نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری در گفت‌وگوی ویژه خبری:

برای مقابله با تهاجم فرهنگی، باید فرهنگ خودی را ترویج دهیم/ افراطی‌گری آفت پیشرفت و آرامش است

|
۱۳۹۲/۰۳/۰۶
|
۱۳:۲۰:۱۵
| کد خبر: ۱۲۳۶۲۹
برای مقابله با تهاجم فرهنگی، باید فرهنگ خودی را ترویج دهیم/ افراطی‌گری آفت پیشرفت و آرامش است
در طول 16 سال وزارت امور خارجه، یکی از انتقادات مهم به من این بود که چرا همه سلایق در مجموعه وزارتخانه وجود دارد. ما باید از تمام اصولگرایان در تمام طیف‌ها استفاده کنیم.

نامزد یازدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری شب گذشته در برنامه گفت‌وگوی ویژه خبری شبکه دو تأکید کرد: قصد ندارم به نفع هیچ کس کنار بروم و تا آخر در صحنه خواهم ماند.

به گزارش سرویس سیاسی برنا، علی‌اکبر ولایتی در این برنامه در زمینه برنامه های اقتصادی خود گفت: دوره ریاست‌جمهوری چهار سال است و تقریباً می‌شود گفت 14 تا 100 روز و بنده نیز بنا دارم هر 100 روز یک بار گزارش این دوران را به ملت شریف ایران بدهم. گزارش 100 روز اول به مردم تعیین‌کننده است. امروز ملت ما با مشکلات جدی روبه‌رو هستند و نمی‌توانند صبر کنند که ظرف یک یا دو سال آینده، کار معیشتشان درست شود؛ چراکه توقع دارند سریع این وضعیت معالجه شود و معالجه نیز برای مشکلات فوری آنان است.

متن سخنان ولایتی به شرح زیر است:

معمولاً درآمد مردم با هزینه‌هایشان تعادل ندارد و کاهش ارزش پول ملی نیز یک مشکل اساسی است و باید برای برگرداندن این شرایط به یک حالت عادی، فکر اساسی کرد. من پزشکم. وقتی تب یک مریض بالا می‌رود و شرایط حادی بر وی حاکم می‌شود، حتماً باید قبل از علل بیماری، سریع تب را پایین آورد و تشنج را کنترل کرد و بعد دنبال درمان‌های اساسی رفت. بنابراین، امروز نیز لازم است یک کار فوری صورت بگیرد.

باید اعتماد مردم به دولت بازسازی شود؛ چراکه مردم امروزه وقتی بخشنامه‌هایی را از بانک مرکزی در خصوص قیمت ارز و سکه می‌شنوند، دقیقاً برعکس آن عمل می‌کنند که این خیلی بد است. بازگردانی اعتماد بین مردم و دولت کار طولانی نیست. بنا داریم در دولتی که تشکیل می‌دهیم هرآنچه قول داده‌ایم عمل یا به تعبیر دیگر طبق قانون رفتار کنیم. باید با اجرای قانون، اعتماد ملت را جلب کنیم و با این کار به نتیجه‌ برسیم.

تنظیم بازار با توجه به تولید، عملی است. متأسفانه الآن کالا در بازار به اندازه کافی موجود نیست؛ چرا که نقدینگی زیاد است. یعنی از سال 85 که نقدینگی 90 هزار میلیارد تومان بود، امروز این نقدینگی به 500 هزار میلیارد تومان افزایش یافته است و نبود کالا سبب افزایش تورم می‌شود. باید یک معافیت مالیاتی شش‌ماهه به شرکت‌های تولیدی و کارخانه‌ها بدهیم و آن‌ها بعد از شش ماه پرداخت‌های خود را به دولت برگردانند. باید یک لایحه فوریتی به مجلس بدهیم که طبق آن، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها شش ماه از پرداخت مالیات معاف شوند؛ مشروط بر اینکه کار تولیدی خود را از سر بگیرند که با این الگو آنان بعد از فروش محصولات بازار را از کالا اشباع می‌کنند و کارگران اخراج‌شده هم بر سر کار برمی‌گردند.

اگر بنده رأی بیاورم، با لایحه دو فوریتی در زمینه طرح اصلاح بازار در مجلس اقدام خواهم کرد؛ چراکه معتقدم بدون همکاری دولت و مجلس امکان اداره کشور نیست. برای اینکه نشان دهم دولتم با مجلس هماهنگ است، علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، اکنون ریاست کار گروه سیاسی ستاد بنده را برعهده دارد. نهاوندیان سخنگوی من در این زمینه خواهد بود.

