یک گفتگوی قدیمی و منتشر نشده با داوری که خداحافظی کرد

من قانونمند هستم

|
۱۳۹۲/۱۱/۰۱
|
۱۳:۵۱:۳۶
| کد خبر: ۱۵۸۳۳۲
من قانونمند هستم
تحصیلات دانشگاهی،زندگی موفق و همچنین درجه یک بودن در داوری همه و همه نشان دهنده این است که مظفری زاده مرد موفقی است.


خبرگزاری برنا-این یک گفتگوی جدید نیست، مال زمانی است که قرار نبود سعید مظفری زاده از داوری و فوتبال خداحافظی کند.داور خوش اخلاق و کم حاشیه فوتبال که همین چند روز پیش خداحافظی کرد یکی از دواران پر مشغله و موفق بین المللی ایران محسوب می شد.تحصیلات دانشگاهی،زندگی موفق و همچنین درجه یک بودن در داوری همه و همه نشان دهنده این است که مظفری زاده مرد موفقی است.برای همین در یک بعد از ظهر سرپاییزی مهمان دفترش بودیم و با او در رابطه تحصیلات،داوری و زندگی سخن می گفتیم و چه زمانی بهتر از حالا درست در روزهای خداحافظی مظفری زاده برای انتشار این گفتگو؟

آقای مظفری زاده طبق روال تمامی گفتگوها، اول کمی از خودتان بگویید:
23 مهر 1353 در یزد متولد شدم و تا سال 1380 که از دانشگاه یزد در رشته مهندسی عمران فارغ التحصیل شدم در این شهرستان بوده و سپس به همراه خانواده به تهران رفته و در آنجا ساکن شدم و به شکل جدی تری به داوری و پیشرفت در این امر پرداختم که در این زمینه آقای شهبازی رئیس کمیته داوران وقت، به من کمک زیادی کرده و فرصت های خوبی به من داد تا توانستم خودم را به فوتبال ایران نشان دهم. در سال 1376 از دانشگاه یزد در رشته مهندسی عمران فارغ التحصیل شدم و حالا دو دختر به نام های نیلوفر و نسترن دارم.

کمی هم از سوابق ورزشی تان می گویید؟
راستش خوب از سنین نوجوانی به ورزش علاقمند بودم و در رشته های بسکتبال وجود و فعالیت داشتم که حتی در رشته بسکتبال به صورت حرفه ای تر کار می کردم و در سطح باشگاهی هم موفق به کسب مقام شدم. ولی هیچ چیز مثل فوتبال مرا راضی نمی کرد و تمام هیجان و شور و شوق من در فوتبال خلاصه می شد. به همین دلیل این رشته را خیلی جدی دنبال کردم و در رده های سنی مختلف (نوجوانان، جوانان، امید و دانشجویان) در سطح استان یزد فعالیت داشتم.

شروع کار داوری و ورود شما به این عرصه از چه زمانی آغاز شد؟
در سال 1378 فدراسیون فوتبال اقدام به برگزاری یک دوره کلاس داوری در استان یزد نمود و من نیز با علاقه ای که داشتم با حضور در این دوره آموزشی رسماً وارد دنیای داوری شدم. قضاوت در رده های سنی نوجوانان و جوانان استان شروع کار من بود که با طی دوره های مختلف را یکی پس از دیگری طی کردم و با قضاوت در لیگ 1 و 2 کشوری نهایتاً به لیگ برتر ایران راه یافتم.

اساتیدی را که در این راه به شما کمک کردند، نام ببرید...
آقایان سنایی، هوشنگ نصیرزاده، منوچهر نظری و حسین عسگری اساتیدی بودند که در سطوح مختلف باشگاهی و ملی در کلاس های آموزشی آنها شرکت کردم.

با توجه به جو حاکم بر فوتبال ایران و شرایط خاصی که در داوری وجود دارد و با آگاهی از این که در این راه متحمل فشارهای زیادی خواهید شد، چه عاملی باعث شد تا داوری فوتبال را انتخاب کنید؟
انسان با عشق و علاقه زندگی می کند و تنها انگیزه انسان برای ادامه زندگی، پرداختن به علایق درونی و عمل شدن آرزوهایش است. عشق و علاقه درونی و عملی شدن آرزوهایش است. عشق و علاقه بیش از حد من به داوری تنها عامل این انتخاب بود. این عشق و علاقه در وجود من موج می زد تا هم مشکلات و مشقت های این راه نیز برایم از شیرینی خاصی برخوردار شود. حکایت من، داستان همان فردی است که عاشق کوهنوردی است و هیچ چیز برایش مهم تر از فتح قله نیست. کوهنوردی که به خاطر در سخت ترین شرایط به دل کوه می زند، می داند که فتح قله شاید به قیمت برنگشتن اش تمام شود، ولی همه عشق او فتح قله است.

فکر نمی کنید اگر همه این عشق و علاقه را در راه بازی فوتبال صرف می کردید، شاید الان موفقیت مالی بهتری داشتید؟
همان طور که گفتم انسان با عشق و علاقه زنده است و علاقه من به داوری خیلی بیشتر از بازی فوتبال بوده است، ضمن این که مادیات اصلاً برایم ملاک نبود.

آیا داوری به عنوان شغل برای شما مطرح است و درآمد شما از آن چطور است؟
به هیچ عنوان داوری برایم شغل محسوب نمی شود و در مورد درآمد یک داور لیگ برتری باید بگویم که در ایده آل ترین شرایط تراز درآمد یک داور صفر است که این تراز در سطوح پایین تر منفی می شود.

در اعمال قانون سختگیر هستید؟
من قانونمند هستم.

چه شد که به تهران آمدید؟
خوب اگر می خواستم کارم را به صورت حرفه ای ادامه دهم و همچنین زمینه ورزش در یزد خیلی قوی نیست و من برای اینکه بتوانم در کارم پیشرفت کنم ناچار بودم که ساکن تهران شوم.البته مهم ترین مسئله کارم بود، مرکز اصلی شکرت راهسازی ما در تهران بود و من ناچار بودم که برای رسیدگی به امور نزدیک شرکت باشم.

متاسفانه در بین ورزشکارها خیلی دیده نمی شود که تحصیلات عالیه داشته باشند.فکر می کنید دلیلش چیست؟
متاسفانه به نکته درستی اشاره کردید.خصوصا در فوتبال اینچنین است.آمار و ارقام این ماجرا هم به طورم ستند در فدراسیون فوتبال موجود است.البته باید بگویم در تیم داوری ما از نظر تحصیلات یک تفاوت فاحش وجود دارد.داوران ما همگی دارای تحصیلات عالیه هستند.امیدوارم کسانی که وارد عرصه ورزش می شوند ورش ذهنی را هم جدی بگیرند.

فکر می کنید درس خواندن در زندگی شخصی آدم ها هم تاثیر بگذارد؟
جواب این سئوال بسیار واضح است.وقتی درس خوانده باشی فرهنگ و قوه درکت خودبه خود بالا می رود و کمک بزرگی در زندگی،برقراری ارتباط و داشتن عزت نفس کمک شایانی به افراد می کند.

ورزش فوتبال در یزد چقدر حرفه ای دنبال می شود؟
من همیشه اوج فوتبال یزد را زمان حضور تیم استقامت می دانم، در آن زمان لیگ های فوتبال پایه استان هواداران زیادی داشت به شکلی که در یک مسابقه فوتبال نوجوانان استان استادیوم پاک نژاد مملو از تماشاگر بود و جایی برای سوزن انداختن نبود که پس از آن دوران طلایی فوتبال یزد رکود زیادی داشت تا اینکه دوباره با صعود شهیدقندی به لیگ برتر این استان می توانست دوباره به روزهای اوج خود بازگردد که بنا به دلایلی نتوانستند از این فرصت خوب استفاده کنند. ورزش یزد پتانسیل بالایی دارد ولی از لحاظ مالی با توجه به اسپانسر های خوبی که در این استان موجود است به درستی استفاده نمی شود به گونه ای که آنها از خاک یزد استفاده می کنند ولی سرمایه گذاری هایشان در شهر های دیگر است و ورزشکاران این استان در رشته هایی مثل شمشیربازی، رزمی و دوچرخه سواری که سرمایه گذاری اصولی شده نشان دادند که قابلیت های بالایی داشته و خود را نشان داده اند.

برای کنکور چه طور درس خواندید؟
کنکور در زمان ما دو مرحله ای بود و البته مثل الان به خصوص در شهرستان ها با تنوع کلاس های کنکور روبرو نبودیم.فقط یک کلاس تست بود که آن را هم خود مدرسه برای ما مهیا کرده بود.من کلا بچه درس خوانی بودم و در مدارس خوب یزد هم تحصیل می کردم.برای کنکور هم خیلی درس خواندم.و در دانشگاه یزد قبول شدم.البته در دانشگاه آزاد تهران هم در رشته پزشکی قبول شدم.اما چون پدرم مهندس عمران بود و من خیلی به او علاقمند بودم، ترجیح دادم که حرفه او را دنبال کنم.

مدارس یزد شیوه تدریس خاصی داشتند؟
چیزی که درباره مدارس یزد همیشه برای من جای تعجب کردن را داشت، این بود که مدارس ما دو شیفت بودند.یعنی ما هم صبح به مدرسه می رفتیم و هم بعد از ظهر.و من در جای دیگری این شیوه آموزشی را ندیده بودم و همیشه به وضعیت تحصیل بچه های شهرهای دیگر غبطه می خوردم.تصورش را بکنید که ما یکبار صبح از ساعت 8 تا 12 مدرسه می رفتیم و دوباره بعد از ناهار که آدم سنگین می شود دوباره وارد مدرسه می شدیم.خیلی سخت بود.

هنوز هم مطالعه تان زیاد است؟
من به شدت اهل مطالعه کردن هستم.از هر زمانی برای خواندن کتاب های تخصصی و غیر تخصصی استفاده می کنم.کتاب های روانشناسی را دوست دارم و مدام در حال مطالعه آن ها هستم.

آقای مظفری زاده بعد از گرفتن لیسانس چه کردید؟
بعد از کرفتن مدرک کارشناسی برای کنکور ارشد آماده شدم و البته قبول هم نشدم.به تهران که آمدم مجددا امتحان دادم و در آزمون دانشگاه آزاد و رشته خودم قبول شدم.الان هم که دارم آماده می شوم که برای کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی امتحان بدهم.

جامعه شناسی؟ گردش از ریاضی به سمت علوم انسانی؟
علاقه شدیدی به رشته های علوم انسانی دارم.

الان فقط کار داوری می کنید؟
نه.در همین شرکت مدیریت سازمان را بر عهده دارم و خیلی هم جدی زبان می خوانم.

این همه مشغله آزارتان نمی دهد؟
درس خواندن بخش مهمی از زندگی من است.

از چه کسانی می توانید به عنوان مدرسان داوری نام ببرید؟
درجه سه آقای سنایی از شیراز درجه دو آقای نصیر زاده، درجه یک جناب آقای منوچهر نظری و ملی هم آقای حسین عسگری.

- اولین قضاوتی که در بالا ترین سطح کشور داشتید در خاطرتان هست؟
آخرین بازی لیگ برتر سال 1384 بین تیم های شموشک نوشهر و استقلال اهواز در نوشهر.

- آیا از هم دوره های شما کسی هست که تا این سطح پیش آمده باشد؟
بله آقای عباس انتظاری که با هم در یک کلاس بودیم و ایشان الان در لیگ برتر کمک داور هستند.

-آیا در داوری الگوی خاصی داشته اید؟
من اصلا به الگو اعتقاد ندارم به هر حال هر کسی یک سری نقاط قوت و یک سری نقاط ضعف دارد هیچ انسانی در دنیا کامل نیست و آدم میتواند به هر کاری توجه کند و نقاط قوت آن کاررا برداشت و نقاط منفی اش را به ذهن بسپارد و از آنها درس بگیرد.

- ازسوابق بین الملی خودتان برای ما بگویید؟
در سه تورنمنت حاضر بوده بوده ام و 30 مسابقه رو به عنوان داور و داور چهارم از سال 2008 تا الان قضاوت کرده ام .

- به نظر شما داوری ما جلوتر است یا فوتبال ما؟
خوب ما همیشه مقایسه را با اعداد و ارقام و آمار باید انجام بدهیم. بر اساس آمار موجود در رنکینگ آسیایی تیم فوتبال کشورمان در رده ی چهارم قرار دارد و خوشبختانه در ماه های اخیر چند پله صعود داشتیم که جا دارد از همین جا به جامعه فوتبال کشورمان تبریک بگوییم که ما هم جزیی از این جامعه هستیم. ولی در داوری آسیا ما به همراه ژاپن مقام نخست رو داریم که بیشترین داور الیت را در همین مسابقات جام باشگاه های آسیا داریم که نشان می دهد داوری ما در عرصه ی بین المللی چند گام از فوتبال ما جلو تر است.

- آیا امکانات و ابزار ی که در اختیار داوران ایرانی قرار دارد با سطح توقعاتی که از آنها می رود،متناسب است ؟
پاسخ این سئوال خیلی روشن و واضح است و از هر کسی که این سئوال را بپرسید قطعاً می گوید که امکاناتی که در اختیار داور قرار دارد با توقعاتی که از آنها دارند اصلاً برابری نمی کند.

- قضاوت برای شما در داخل کشور راحت تر است یا خارج کشور؟
خوب قضاوت از نظر روانی در خارج کشور راحت تر است تا در داخل کشور .فشارها و استرس هایی که در مسابقات داخلی ما وجود دارد در سطح بین المللی وجود ندارد و البته وجود قوانین سخت گیرانه و برخورد انضباطی قاطع با افراد خاطی نیز به کنترل جو حاکم کمک می کند و به این دلیل قضاوت در عرصه ی بین المللی راحت تر است.

آیا در این چندین سال داوری موضوع یا موضوعاتی بوده که شما را برنجاند؟
به هر حال ما یک جامعه و خانواده هستیم که برای یکدیگر احترام خاصی قائل هستیم. چندی قبل در مورد شباهت فامیل من و یکی دیگر ار دوستان داوری و نحوه اشتباه انعکاس بعضی مسائل در رسانه ها،بعضی سوء تفاهم ها به وجود آمد که یک همکار و دوست از دست من آزرده خاطر شد.قطعا مسائل به گونه دیگری بود و از همین جا اگر این موضوع باعث دلخوری و ناراحتی ایشان شد، عذر خواهی می کنم.

-بزر گترین آرزوی شما در داوری چیست؟
یک آرزوی مشترک برای همه ی اهالی فوتبال از مربی، داور، بازیکن و...... وجود دارد و آن هم حضور در جام جهانی است و اگر الان از یک داور که تازه کارش را شروع کرده بپرسید بزرگترین آرزوی تو چیست، قطعا میگوید قضاوت در جام جهانی .

چه خاطراتی در زندگی داوری تان همیشه ماندگار خواهد ماند؟
تابه این جااکثراٌ خاطرات من خوب بوده است .غیر از همین مسئله ای که ذکر کردم که جزو خاطرات خیلی بد من به حساب می آید و اما یک خاطره ای که برای خودم جالب است بازی بین دو تیم استقلال تهران و استقلال اهواز که به همراه آقایان محسن فریمانی و مرتضی کریمی بودیم راهی اهواز شدیم. ولی به دلیل این که در اهواز مه بود، هواپیما نتوانست فرود بیاید و ما ساعت 8 شب به تهران بازگشتیم. بازی هم ساعت 2 بعد الظهر فردا بود .بعد از تماسی که با کمیته ی داوران داشتیم، به ما گفتند که تمامی داوران نزدیک اهواز، قضاوت دارند و شما هر طور ممکن خودتان را به اهواز برسانید . ما هم مجبور شدیم که با یک ماشین سواری راهی اهواز بشویم.حتی به علت خوابالودگی راننده خود من رانندگی ماشین را تا نزدیک اهواز بر عهده گرفتم.نهایتا به بازی رسیدیم و خوشبختانه قضاوت خوبی هم انجام شد.

-عوامل مو فقیت خودتان را در چه چیزهایی می دانید؟
تحصیل اولین شرط موفقیت من در زندگی بوده.فکر می کنم درس خواندن کمک بسیار بزرگی برای زندگی بود. سعی میکنم که در کار ،برنامه و هدف و امیدواری داشته باشم و تلاش و توکل به خدا را فراموش نکرده ام.

- اگر به روز اول بازگردید باز هم داوری را انتخاب میکنید؟
قطعا و حتی این کار را زود تر شروع میکردم .

از دوران بچگی تان حرف زدید، راستی طرفدار چه تیمی بودید؟
در یزد فوتبال بازی می کردم. دو سه باشگاهی هم عوض کردم اما ترجیح می دهم نام تیمی را نیاورم.

اما شنیدیم که در تیم استقلال یزد بازی می کردید؟
فرقی نمی کند در چه تیمی بازی می کردم. مهم این است که در تیم منتخب جوانان و نوجوانان کشوری هم بازی کردم و همیشه پایه ثابت فوتبال بودم.

دوستان فوتبالی شما می گویند که پرسپولیسی هستید. ..
خنده ام می گیرد. برای یک باشگاه سوت زدم چون باختند. گفتند «با ما دشمنی دارد» بازی سپاهان پرسپولیس را سوت زدم چون پرسپولیس برد انگ پرسپولیسی بودن به من زدند خلاصه با هر سوتی که می زنم نظرها عوض می شود اما حقیقت این است که طرفدار تیمی نیستم و به عدالت فکر می کنم.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه