علم و کتل بر غنای عزاداری امام حسین (ع) میافزاید یا میکاهد؟
به گزارش خبرنگار اجتماعی برنا این روزها که تمام شهرهای ایران را رنگ و بوی محرم گرفته است، همه یک تن و یک صدا در امر سوگواری عزای امام حسین(ع) مشارکت عمومی دارند.

اما در کنار همه این جلوه های ولایت مداری ایرانی ها، در مراسم سوگواری سالار شهیدان میبینیم که بعضاً جلوه هایی از رفتارهای بدعت آمیز و خرافی نیز به این مراسم عزادارای راه یافتهاست.
می گویند برای از بین بردن یک چیز آن را به کلی تخریب نکنید بلکه از درون دچار استحاله کنید و آن خود به خود تخریب میشود. حال با وجود همراه کردن مراسم محرم با خرافات، بدعت و علم و علامت کشی آیا واقعا چیزی از پیام اصلی عاشورا باقی میماند؟
اگر مردم بجای برگزاری مراسم عزاداری و درس گرفتن و همراهی با پیام عاشورا، درگیر تمثیل و خرافه و مسائل حاشیه ای شوند و از هدف اصلی برگزاری مراسم عزاداری دور شوند. آیا چیزی از پیام محرم باقی میماند؟

حال به بررسی ابعاد علم و علامت کشی در محرم میپردازیم:
علم یا "علامت" از ابزار و وسایلی است که در هیئت ها و دسته های مذهبی عزاداری در ماه محرم استفاده میشود. محسن میرزا علی، نقال و پرده خوان، میگوید: علامت در قدیم ابتدا یک پرچم بوده است. اولین علم ایرانی الان در موزه لوور پاریس نگهداری میشود. یک پنجه است سوار بر پایه ای چوبی. سابقه علم گردانی در ایران بیشتر از 550 سال است. بعد از رسمی شدن مذهب شیعه در دوران صفویه، علم ها به صورت تک تیغه، نشانی برای شناسایی دسته های عزاداری شدند. این را در عکس های تکیههای زمان قاجار دیده ام. اما امروزه تعداد تیغه ها و شکل کلی علامت تغییر زیادی کرده است.
علم و کتل و بیرق از ابتدا تا امروز
تاریخچه ی علم و علامت
تاریخچة علم و علامت محل اختلاف و دارای اقوال مختلف است. مورخان تاریخچة علم و علامت را دورههای مختلف ذكر میكنند. عدهای ریشه آن را مربوط به دوره آق قویونلوها و قره قویونلوها، عده ای به دورة صفویه و عده ای به دورة زندیه و قاجاریه نسبت میدهند.
قدیمی ترین علامتهای ایرانی در موزة توپكاپی استانبول نگهداری میشود. شاید این علامت ها كه نمونه ای از علامت و نشان قبایل مختلف ایرانی است در عصر حكومت تركمنهای آق قویونلوها و قره قویونلوها وجود داشته اند و دسته های سیاسی و مذهبی از آنها استفاده میكردهاند.
علامتها از صفحات آهنی بصورت تیغه ای باریك و بلند ساخته می شده اند و در رأس آن علامت ، نشان سنتی و قومی قبیله ای نصب می شده است . درمیان شیعه مذهبان نام الله و یا الله محمد و یا پنج تن (ع) روی آن نقره كاری میشدهاست .
تیغه بلند و باریك آهنی با صفحه ای مدور و بزرگتر در انتهای تیغه كه دارای قابی از فلز بود خاتمه می یافت دور این قاب را با سرهای اژدها كه از هنرهای چینی و ژاپنی اقتباس شده بود می آراستند. تصویر این علامتها در مینیاتورهای قرن 15 میلادی هم دیده می شود این علامتها بر روی دسته ای چوبی یا فلزی قرار میگرفت و پیشاپیش دستهها حمل میشد.

در سالهای بعد بخصوص در دوران زندیان و قاجاریه تزئینات دیگری به علامت های دسته اضافه شد و عزاداران مذهبی در ایام سوگواری با بزرگداشت و تشریفات دیگر آنها را بكار میبردند. در آن دوران علامتها را پیشاپیش صف سوگواران حركت می دادند علامتهای قدیمی تر معمولاَ پایه ای داشتندكه كلمات مذهبی بر روی آن منقوش بود و دو اژدها با دهان باز از آن حفاظت میكردند كه صورت آنها نیز سوراخ بود.
برخی علامتها دارای نگاره طاووس، پرنده، چهار گلدان و یك جفت طوطی در دو طرف علامت است كه گاه دو شمعدان به میله ای كه قاب بر آن تكیه دارد متصل است. در گذشته علامتها یك تیغه بودند و تزئیناتی به آن متصل میشد . این علامتها كم كم تبدیل به علامتهای سهتیغه، پنج تیغه ، هفت تیغه ، بیست و یك تیغه و ... شدند.
اما نكته قابل توجه و مغفولی كه توجه به آن كلید حل معماست و ریشه تمامی این مسائل است این است كه علامت هایی كه هر چند به قول مورخین تاریخچه آن به دوران قاجاریه و زندیه برمیگردد اما ریشه اصلی آن را باید در مسیحیت جستجو و پیدا كرد ناگفته نماند كه در دروان صفویه تا زمان شاه عباس اول عزاداریها و حركتهای شیعی بطور زیرزمینی انجام می گرفته و شاهان و سلاطین همیشه از اجتماعات شیعی خوف داشتند و برخلاف امنیت دستگاه حكومتی خود می دیدند تا اینكه در زمان حكومت شاه عباس دوم ورق برمی گردد و شاه عباس دوم به شدت مدافع شیعه و عزاداری سیدالشهداء می شود و برای نشر و گسترش عزاداریها و اجتماعات سوگواری شیعی به فكر چاره میافتد او در دستگاه حكومتی خود وزارتی بنام وزارت روضهخوانی و تعزیهداری ایجاد كرده و وزیری برای آن منصوب میكند. او وزیر روضه خوانی و تعزیه داری خود را به اروپای شرقی «كه در آن زمان صفویان روابط بسیار نزدیك، مرموز و ویژهای با آنها داشتهاند میفرستد» كه در رابطه با مراسم دینی و تشریفات مذهبی آن جا تحقیق كند.

وزیر روضه خوانی و تعزیه داری در رابطه با این موضوع تحقیق كرده و بسیاری از سنتها و مراسم جمعی مذهبی و تظاهرات اجتماعی مسیحیت و برگزاری و نقل مصیبتهای مسیح و حواریون و شهدای تاریخ مسیحیت و نیز علائم و شعارهای آنان و ابزارها و وسایل خاص این مراسم و دكورهای ویژه ی محافل دینی و كلیسا را اقتباس كرده و همه را به ایران میآورد و در اینجا به كمك وابستگان به رژیم صفوی، آن فرمها و رسوم را با تشیع و تاریخ تشیع و مصالح ملی و مذهبی ایران تطبیق داده و به آن قالبهای مسیحی اروپایی و محتوای شیعی ایرانی می بخشند بطوری كه ناگهان در ایران سمبلها و مراسم، مظاهر كاملاً تازه ای كه هرگز نه در ملیت ایران سابقه داشت و نه در دین اسلام و نه در مذهب شیعه، بوجود آمد. مراسم و تشریفات مخصوص عزاداری اجتماعی و رسمی، همه فرمهای تقلیدی از عزاداری و مصیبتخوانی و شبیهسازی مسیحیت اروپایی است و حتی گاه به قدری ناشیانه این تقلید را انجام دادهاند كه شكل صلیب را هم كه در مراسم مذهبی مسیحیها جلوی دستهها میبرند.
صفویان بدون اینكه كمترین تغییری در آن بدهند آن را به ایران آوردهاند و امروزه هم بدون توجه بشكل رمزی و مذهبی آن در مسیحیت ، جلوی دستههای عزاداری راه میبرند و همه میبینند كه شاخصة نمایان هر دسته سینه زنی همین صلیب جریده است. در عین حال در نظر هیچكس معلوم نیست برای چیست و هیچكس از آنهایی هم كه آن را میسازند و حمل میكنند نمیدانند برای چه چنین میكنند. ارزش و اعتبار و شكوه و فداكاری، اندازه ایمان و شور دینی یك دسته به بزرگی و سنگینی و زیبایی و گرانی علامتی است كه در جلوی آن دسته حركت میكند.

آسیب های علم و علامت
الف) از حوزه دین:
1) تقدس دادن به علامتها : كه به نظر میرسد می توان نوعی اشتغال فكری برای عزاداران عزیز باشد و توجه اذهان را از اصل فلسفه قیام سید الشهدا (ع)كاهش بدهد و از طرفی دیگر بهانههایی به دست دشمنان قسم خورده مكتب تشیع مانند وهابیون و دیگر فرق ضاله بدهد از این رو باید از این گونه امور پرهیز كرد.
2) اعتقاد به حرکت علامت در روز یا شب عاشورا.
3) حاجت طلبی : این مورد نیز باعث ایجاد شبهه توسط دشمنان شده است و بهانههایی بدست آنان داده است.
ب) از حوزه شکلی :
1) وجود حیواناتی مانند گوزن، کبوتر، خروس، هدهد، اژدها و ... : كه هر كدام از اینها برای فرهنگ و ملتی است مثلاًاژدها از فرهنگ چین وارد شده است .
2) وجود بت های هندوها: كه خود مظهر شرك بوده ودر فرهنگ دینی و آیات و روایات متعددی از آن نهی شده است .
3) طلاکوب کردن آن: این امر مستلزم هزینههای زیادی است كه این هزینه ها را می توان برای مستمندان مصرف كرد .
4) شكل و حالت صلیبی آن.
ج) از حوزه اجتماعی:
1) قرار گرفتن زنان زیر آن جهت گرفتن حاجت و حاملگی :كه با وجود مناهی شدید از سوی شارع مقدس این عمل در عزاداریهای شیعیان وجود دارد .
2) سد معبر و ایجاد ترافیک: لازم به یاد آوری است كه در شرع مقدس اسلام از سد معبر و ایجاد خلل و ترافیك در معابر عمومی نهی شده است تا جاییكه فقها فتوا داده اند كه نمازی كه ستون دین است اگر موجب سد معبر شود باطل است و مقبول درگاه احدیت نیست .
3) بستری جهت نزاع بین جوانان تا حد وقوع قتل: در پروندههای متعدد قضایی می توان به این مطلب رسید. 
نظر علما و مراجع در خصوص علم و کتل
سئوال: استفاده از عَلَم در مراسم عزادارى سیدالشهدا (ع) یا قرار دادن آن در مجلس عزا و یا حمل آن در دسته عزادارى چه حكمى دارد؟
حضرت امام خمینی(ره)، تبریزى، فاضل، مكارم و سیستانى: اشكال ندارد.
رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنهاى: فى نفسه اشكال ندارد، ولى نباید این امور جزء دین شمرده شود.
نورى همدانی: استفاده از آن در حد متعارف اشكال ندارد.
صافى گلپایگانی : حمل عَلَم بعید نیست از تعظیم شعائر محسوب شود و بىاشكال باشد.

نتیجه گیری:
ناگفته نماند که شکی نیست در نیت پاک اغلب افرادی که زیر علامت میروند، اما کورکورانه مقدس دانستن چیزی که هیچ جایگاهی نه در دین و نه در فرهنگ کشورمان دارد عمل اشتباهی است که ممکن است با تغییراتی که با گذشت سالیان در آن ایجاد شود انحراف بیشتری از اصل ماجرا پیدا کند. مقدس دانستن افراد و اجسام بیارزش و گاهاً معاند با دین امری عادی در ایران ما شده است و باید تک تک ما در ارتقای سطح فکر مردم و از بین بردن این افکار غلط تلاش کنیم.
بدخواهان تشیع که میدانند فرهنگ عاشورایی منبع تحرک و ظلم ناپذیری تشیع است هرچه بیشتر مراسم عزاداری امام حسین (ع) را نشانه گرفته اند. لذا بااختصاص بودجههای كلان و تشكیل كارگروههای مختلف به بررسی ابعاد عاشورا پرداختند تا به این مطلب رهنمون شدند كه برای از بین بردن تشیع راهی جزتخریب و از این بین بردن فرهنگ عاشورا ندارند .
آقای مایكلبرانت معاون اسبق سازمانسیا میگوید: یكی از موضوعاتی كه باید روی آن كار میكردیم فرهنگ عاشورا و شهادتطلبی است و در این مراسم مسائل انحرافی بوجود آوریم و شیعه را یك گروه جاهل و خرافی معرفی كنیم.
با توجه به سخنان آقای مایكل برانت می توان نتیجه گرفت كه آنان متوجه شده بودندكه ایجاد خرافات و بدعت در این فرهنگ به خوبی می تواند تأثیرگذار باشد.
حال با سخنانی که گذشت میتوان نتیجه گرفت علم و کتل در فرهنگ دینی ما جایگاهی نداشته و صرفاً بر اساس خرافات شکل گرفته و باید از فرهنگ عزاداری ایرانیها محو شود.