برنامه‌های اقتصادی بنده تدوین شده است و در هفته آینده طی مصاحبه‌های مطبوعاتی ارائه خواهد شد.‌ البته اصل این برنامه به صورت دفترچه 70 صفحه‌ای تدوین شده و در اختیار عموم مردم قرار خواهد گرفت؛ چراکه مردم علاوه بر شخصیت منتخبشان، باید برنامه‌های او را نیز بشناسند. اقتصاد بیش از اینکه در کشور ما تولیدمحور باشد، توزیع‌محور است.‌ یعنی اقتصاد، مصرفی و توزیعی است. درزمینه فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اقتصاد مقاومتی و بدون نفت، دو اصل مهم وجود دارد که می‌شود اقتصاد تولید محور داشت. حمایت از تولید و مردمی کردن آن، دو اصل مهم است. اصل 44 که سیاست‌های آن توسط مقام معظم رهبری ابلاغ شده است و قانون آن در مجلس به تصویب رسیده، آن طور که باید، اجرا نمی‌شود. باید کارگروه‌ها و کارخانه‌ها به مردم واگذار شود.

بنده از ابتدا عضو مجمع تشخیص نظام بوده‌ام و در جریان مسیر سیاست‌های کلی نظام هستم. مقدمات چشم‌انداز 20 ساله در مجمع شکل گرفت و به رهبری ارائه شد و ایشان آن را ابلاغ کردند و در واقع اصل 44 نیز ابلاغ شده است؛ اما متأسفانه آن گونه که باید، اجرا نمی‌شود. دولت باید از کارهای تصدی‌گری دست بردارد. موضوع دیگری که می‌تواند به اقتصاد کشور کمک کند، احیای جاده ابریشم است. کشور ما به لحاظ موقعیت جغرافیای سیاسی، بی‌نظیر است و می‌تواند محل ترانزیت کالا از آسیای شرقی و اروپا باشد.

همچنین صادرات گاز به همسایگانی که گاز ندارند و واردات گاز از کشورهایی که دارای گاز هستند، مثل شمال افغانستان، درواقع به اقتصاد کشور بسیار کمک می‌کند؛ چراکه ما اگر حلقه‌های لوله گاز در گرداگرد کشور داشته باشیم، از همین ترانزیت گاز سود بسیاری نصیب ما می‌شود. ایجاد مسیر کریدور ارتباطی بین هندوستان تا شمال اروپا می‌تواند سبب کاهش 40 درصدی در میزان وقت و کاهش 30 درصدی در میزان هزینه‌ها شود و آقای سلطان‌خورشید وزیر امور خارجه هندوستان برای حضور در این طرح اعلام آمادگی کرد.

هم‌اکنون شما می‌بینید که قیمت دلار در کشور سه برابر شده است که بنا به دلایلی، ازجمله تحریم بودن بانک‌ها، امکان ورود دلار به کشور فراهم نیست؛ در حالی که ما ده‌ها میلیارد دلار ارز از کشورهایی همچون چین، هند و ژاپن طلبکاریم. ایجاد اعتماد در روابط خارجی و بازسازی آن یکی از مهم‌ترین اهداف من است. در طول 16 سالی که من وزیر امور خارجه بودم، وزرای کشورهای اروپایی برای حضور در تهران صف می‌کشیدند. ما در آن دوره با زعمای آن روز دنیا رابطه‌ای نزدیک برقرار کردیم و حتی آقای میتران، رئیس‌جمهور فرانسه، از من می‌خواست زمانی که به اروپا سفر می‌کنم و یا قصد حرکت به سمت نیویورک را دارم وارد پاریس شوم و درباره پیشرفت روابط ایران و فرانسه گزارش بدهم.

ما می‌توانیم دلارهای حبس‌شده در خارج کشور را به داخل کشور بازگردانیم. با بازسازی روابط خارجی در کوتاه‌مدت، بسیاری از این مسائل حل خواهد شد. به نظر من پیشرفت مستلزم توازن کامل بین پیشرفت اقتصادی و عدالت است. دولت‌ها باید تمام آحاد ملت را به صورت یکسان در نظر بگیرند و تمام فرصت‌ها بین مردم به صورت مساوی تقسیم شوند. ما شهروند درجه‌یک یا درجه‌دو نداریم. همه مردم ایران یکسانند و باید فرصت‌ها به صورت یکسان در اختیار همه قرار بگیرد تا باعث پیشرفت و عدالت شود.

