خاطرات دفاع مقدس

برچسب - خاطرات دفاع مقدس
رزمنده دوران دفاع مقدس:

عراقی‌ها با اسید منتظرمان بودند

سرباز تا نشانی منزلم را شنید، سرخ شد و سیلی محکمی به گوشم زد. عرق صورتم دست درشتش را حسابی به صورتم چسباند و رها کرد. گیج شده بودم. چرا باید کتک می‌خوردم؟
کد خبر: ۱۰۴۸۴۹۸   
تاریخ انتشار: ۱۳۹۹/۰۶/۰۳
پیشنهاد سردبیر