نگاهی به مهمترین تحریم‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی آمریکا پس از قطع رابطه با ایران

|
۱۳۹۲/۰۸/۱۳
|
۱۲:۱۵:۵۹
| کد خبر: ۱۴۶۸۲۴
نگاهی به مهمترین تحریم‌های اقتصادی، نظامی و سیاسی آمریکا پس از قطع رابطه با ایران
13 آبان 1358 دانشجویان پیرو امام اقدام به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا کردند و 19 فروردین 1359 آمریکا پس از اعلام قطع رابطه با ایران، شروع به تحریم علیه کشورمان کرد.

به گزارش خبرنگار بین‌الملل برنا، 13 آبان 1358 دانشجویان پیرو امام اقدام به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در تهران کردند و 19 فروردین 1359، آمریکا پس از اعلام قطع رابطه با ایران، شروع به تحریم علیه این کشور کرد.

پس از اینکه آمریکا اعلام کرد با ایران قطع رابطه می‌کند، 16 روز پس از آن اولین واکنش خود نسبت به این اقدام را نشان داد، اما عملیات در آسمان طبس ناکام ماند. این عملیات جهت آزاد سازی گروگان‌های لانه جاسوسی از سوی نظامیان آمریکایی صورت گرفت.

آغاز تحریم‌های اقتصادی:

در دومین واکنش رسمی پس از اعلام قطع رابطه با ایران، سیاست تحریم های همه جانبه علیه ایران را در پیش گرفت. آمریکا ابتدا ۱۲ میلیارد دلار از دارایی‌های دولت ایران را مصادره کرد، بطوری که حتی پس از آزادی گروگان‌های لانه جاسوسی توسط ایران نیز این مصادره پایان نیافت و دارایی‌های ایران تا به امروز در اختیار آمریکاست.

در جریان آغاز جنگ تحمیلی نیز این کشور فروش هرگونه تسلیحات نظامی را به ایران تحریم نمود و متقابلا با کمک های مالی و نظامی مضاعف به عراق، نقش مهمی در توانمندسازی نیروهای نظامی این کشور جهت تجاوز نظامی به ایران را ایفا نمود.

از مهم ترین سیاست های تحریمی آمریکاعلیه ایران می توان به ممنوع نمودن ورود هرگونه كالای ایرانی به آمریكا، ممنوع كردن فروش تكنولوژی‌های دومنظوره به ایران، بین‌المللی كردن تحریم فروش فناوری‌های پیشرفته به ایران و ... و از مهم ترین اقدامات تحریمی دولت آمریکا در زمان بیل کلینتون نیز به تحریم خرید نفت و هرگونه معامله مالی و پولی با ایران، ممنوعیت انتقال اعتبارات و مبادله ارز، ممنوعیت نقل و انتقال هر نوع دارایی متعلق به ایران و ایرانیان، محرومیت شركت‌های آمریكایی سرمایه‌گذار یا شركت‌هایی كه بخشی از سهام آن‌ها آمریكایی است از سرمایه‌گذاری در امور مربوط به توسعه و بازسازی صنایع نفتی ایران و ... اشاره داشت که شاخص ترین این تحریم ها نیز در سال 1376 (۱۹۹۵ میلادی) اتفاق افتاد. در این سال واشنگتن نخست بدستور کلینتون تحریمات کامل اقتصادی علیه ایران را وضع نمود و سپس کنگره مجلس آمریکا با گذرانیدن قانون ایلسا (Iran and Libya Sanctions Act of 1996) هر شرکتی را که با ایران به میزان بیش از ۲۰ میلیون دلار تجارت داشت را نیز تهدید به اعمال تحریم کرد. هم چنین در دولت بوش(پدر) نیز سیاست های تحریمی ادامه داشت و در سال 1992، آمریکا دریافت که پیشرفت نظامی ایران می تواند منافعش را در خلیج فارس به خطر بیندازد. این امر باعث شد که سیاستی در جهت عدم دستیابی و تولید سلاح هایی نظیر موشک های بالستیک، بمب هسته ای و سلاح های شیمیایی و بیولوژیکی، علیه ایران اتخاذ کند و در همین راستا در ماه می 1993، آمریکا با هدف حمایت از منافع خود در خلیج فارس، تحریم های اقتصادی علیه ایران را تشدید کرد. در دولت بوش (پسر) نیز نه تنها تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ادامه داشت که حتی بوش در اظهاراتی گستاخانه جمهوری اسلامی را محور شرارت در منطقه توصیف کرد و در نهایت در دولت باراک اوباما نیز علیرغم وعده هایی مبنی بر تغییر در رابطه با ایران، سیاست های تحریمی این کشور علیه جمهوری اسلامی ادامه دارد. 

کودتای نوژه:

اقدام نظامی دیگر آمریکا پس از اعلام قطع رابطه جمهوری اسلامی کودتای نوژه بود. سازمان سیا به موازات حمله نظامی طبس و با همکاری شاپور بختیار،آخرین نخست وزیر پهلوی، کودتای نوژه را طراحی کرد تا براندازی نظام جمهوری اسلامی را تحقق بخشد. ستاد کودتا در پاریس تشکیل شد و هزینه آن توسط کشورهای امریکا، انگلیس و عراق تامین شد. در این ستاد تعدادی از چهره‌های سیاسی و نظامی رژیم پهلوی و نمایندگانی از سرویسهای اطلاعاتی سه کشور یاد شده حضور داشتند. بر اساس این عملیات حدود 30 فروند هواپیما، 60 نفر خلبان و حدود 500 نفر افراد فنی و نظامی آماده انجام ماموریت بودند.

اگر چه هنوز تهاجم عراق علیه ایران آغاز نشده بود اما بر اساس برنامه از پیش تعیین شده قرار بود تعدادی از هواپیماهای عراقی در 19 تیر 59 وارد آسمان ایران شده و به بهانه مقابله با تهاجم، کلیه هواپیماهای مستقر در فرودگاه شهید نوژه همدان را مسلح به بمب نمایند و بدین واسطه تهران و اماکن از پیش تعیین شده را بمباران کنند و به موازات این اقدام نیروهای زمینی آماده شده نیز وارد عمل شوند و کشتی‌های آمریکایی هم بطور همزمان خود را به مرزهای ایران نزدیک نمایند.

در ادامه عملیات نوژه، در آ‌ذر 1359، انجام كودتایی به دستور آمریكا در برنامه شاهپور بختیار (از رهبران جبهه ملی و آخرین نخست‌وزیر رژیم شاهنشاهی) و عوامل داخلی و بیرونی‌اش قرار گرفت. آغاز كودتا از پایگاه هوایی شهید نوژه همدان برنامه‌ریزی شده بود و به همین دلیل پس از كشف و سركوب به «كودتای نوژه» شهرت یافت.

آژانس جاسوسی آمریكا «سیا» به «كودتای نوژه» امید زیادی بسته بود و آن را ضربة نهایی و قطعی بر پیكر نظام نوپای جمهوری اسلامی می‌پنداشت و اهمیت آن را بیش از تجاوز نظامی صدام ارزیابی می‌كرد. به گفته سران «كودتای نوژه» مدتی بر سر تقدم «كودتای نوژه» یا آغاز جنگ تحمیلی بحث شد و سرانجام، پس از سفر بنی‌عامری(از عناصركودتا) به پاریس در اسفند ماه، این طرح (آغاز جنگ تحمیلی) در «تقدم 2» قرار گرفت و «تقدم 1» به كودتا داده شد.

این كودتا، از لحاظ تجهیزات نظامی كه قرار بود از داخل و خارج در جریان آن به كار گرفته شود در تاریخ كودتاهای جهان بی‌سابقه بود و چنان دقیق طرح‌ریزی شده كه سیا موفقیت آن را قطعی می‌دانست. به گفته یكی از سران كودتا در دادگاه انقلاب، امید به موفقیت كودتا تا بدان حد بود كه حتی اعلامیه پیروزی آن نیز آماده شده و خانه‌ای نیز برای انتقال شریعتمداری به تهران اجاره شده بود. شریعتمداری باید در این خانه مستقر می‌شد و به عنوان «رهبر مذهبی» كودتا، آن را تأیید می‌كرد.این کودتا از لحاظ تجهیزات به کار گرفته شده در تاریخ کودتاهای جهان بی سابقه بود بطوری که سیا موفقیت آن را قطعی می‌دانست. امید به موفقیت کودتا تا بدان حد بود که حتی اعلامیه پیروزی آن نیز آماده شده و خانه‌ای نیز برای انتقال سید کاظم شریعتمداری به تهران اجاره شده بود. وی باید در این خانه مستقر می‌شد و به‌عنوان رهبر مذهبی کودتا آن را تایید می‌کرد.

اهداف عملیاتی کودتا با پرواز هواپیماها از پایگاه نوژه آغاز می‌شد و محل سکونت امام خمینی(ره) در جماران، فرودگاه مهرآباد تهران، دفتر نخست وزیری، ستاد مرکزی سپاه پاسداران، ستاد مرکزی کمیته های انقلاب، پادگان‌های ولیعصر(عج) و امام حسین(ع) در طرح بمباران هوایی قرار داشتند و سپس هواپیماها با شکستن دیوار صوتی به نیروی زمینی علامت می‌دادند تا مرحله دوم کودتا آغاز شود. در این مرحله نیز باید صدا و سیما، فرودگاه مهرآباد، ستاد ارتش، پادگان حر و قصر و جمشیدیه و زندان اوین تصرف می‌شد. کلیه برنامه‌های کودتا تا 48 ساعت قبل از شروع آن طبق برنامه پیش رفت.

بر اساس اسناد منتشر شده در این زمینه، به فاصله 3 روز مانده به آغاز کودتا یکی از خلبانان به سروان حمید نعمتی از انتخاب وی برای بمباران هوایی بیت امام خبر می دهد، نعمتی با شنیدن این خبر غافلگیر می‌شود اما در نهایت با مراجعه به آیت ا... خامنه‌ای و افشای این ماجرا، مسئولین جمهوری اسلامی را نسبت به انجام این توطئه آگاه می کند. همزمان نیز یکی از درجه داران تیپ 23 نوهد به ستاد مشترک ارتش مراجعه و اطلاعاتی را که در این زمینه در اختیار داشته افشا می‌کند. در نخستین لحظات پس از کسب خبر، «ستاد خنثی سازی کودتا» تشکیل و عملیات مقابله در دو محور پارک لاله و پایگاه شهید نوژه طرح ریزی می شود. پارک لاله محل تجمع تعداد 40 تن از خلبانانی بود که قرار بود با اتوبوس به پایگاه هوایی نوژه بروند. در نهایت همه عوامل و رهبران کودتا از جمله سرهنگ زاد نادری، سرهنگ هادی ایزدی، سرهنگ ایرج خلف بیگی، تیمسار محققی و ... در دادگاه‌های انقلاب در سال 59 محکوم به اعدام شده و تیرباران شدند.

جنگ عراق و ایران:

در طول سالهای جنگ ایران و رژیم بعث عراق، علاوه بر حمایت های همه جانبه مالی و نظامی آمریکا از عراق آنچه که جالب توجه به نظر می آمد عملیات های نظامی آمریکا علیه ایران در قالب جنگ عراق علیه این کشور بود که از جمله آنها باید به عملیات های «یخچال شکننده» توسط نیروی هوایی آمریکا و عملیات های «کمانگیر چابک» ، «فرصت برجسته»، «آخوندک» و «اراده جدی» توسط نیروی دریایی آمریکا علیه ایران اشاره داشت.

ماجرای مک فارلین (ایران - کنترا):

در گرما گرم جنگ در سال 1365 مك فارلین، مشاور سازمان جاسوسی آمریكا به صورت كاملا مخفیانه برای مذاكره به ایران آمد. دولت آمریكا در این زمان سعی می‌كرد كه روابط خود را با ایران بهبود ببخشد. به همین دلیل پیشنهاد فروش تسلیحات نظامی را به ایران ارائه داد. به محض انتشار این خبر در رسانه ها كه به ایران - كنترا معروف شد یك رسوایی جدید برای دولتمردان آمریكایی رقم خود به نحوی كه چندی بعد مك فارلین و رئیس سازمان سیا خود كشی كردند.

آمریكا از این بهبود روابط قصد آزادی گروگانهای خود در لبنان را داشت این عده همچنین قصد فروش سلاح به ایران را خارج از قوانین آمریکا، چون ایران، تحریم تسلیحاتی بود.

سرانجام هاشمی رفسنجانی رئیس وقت مجلس شورای اسلامی به دستور امام خمینی (ره) در سخنرانی خود در سالگرد تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام دست به افشاگری در این باره زد. وی در بخشی از سخنانش در 13 آبان ماه 1365 می گوید: « امام فرمودند با آمریکایی ها ملاقات نکنید و پیام شان را هم نگیرید. در این روز همچنین پنج نفر با پاسپورت ایرلندی به عنوان خدمه هواپیما وارد ایران شدند و به مقامات امنیتی فرودگاه گفتند که آمریکایی اند و حامل پیام ویژه‌ایی برای مقامات ایرانی از سوی ریگان، رئیس‌جمهور وقت، هستند. آمریکایی ها پنج روز در ایران تحت نظر بودند و بدون آنکه مقامات آنها را بپذیرند، از ایران اخراج شدند» پیش از افشاگری 13 آبان هاشمی رفسنجانی، مجله عربی الشراع چاپ بیروت در شماره دوم نوامبر 1986 (11 آبان 1365) نیز این خبر را فاش کرده بود.

پس از این ماجرا سرانجام در 4 مارس 1987، ریگان در یك سخنرانی سراسری تلویزیونی اعلام نمود كه مسئولیت همه اقداماتی را كه بدون اطلاع وی روی داده و به تجارت اسلحه در برابر گروگان ها از سوی ایرانی ها منجر شده می پذیرد. وی در 8 بهمن 65 نیز گفت: «ماجرای ایران بزرگ ترین شکست دوران ریاست جمهوری من بود» این اتفاق تاثیر قابل توجهی در کاهش محبوبیت ریگان در آمریکا داشت.

حمله نظامی به هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس:

یکشنبه ۱۲ تیر ۱۳۶۷، هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران با۲۹۰ نفر مسافر و خدمه، فرودگاه بندرعباس را به مقصد دوبی ترک کرد. این هواپیما مورد اصابت ۲ فروند موشک زمین به هوای ناو وینسنس آمریکا قرار گرفت و در نزدیکی تنگه‌ی هرمز بین شارجه و بندرعباس منفجر شد و سقوط کرد. در این فاجعه تمامی سرنشینان هواپیما به شهادت رسیدند. ۶۶ کودک زیر ۱۲ سال و ۵۲ زن در میان قربانیان بودند و۳۶ تن تبعه ی کشورهای یوگسلاوی، هندوستان، پاکستان، ایتالیا، شارجه و دوبی از جمله وابسته ی نظامی پاکستان در ایران و خانواده اش، در میان کشته شدگان بودند. پس از این اتفاق مقامات رسمی آمریکا در موضع گیری های جداگانه این حرکت را یک اشتباه خواندند و فرمانده ناو وینسنس نیز پس از اتمام دوره ماموریت خود از سوی مقامات آمریکایی مدال افتخار دریافت نمود.

تحولات رابطه ایران با آمریکا پس از دوم خرداد 76:

تنها 3 روز پس از انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور ایران، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا گفت «واشنگتن خواهان آن است که پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران تغییراتی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی پدید آید» و همچنین کنت کتزمن، ریچارد مورفی و پاتریک کلاوسون اعلام کردند «زمان ازسرگیری مذاکره و گفت وگو میان ایران و آمریکا فرا رسیده است» در 25 دی ماه همین سال نیز مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه امریکا، گفت: «انتخاب خاتمی موجب وسوسه و تحریک ما برای نزدیکی به ایران شده است» اما 2 روز بعد رهبر معظم انقلاب اسلامی با توجه به تصورات جدیدی که پیرامون ارتباط ایران با امریکا بوجود آمده بود فرمودند: «اشتباه است اگر کسی تصور کند مذاکره با امریکا موجب از بین رفتن محاصره اقتصادی و قانون داماتو خواهد شد. هدف تبلیغات امریکایی از بین بردن قبح مذاکره و رابطه با امریکا و تبدیل آن به امری عادی و معمولی است. مذاکره علاوه بر اینکه هیچ فایده قابل ذکری برای ملت ایران ندارد و البته ضررهایی هم دارد».

بعد از این برهه، 30شهریور 1377 سیدمحمد خاتمی در اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل حضور یافت. وی در این اجلاس از لزوم مفاهمه و گفت وگو سخن گفت و پیشنهاد کرد سال 2001 به نام سال گفت وگوی تمدن ها نامیده شود اما علیرغم روند مشی متفاوت سیاست خارجی دولت خاتمی و نشان دادن چراغ های سبز متعدد به امریکا، جرج بوش در بهمن ماه 1381 ایران، عراق و کره شمالی را به عنوان محورهای شرارت در منطقه معرفی نمود.

از تحولات مهم دیگر رابطه ایران و امریکا در دولت خاتمی، مربوط به نامه 2003 است. برهه ای که صادق خرازی، مشاور سید محمد خاتمی، با نگاشتن نامه ای خطاب به دولت آمریکا آن را از طریق سفارت سوئیس در اختیار مقامات امریکایی قرار داد که مهم ترین مفاد این نامه تعهد جمهوری اسلامی ایران به خلع سلاح حزب الله لبنان در ازای همکاری امریکا با ایران در موضوع پرونده هسته ای بود. اگرچه این نامه همواره مورد تکذیب مقامات دولت قرار گرفت اما روزنامه واشنگتن پست متن کامل این نامه را منتشر ساخت.

تحولات رابطه ایران و امریکا پس از سوم تیر 84:

انتخاب محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران در تیرماه 84، فصل نوینی از تحولات مربوط به رابطه ایران و امریکا را منجر شد. وی در نخستین ماه های پس از انتخابش به عنوان رییس جمهور جدید، در آبان ماه سال 84 و در همایش «جهان بدون صهیونیزم» گفت: «بدون تردید می‏گویم که این شعار و هدف دست یافتنی است و به حول و قوه الهی به زودی جهان بدون آمریکا و صهیونیسم را تجربه کرده و در دوران درخشان حاکمیت اسلامی بر جهان امروز تنفس خواهیم کرد».

احمدی نژاد طی سالهای ریاست جمهوری خود با مطرح ساختن موضوع هولوکاست اگرچه همواره سعی در زیر سوال بردن رژیم صهیونیستی را داشت اما اثرات طرح این موضوع تا حد فراوانی نیز در فراز و فرودهای رابطه ایران و امریکا موثر بوده است، بگونه ای که هر بار با مطرح شدن این موضوع از سوی ایران، آمریکا نیز به عنوان حامی تمام قد رژیم صهیونیستی ظاهر شده و به مقابله با ایران تاکید کرده است.

هم چنین اقای احمدی نژاد با نگاشتن نامه های جداگانه به جرج بوش و باراک اوباما عملا آنها را در بازی باخت-باخت قرار داد، چرا که محتوای نامه های ارسال شده از احمدی نژاد به 2 رئیس جمهور آمریکا «توصیه به بازگشت دولت این کشور به آرمانهای اصیل انسانی و دوری از جنایت در سراسر جهان» بوده است که به هیچ کدام از این نامه‌ها جواب داده نشد و به دنبال آن موجی از فشار افکار عمومی بر دولت آمریکا را باعث شد که علت پاسخ ندادن آمریکایی ها علیرغم شعار حقوق بشر و آزادی به درخواست های ایران در چیست؟

اما 7 خردادماه 86 روزی متفاوت در تاریخ 27 ساله قطع رابطه دیپلماتیک 2 کشور محسوب می شود چرا که 2 تیم متشکل از دیپلمات های ایرانی و آمریکایی در بغداد پیرامون تحولات این کشور به مذاکره نشستند، هر چند که موضوع مطرح شده در این رابطه مربوط به تحولات عراق بود. پس از مذاکرات ایران و امریکا در عراق، زمزمه های جدیدی مبنی بر وقوع مذاکرات جدی تر با محوریت مسایل دو کشور شنیده شد، اما رهبر معظم انقلاب در 13 دی ماه همین سال و در جمع دانشگاهیان استان.

به این موضوع اشاره کرده و فرمودند: در مسائل خاص مذاكره را منع نمی كنم لكن خوشبین نیستم. آمریكائى‌ها، هم غیرقابل اعتمادند، هم غیر منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نیستند.

دومین نكته‌اى كه در این زمینه وجود دارد، مسئله‌ى تعامل با دنیا است؛ كه این روزها زیاد هم گفته میشود. ما معتقد به تعامل با دنیا هستیم. در تعامل با دنیا، باید طرف مقابل را شناخت؛ اگر نشناسیم، پشت پا خواهیم خورد. پرونده‌ى خصوم خودمان را فراموش نكنیم. ممكن است انسان یك وقتى سابقه‌اى را به رو نیاورد؛ اشكالى ندارد. شما یك وقتى با یك شخصى مواجه‌اید، میخواهید یك كارى را انجام دهید، یك سابقه‌اى هم از او دارید، مصلحت نمیدانید به رو بیاورید؛ این اشكالى ندارد، اما این سابقه یادتان نرود؛ اگر یادتان رفت، پشت پا خواهید خورد، ضربه خواهید خورد.

آمریكائى‌ها میگویند ما میخواهیم با ایران مذاكره كنیم. خب، سالها است كه میگویند میخواهیم مذاكره كنیم؛ این یك فرصتى نیست كه براى ما به‌وجود آوردند. من اول سال گفتم كه خوشبین نیستم. در مسائل خاص، مذاكره را منع نمیكنم - مثل مسئله‌ى خاصى كه در قضیه‌ى عراق داشتیم، و بعضى از قضایاى دیگر - لیكن من خوشبین نیستم؛ چون تجربه‌ى من این را نشان میدهد. آمریكائى‌ها، هم غیرقابل اعتمادند، هم غیر منطقى‌اند، هم در برخوردشان صادق نیستند. این چهار ماهى هم كه از آن صحبت ما گذشت، همین را تأیید كرد؛ موضعگیرى‌هاى مسئولان و دولتمردان آمریكا نشان داد كه همین مطلبى كه ما گفتیم - كه گفتیم خوشبین نیستیم - درست است؛ خود آنها عملاً این را تأیید كردند. انگلیسها هم یك جور دیگر، دیگران هم یك جور دیگر. تعامل با دنیا هیچ ایرادى ندارد، ما از اول هم اهل تعامل با دنیا بودیم؛ منتها در تعامل، طرف مقابل را باید شناخت؛ شگردهاى او را باید دانست؛ هدفهاى اساسى و كلان را باید در مدّ نظر داشت. ممكن است دشمنى سر راه شما را بگیرد، بگوید از اینجا نباید جلو بروید. سازش با او به این صورت نیست كه شما قبول كنید، برگردید؛ هنر این است كه شما كارى كنید كه راهتان را ادامه دهید، او هم مانع كار شما نشود؛ والّا اگر چنانچه توافق و تفاهم به این معنا بود كه او بگوید شما باید از این راه برگردید، شما هم بگوئید خیلى خوب، این كه خسارت است. توجه به این جهات باید از سوى مسئولین و دولتمردان وجود داشته باشد.


مذاکرات تابستان 87 دبیر شورای عالی امنیت ملی و گروه 5+1 نیز از دیگر تحولات مهم روابط ایران و امریکا طی 3 دهه اخیر به شمار می رود. در این مذاکرات که در ژنو برگزار شد جلیلی به نمایندگی از جمهوری اسلامی با نمایندگان گروه 1+5 گفتگو نمود که ویلیام برنز نیز از امریکا در این جلسه حضور داشت، اما باز هم علیرغم گمانه زنی های بسیاری از سیاسیون مبنی بر برقرار شدن روابط رسمی دو کشور بعد از این اتفاق، مواضع رییس جمهور و دیگر مقامات رسمی جمهوری اسلامی نشان داد مذاکره با امریکا در عراق و ژنو بیش از هر چیز تاکتیک های کوتاه مدت و مقطعی در راستای سیاست دراز مدت عدم ارتباط با امریکاست، بگونه ای که رهبر معظم انقلاب بار دیگر در روز اول فروردین ماه سال 88 در جمع مردم مشهد خطاب به رییس جمهور جدید امریکا فرمودند: « نشانه یی از تغییر در رفتار امریکا دیده نشده است. شما تغییر کنید، ما هم رفتارمان را تغییر خواهیم داد».

تحولات رابطه ایران و امریکا در دولت دهم:

لکن بعد از حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری و حمایت آشکار رسانه ها و مقامات رسمی امریکایی از جریان فتنه، بار دیگر رهبر انقلاب در جمع مردم مشهد و این بار در نخستین روز سال 89 با اشاره به ادعاهای «آشكار و پنهان» و ارسال نامه و پیام دولت آمریكا درباره علاقمندی به ایجاد روابط عادلانه با جمهوری اسلامی افزودند: «همه این ادعاها، در عمل برعكس از آب درآمد و رئیس جمهور آمریكا در قضایای بعد از انتخابات، بدترین موضع را گرفت و حمله‌كنندگان به مردم، و اغتشاشگران را جنبش مدنی معرفی كرد و ناخواسته ماهیت اهداف خود را آشكار ساخت».