من 16 سال وزیر امور خارجه بودم و پرونده‌هایی سخت‌تر از پرونده هسته‌ای را به لطف خداوند و راهبری امام راحل و مقام معظم رهبری به نتیجه رساندم. در شرایطی که صدام پیش از آغاز جنگ، موافقت‌نامه 1975 را پاره کرده بود، ما توانستیم با تلاش رزمندگان و عموم مردم و همچنین رهبری پیامبرگونه حضرت امام راحل، در بحث نظامی جواب صدام را بدهیم. من یک سال پس از آغاز جنگ مسئولیت وزارت امور خارجه را در دست گرفتم و به مدت هفت سال سیاست جنگ را اداره می‌کردم. همچنین من به مدت دو سال یک مذاکره سخت را با صدام برای مذاکرات مرتبط با قطعنامه 598 داشتم و توانستیم در آن مذاکرات به هدف خود برسیم و در نهایت صدام مجبور شد تا در نامه‌ای به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت، تمام شرایط ما را قبول کند.

در طول 16 سال وزارت امور خارجه، یکی از انتقادات مهم به من این بود که چرا همه سلایق در مجموعه وزارتخانه وجود دارد. به نظر من ما باید از تمام اصولگرایان در تمام طیف‌ها استفاده کنیم. البته از نظر من، هر کس نظام، قانون اساسی و ولایت فقیه را در قول و عمل قبول دارد، اصولگراست. قانون و پایبندی به آن جزو یکی از مهمترین وظایف دولت است. به نظر من بهترین راه و روش برای پیشرفت کشور همکاری جدی بین قوای سه‌گانه است و مردم ما از این مسئله ناراحت هستند که چرا گاهی مواقع مشکلاتی در بین قوا ایجاد می‌شود.

دولت خود را به «دولت متمم» نامگذاری کرده‌ام.‌ «میم» اول به معنی متدین است؛ چراکه شخصی که متدین باشد، خداترس است و فساد نمی‌کند. حرف «ت» در نام دولت من به معنی تجربه است؛ چراکه نمی‌شود از آدم‌هایی استفاده کرد که سیاه‌مشق بنویسند. ما دیگر فرصت آزمون و خطا نداریم. باید از متخصصان نیز استفاده کنیم و جوانان متخصص را به کار بگیریم تا تجربه جوانان و گردش قدرت بین نخبگان استمرار یابد. نباید افرادی که در کاری تخصص دارند، ‌بازنشسته شوند و از بین بروند؛ چراکه این افراد باید تجربه‌های خود را به جوانان انتقال دهند و جوانان در کنار افراد باتجربه کار را بیاموزند.

باید به اعتدال بازگشت. مشکل ما افراطی‌گری است و باید از این خصلت پرهیز کرد؛ چراکه افراطی‌گری آفت پیشرفت و آرامش است. چرا باید افرادی که تخصص دارند، خانه‌نشین شوند و از آن‎ها استفاده نشود؟ من معتقدم مهمترین سرمایه ما برای توسعه، نیروی کارآمد است که باید از تجربه و مشورت آنان استفاده کنیم. ‌اقبال لاهوری فلسفه‌ای دارد با نام خودی و بی‌خودی که بی‌خودی یعنی غریبه. فرهنگ خودی هم به معنای این است که ارزش‌های دینی‌‌مان احیا شود؛ چراکه اگر این اتفاق بیفتد، تعیین‌کننده است و موجب استقلال ما می‌شود.

ناتو و شبیخون فرهنگی که مقام معظم رهبری به آن اشاره دارند، به این معنی است که ما برای مقابله با تهاجم فرهنگی، فرهنگ خودی را ترویج دهیم چرا که استقلال، آزادگی و احیای تمدن اسلامی به دنبال آن شکل خواهد گرفت. درمان رایگان جزو کارهای بلند مدت بنده است و در انتهای برنامه پنجم نیز آمده پولی که از جیب مردم برای درمان صرف می‌شود باید 30 درصد باشد در حالی که الان 70 درصد است. دفترچه‌های بیمه فقط 30 درصد از هزینه درمان را متقبل می‌شوند. این به معنی ناقص بودن بیمه هاست. درحالی که در برنامه پنجم پیش‌بینی شده که بیمه یکپارچه ایرانیان تاسیس و بیمه ناقص جمع و یک بیمه کارآمد و جامع اجرا شود.

وقتی که در انتهای برنامه پنجم آمده هزینه درمان 30 درصد باشد، در برنامه بعد هزینه درمان به صفر می‌رسد که این با عمل کردن به قانون، عملی است. اگر از تولید حمایت کنیم و کارگاه‌های کوچک بخصوص کارخانه‌ها را رونق ببخشیم، با حمایت از آن اشتغال‌زایی جزء نتایج قوی این برنامه خواهد بود.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر