 8 صبح وارد دانشگاه شوم و ساعت 8 شب از دانشگاه بیرون بروم. چون در کارگاه بودیم و کارهای عملی انجام میدادیم. ترمهای آخر که درسهای تئوری بیشتر شدهاند، مطالعاتمان بیشتر شد و کارهای عملی مان کمتر شد.
اگر به عنوان مشاور جوان در سازمانی منصوب شوی، اولین طرح و ایدهای که میدهی چیست؟
اولین کاری که میکردم این بود که فراخوان میدادم و از همه جوانها میخواستم بدون توجه به رشته تحصیلیشان و اینکه چه شغلی دارند بگویند به چه چیزی علاقه دارند و در چه رشتهای استعداد دارند. این را مشخص کنند. اگر امکانش فراهم میشد گروهبندی شان میکردم و آن ها را به تیم تبدیل میکردم. تمهیداتی میاندیشیدیم تا بتوانند با هم در ارتباط باشند و راجع به حوزههایی که در آنها اطلاعات و علاقه دارند با هم تعامل داشته باشند تا یک سری طرحهای خوب ارائه بدهیم و درصد ناامیدی را در بین جوانان کاهش بدهیم. سعی میکردم جوانها از ناامیدی دور شوند و حرکت و فعالیت در آنها بوجود بیاید.
دوست داری به عنوان مشاور جوان کار کنی؟
بدم نمی آید. فکر میکنم کار جالب و البته پرمسوولیتی باشد. وقتی جوانان در موقعیتی قرار میگیرند که به عنوان برگزیده در جشنوارههای مختلف انتخاب میشوند، احساس میکنند که انگار مسوولان سعی دارند به آنها بفهمانند که از آنها حمایت میکنند. مثلا کسی مثل من انرژی بیشتری میگیرد و احساس میکند می تواند قدم های بلندتری بردارد. اگر این بچه ها در چنین محیط هایی قرار بگیرند، حتما می توانند کمک کنند.
وقتی برای تفریح داری؟
زندگی بدون تفریح غیرقابل تحمل است. تفریح ثابتی ندارم، اما دوستان بسیار خوبی در دانشگاه دارم و همین که کنار آنها هستم، میگوییم و میخندیم؛ برایم تفریح خوبی است و ارزان هم هست!
دانشجویان نمونه تنها با توجه به رده علمیشان انتخاب شدند؟
فکر نمیکنم اینطور بوده باشد. یعنی همه وجوه را در نظر گرفتهاند. وقتی فرم دانشجوی نمونه را پر میکردیم قسمتی از آن معدلی بود که در دانشگاه داشتیم. در فرم راجع به مسابقات، فعالیتهای ورزشی، شرکت در سمینارها ارائه مقاله و همه کارهایی که دانشجو میتواند در کنار تحصیل انجام بدهد، سوال شده بود. از نظر دینی هم در مورد مقامهای قرآنی سوال شده بود.
خوشبختانه در رشته طراحی صنعتی در سالهای اخیر فعالیتهای خوبی انجام میشود. در دانشگاه های مختلف مسابقات مختلف برگزار می شود و دانشجوهای همه دانشگاه ها شرکت می کنند. در آن مسابقات شرکت کرده و سه بار مقام آورده بودم. در نمایشگاهها و مسابقات داخل دانشگاهی، هفت بار کارهایم به عنوان کار برتر برگزیده شده بود. 2 بار کارهایم را برای نمایشگاههایی که در مصلی تهران برگزار شده بود، فرستادند. در رشته ما احساس رقابت وجود دارد. آخر ترم برای انتخاب کارهای برتر بین بچهها رقابت به وجود میآید. هر سال در نمایشگاههایی که در دانشگاه های کشور برگزار می شود کارها به نمایش گذاشته می شوند. این خیلی خوب است.
معدل ترم گذشتهات چند بود؟
43 / 18
خودت چقدر معتقد به نمونه بودنت هستی؟ حقات بود برگزیده شوی؟
فکر میکنم تا 80 درصد حقام بود.
این 20 در صد و 80 در صد را با توجه به چه نکاتی در نظر گرفتی؟
20 درصد به این دلیل که فکر میکنم شاید کسانی بودند که در جریان نبودند، فرصت پیدا نکردند یا نتوانستند در این جشنواره شرکت کنند و شاید آنها بهتر از من بوده باشند. احساس میکنم باید این بیست درصد را برای احتمالات در نظر بگیرم، برای کسانی که میتوانستند اما شرکت نکردند.
80 درصد را به این دلیل در نظر گرفتم که از خصوصیات اخلاقیام این است که وارد هر کاری میشوم، سعی میکنم در آن کار بهترین باشم. تمام تلاشم را میکنم، از تفریحاتم، از وقت خواب ام می گذارم تا در آن موقعیتی که هستم بهترین باشم. احساس می کنم چون به خودم سختی داده ام و سعی کرده ام که راه را درست جلو بروم، آن 80 درصد حق من است.
جایزهات چه بود؟
دو سفر حج، سه سکه تمام بهار آزادی و لوح تقدیر. البته هنوز فیش حج را دریافت نکردم. بیشتر از گرفتن جایزه سفر حج خوشحال شدم. چون احساس کردم برخلاف اینکه دیگران خودشان برای رفتن به این سفر ارزشمند اقدام میکنند خدا دعوتم کرد که بروم.
درآمدت چقدر است؟
آنقدری نیست. البته چون در ابتدای راه هستم، کار را بیشتر به خاطر سابقه کاری و خوب بودن رزومهام انجام میدهم.به خاطر اینکه تجربیاتی کسب کنم که فقط در محیط کار به دست میآید. البته اگر زمانی بخواهم به شکل جدی وارد بازار کار شوم مسأله مالی هم برایم مهم است.
یعنی حاضری در ابتدای کار شاگردی کنی؟
صددرصد. همه باید این کار را بکنیم. چون تجربیات بازار کار با تجربههایی که در محیط دانشگاه به دست میآیند، خیلی متفاوت هستند.
کمبود چه نوع آموزشهایی را در دانشگاه احساس میکنی؟
آموزشهایی که در دانشگاهها داده میشود (حداقل در مورد رشته خودم این را می گویم) با محیط واقعی کار خیلی فاصله دارد. همه جنبههایی که باید در محیط کار درنظر بگیریم را به ما نشان نمی دهند تا آنها را در نظر بگیریم. خیلی مواقع برای طرحی که برای محصول می زنیم، شاید ایده آل ها را در نظر بگیریم، حتی موادی که آن محصول قرار است با آن ساخته شود را یک چیز خوب و ایده آل در نظر می گیریم، درحالی که در بازار کار شاید اصلا نتوانی این قدر هزینه کنی تا این مواد را در ساخت محصول استفاده کنی. اطلاعاتی که داریم واقعی نیستند.
چه ویژگی از دوران جوانی برایت جذابتر است؟
انرژی و انگیزهای که جوان ها در دوره جوانی دارند. البته خیلی از بچه ها دلزده شده اند و با اینکه جوان هستند انگیزه ای برای جلو رفتن ندارند. شاید من خیلی وقت ها به چنین دیدی برسم و احساس ناامیدی کنم، اما هیچ وقت نگذاشته ام آنقدر ناامید شوم که عرصه را ترک کنم و کنار بروم. همیشه سعی میکنم بعد از یک دوره افسردگی و ناراحتی کوتاه مدت که همه در زندگی با آن مواجه میشوند، دوباره به زندگی برگردم و انرژی و امیدم را از دست ندهم.
چقدر جوانی کردی؟
تنهایی ناراحتم میکند. کنار دوستان بودن را دوست دارم. سعی میکنم در اجتماع باشم؛ بین خانواده یا دوستان. شاید خیلیها جوانی کردن را در بی خیالی و اینکه بگویند حالا جوان هستیم و برای انجام کارها وقت داریم و اینکه به خودشان سخت نمیگیرند، بدانند و چنین تعریفی از جوانی داشته باشند. نه اینطور باشد که همه چیز را جدی و زندگی را به خودت سخت بگیری و نه اینکه زندگی را به کل رها کنی و بی خیال همه چیز شوی. جوانی کردن رعایت تعادل در زندگی است. جوان باید، نه مثل دوران کودکی رفتار کند که نسبت به همه چیز بی تفاوت و بی خیال است و نه مثل دوران میانسالی که چون تجربه های زیادی دارد نسبت به همه چیز محتاط است. باید تعادلی بین این دو دوره زندگی باشد.
حرفی برای پایان مصاحبه داری ؟
به جوان ها میگویم نسبت به موقعیتهایی که در زندگی به دست می آورند، امیدوار باشند. چون خداوند خیلی بزرگ است و اگر او بخواهد هر اتفاقی ممکن است برای ما رخ بدهد.
***