دولت یازدهم و رویکرد آمریکا نسبت به انرژی هسته‌ای ایران:

مذاکرات هسته‌ای ایران پس از گذشت سال‌ها همچنان دچار چالش است و غرب به رهبری آمریکا، ایران را از این حق مسلم منع می‌کند. بطوری که پس از اعلام نتایج انتخابات امسال ریاست جمهوری ایران، کاخ سفید در بیانیه‌ای اعلام کرد: «به رأی مردم ایران احترام می‌گزاریم، اما اگر دولت جدید ایران واقعاً به تعهدات بین المللی خود در چارچوب معاهده منع اشاعه هسته‌ای عمل کند، آمریکا را شریک مشتاقی خواهد یافت.» در واقع انتخابات ریاست جمهوری کشورمان، که بنا به فرموده رهبر فرزانه انقلاب «حماسه‌ای سیاسی» بود، موجب ناامیدی دشمنان کشورمان از سیاست‌های خصمانه خود در قبال جمهوری اسلامی شد.
سیاست آمریکا از زمان انتخابات جدید ریاست جمهوری در ایران، علی‌رغم برخی اظهار نظرها دوباره تکرار شد و از تریبون‌های واشنگتن صدای طبل جنگ و تحریم به گوش آمده است. مقامات کاخ سفید نیز با اظهار نظرهای دو‌پهلو، همواره تأکید می‌کردند ایران باید به نگرانی‌های جامعه بین المللی پاسخ دهد. البته تعریف جامعه بین الملل از دیدگاه آنها شامل چند کشور معدود می‌شود.

مقامات مختلف آمریکا طی سفرهای دوره‌ای خود کشورهایی را که دارای داد و ستد تجاری با ایران بودند برای کاهش تبادلات خود و افزایش فشارها ترغیب می‌کردند، به عنوان مثال جان کری در سفر خود به هند در اوائل تیرماه سال جاری خواستار کاهش خرید نفت ایران از سوی دهلی‌نو شد.

واشنگتن در همین ماه اقدام به ممنوعیت تهاتر طلا با ایران کرد. بر این اساس شرکت‌هایی که با ایران معامله طلا داشته باشند از سوی آمریکا مجازات می‌شوند. در واقع تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا علیه کشورمان در حوزه‌های مختلف از جمله بخشهای مالی، بیمه‌ای و صنایع نفت و گاز و پتروشیمی را باید اعلان «جنگ اقتصادی» نامید.

از سوی دیگر نشریه فارین پالیسی در اوایل شهریور مدارکی را منتشر کرد که بر اساس آنها دولت آمریکا به رژیم صدام در حمله شیمیایی به رزمندگان و مردم کشورمان کمک کرده است و واشنگتن علی‌رغم اینکه می‌دانست صدام حسین بدترین بمبها را علیه ایران استفاده می‌کند، باز هم با او همکاری می‌کرد. البته جمهوری اسلامی از سالها قبل بر این واقعیت تأکید کرده بود و خصومت و دشمنی آمریکا با کشورمان موضوع جدیدی نیست.

تحریم‌های ظالمانه آمریکا علیه ایران همچنان ادامه دارد بطوری که طرح تحریمی جدیدی علیه کشورمان در مجلس نمایندگان این کشور به رأی گذاشته شد. این طرح که از سوی لابی‌های صهیونیستی به‌صورت مستقیم حمایت می‌شد، با 400 رأی موافق در برابر 20 رأی مخالف در مجلس نمایندگان به تصویب رسید. هم اکنون این طرح پشت در مجلس سنا قرار دارد و در صورت تصویب و اجرایی شدن، این طرح به‌دنبال کاهش شدید صادرات نفت ایران و قطع مهمترین منبع درآمد ارزی کشورمان است.

نمایندگان حامی این طرح مدعی شدند: «شاید روحانی‌‌ رئیس جمهوری جدید باشد، ولی به راه خود ‌در ادامه برنامه هسته‌ای ‌پیش خواهد رفت؛ بنابراین، تحریم‌های سخت و شکننده اقتصادی و سیاسی برای متوقف کردن ایران لازم و ضروری است.» گری سیک، مشاور سابق کاخ سفید و از کارشناسان برجسته مسائل ایران در پی این اقدام اعلام کرد اکنون تهران حق دارد که به دولت آمریکا هیچ اعتمادی نداشته باشد.

نمایندگان کنگره که از طرف لابی‌های صهیونیستی رهبری و حمایت می‌شوند، به‌ کرّات کاخ سفید را تحت فشار قرار دادند که فشارها علیه ایران را تشدید کند. برای مثال در 25 مهرماه 10 سناتور آمریکایی در نامه‌ای خطاب به رئیس‌جمهوری آمریکا تأکید کرده‌اند در شرایط فعلی تهدید اقدام نظامی باید میان گزینه‌ها بماند و فشارها علیه ایران حفظ شود.

سخنرانی رئیس جمهور کشورمان و نیز رایزنی‌های گسترده محمدجواد ظریف در نیویورک فصل جدیدی در موضوع هسته‌ای کشورمان گشود. برای اولین بار موضوع هسته‌ای کشورمان در سطح وزرای خارجه کشورهای 1+5 با حضور محمدجواد ظریف در نیویورک مورد بررسی قرار گرفت.

اما همان‌طور که مقامات کشورمان به‌درستی اعلام کرده بودند آمریکا در مواضع خود در قبال کشورمان تغییر رویکردی نشان نداده بود. باراک اوباما در حالی طی سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل بر حل و فصل دیپلماتیک موضوع هسته‌ای کشورمان تأکید کرد، که چند روز پس از آن در دیدار با «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر رژیم ‌صهیونیستی گفت: «آمریکا هنوز هیچ گزینه‌ای از جمله گزینه نظامی را از روی میز برنداشته است.» وی همچنین به اسرائیلی‌ها اطمینان داد ‌به ایران اجازه دستیابی به تسلیحات اتمی را ندهد.

این اظهارات اوباما منجر به واکنش شدید وزیر امور خارجه کشورمان شد و در مصاحبه با شبکه سی‌ان‌ان گفت: «اوباما از ادبیاتی استفاده کرده ‌که توهین به مردم ایران است. ظریف همچنین در صفحه توئیتر خود نوشت: «رئیس جمهور اوباما نیازمند ثبات برای ارتقای اعتماد دوجانبه است. پشتک و وارو زدن اعتمادسوز است و از اعتبار ایالات متحده می‌کاهد. پیش‌فرض رئیس جمهور اوباما که ایران به‌خاطر تهدیدها و تحریم‌های غیرقانونی‌ مذاکره می‌کند، بی‌احترامی به یک ملت، نادرست و زورگویانه است».

همچنین وندی شرمن، معاون وزیر خارجه آمریکا و مذاکره‌کننده ارشد این کشور در ژنو روز پنج‌شنبه (25 مهر) با یاکوف امیدرور مشاور امنیت ملی رژیم صهیونیستی تماس گرفت و درباره مذاکرات هسته‌ای با کشورمان با وی گفت‌وگو کرد. شرمن در جلسه دیگری مدعی شده بود اختلاف ما با ایران تنها محدود به موضوع هسته‌ای نیست، و ایران باید خود را برای پاسخ‌گویی به موضوعاتی همچون حقوق بشر آماده کند.

هرچند مذاکرات ژنو مثبت و سازنده توصیف شد اما سیاست آمریکا همچنان بر اساس منطق اشتباه حمایت از تحریم‌ها ادامه یافت؛ «جاکوب لو» وزیر خزانه‌داری آمریکا در 29 مهرماه طی یک مصاحبه‌ای تلویزیونی اعلام کرد صحبت درباره تعدیل تحریم‌های آمریکا علیه ایران هنوز زود است. جان کری، وزیر خارجه آمریکا نیز در اول آبان پس از دیدار با نتانیاهو در ایتالیا که 7 ساعت به طول انجامید گفت واشنگتن منتظر اقدامات عملی ایران است.

وندی شرمن در ادامه پروژه فضاسازی پیش از دور دوم مذاکرات هسته‌ای با کشورمان در ژنو،‌ امروز (یک‌شنبه 12 آبان) در گفت‌وگو با شبکه 10 رژیم صهیونیستی اعلام کرد: آمریکا هیچ‌گونه پیشنهادی برای کاهش تحریم‌ها به ایران ارائه نکرده است و واشنگتن در مذاکرات هسته‌ای ژنو منافع امنیتی اسرائیل را نادیده نخواهد گرفت.

بدون تردید سیاست اعمال فشار و تشدید تحریم‌های آمریکا علیه ایران را پایانی نیست و هرروز اقدام خصمانه جدیدی در این زمینه از سوی سیاست‌مداران آمریکایی انجام می‌گیرد.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه