برنامه های مجری محور سهل و ممتنع هستند
گفتوگو:مهدی قنبر
برنامه های مجری محور درنگاه نخست برنامه هایی هستند که به سادگی امکان تولید آنها فراهم میشود. البته این نگاه، نگاهی ساده انگارانه است. ساخت برنامههای مجری محور و ترکیبی بسیار سهل و ممتنع است. سهل از آن جهت که مخاطب با اولین برخورد با آن احساس می کند با برنامه ای روبرو است که تنها قرار است تا در زمانی کوتاه اطلاعاتی به او بدهد ونباید در پی تعلیق یا برانگیختن حس و تغییر در نگرشش باشد. اما ممتنع است زیرا در پس پوسته رویی و ساختار برنامه سازی آن تجربه، مطالعات و تحقیقاتی فراوانی وجود دارد.به این ترتیب اگر چنین برنامه خوب دیده شود می توان لایه های زیرین را نیز درک کرد.اما متاسفانه بسیاری از مردم و حتی مدیران از آن غافل هستند. البته موضوع اشاره شده یک اصل در این نوع برنامه ساری است اما در ایجاد این نگاه غلط برخی برنامه سازان مقصر هستند.زیرا در تلویزیون برنامه سازانی وجود دارند که برنامه یشان را بسیار سهل و بسیار ساده انگارانه می سازند. این عامل باعث تغییر نگاه مردم و مدیران به این نوع از برنامه سازی میشود.
اصغر شریف کاظمی تهیه کننده برنامه هایی مانند توپ طلایی، ورزش از نگاه دو، و روز ازنو است. او کسی است که سالها در تلویزیون ساخت این نوع از برنامه سازی را بر عهده داشته است. او درباره این نوع برنامه سازی و دغدغه های سازندگانش با برنا به گفت و نشسته است.مشروح این مصاحبه را در پی میخوانید.
***
سالها است نگاه منفی نسبت به برنامه های اصتلاحاً پلاتویی و مجری محور وجود دارد.زیرا عنوان میشود این نوع از برنامه سازی در تلویزیون بسیار سهل الوصول است. به نظر شما یک برنامه تلویزیونی با رویکرد اجتماعی و ورزشی مانند ورزش از نگاه دو که شما تهیه کنندگی آن را بر عهده داشته اید. سهل الوصول است یا سهل وممتنع؟

سهل و ممتنع است از این بایت که پشت این نوع برنامه سازی باید دانشی وجود داشته باشد. برای رسیدن به آن دانش شاید باید سالها تحقیق و برنامه ریزی وجود داشته باشد.دانشی که در هنگام پخش برنامه مخاطب از آن غافل می شوند.
البته در تلویزیون برنامه غیر نمایشی را (ج و د) مینامند. اما اگر سازندگان این نوع برنامههای بخواهند کار را راحت بگیرند راحت هم تولید می شود ولی اگر بخواهند سخت بگیرند سخت تولید می شود.امروز تعداد برنامه های خوب مجری محور بسیار در تلویزیون کم است زیرا برای ساخت برنامه خوب باید برای بخش های مختلف آن فکر شود. ممکن است افراد بهترین کم باشد اما می توان خوب ها را انتخاب کرد.برنامه های ترکیبی بسیار خوبی داریم که در خارج از کشور دیده می شود.برنامه هایی داریم که 30 سال ادامه پیدا می کند.تداوم این برنامه ها بیانگر خوب بودن آنها است.برنامه ای خوب دیده می شود که روی آن خوب کارشده باشد.فن مصاحبه و گفت و گو در این نوع برنامه سازی بسیار مهم است.
بی شک در ساده انگارانه ساخته شدن این برنامه ها برخی از برنامهسازان هم مقصر هستند. آنها باعث بروز این نوع تفکر میشوند. اما پروسه ای که یک برنامه قبل از تولید طی می کند در برنامه های مجری محور نیز وجود دارد. هدف از ساخت برنامه وبخش ها و تنوع در ایجاد برنامه و سوژه هایی که مطرح میشود در تولید این نوع برنامه ها بسیار مهم است. در برنامههای ورزشی این موضوع بیشتر خودش را نشان می دهد این تفکر در برنامه ورزش از نگاه دو در دوره شما چقدر جدی گرفته شد؟
اگر من بخوهم برنامه بسازم براساس اصولی که آموخته ام کار می کنم. من براساس آموزه هایم دکوررا می سازم و مجری را انتخاب می کنم. بخشی که دیده میشود حواشی کار است اصل طرح و ایده چیزی است که پشت کار قرار دارد. اینکه طرح را چگونه اجرا کنیم که برای بیننده جذاب باشد برای من در تولید کارهایم مهم است.البته تمام این کار کاری تیمی است.

به شکل مشخص توپ طلایی در میان کارهای شما ایده بسیار نویی داشت. اگرچه در کشورهای دیگر روال نمره دادن به بازی ها و بازیکنان و مربی ها رایج بود اما در کشور ما چنین روندی متداول نبود؟
درست است که نمونه برنامه سازی توپ طلایی در ایران نبود اما سعی کردیم نگاهی نو را حاکم کنیم. البته نمونه خارجی آن سالانه بود و ماند توپ طلا هفتگی نبود.در قالب صحبت هایی که با اکبر محمدی داشتم ایشان بخش ها فنی کار را برنامه ریزی کرد و من هم بخش های تلویزیونی اش را مطرح کردم. در این میان هومن افاضلی هم کمک های خوبی کرد. پس از این جلسات دیگر نگران بخش های فنی کار نبودم در این کار آنالیزور های خوبی هم داشتیم درباره بخش ها و قابلیتهای تلویزیونی آن هم فکر کردم. البته کارمان خیلی سخت بود. اینکه 10 نفر از بهترین های را معرفی کردن کار بسیار سختی بود.البته در خلال کار هم بخش های بسیاری را نیز به آن اضافه کردیم و طرح مرتب پخته ترشد. بگونهای که توانست بیننده خودش را پیدا کند.من از این برنامه کاملاً راضی بودم زیرا برنامه چالشی نبود.
چالشی نبود اما حساسیت های زیادی را ایجاد می کرد؟
حساسیت ایجاد کرد اما از یک رویکرد کاملاً متفاوت به ورزش فوتبال نگاه می کرد.زیرا برنامه تشویقی بود و هرگز به سمت انتقاد نرفت. البته اختلاف نظر در هر کاری دیده می شود
چرا این برنامه دیگر ادامه پیدا نکرد؟
متاسفانه از سال دوم که من دیگر تهیه کننده کارنبودم کار ادامه پیدا نکرد. از سوی دیگر این برنامه هزینه زیادی داشت. همچنین نوع ساختار کار هم تغییر پیدا کرد.
متاسفانه این ضعف در سیاست های تلویزیون و برنامه سازی ما وجود دارد. زمانی که تهیه کننده ای برنامه ای را به اوج موفقیت می رسانند مدیران تلویزیون ناگهان اقدام به تغییر تهیه کننده آن میکنند.با تغییرتهیه کننده هم بقیه عوامل را تغییر می کنند. این سیاست تلویزیون است که دوره ای تهیه کنندگان را عوض کند. به نظر شما در این میان ضعف در تهیه کننده است یا داستان اساسا چیز دیگری است؟ این در حالی است که در بسیاری از کشورهای دنیا برنامه هاو مجریان پس از موفقیت ثابت میمانند. دربرنامه 90 هم این ثابت ماندن مجری و تهیه کننده وگروه تولید باعث موفقیت آن شده است. چه بسا با رفتن عادل فردوسی پور برنامه از روز های اوجش فاصله بگیرد؟
من تهیه کننده رسمی سازمان هستم. من در قالب های مختلف و موضوع های متعدد تهیه کننده بودم. برای من تولید برنامه ها کودک، اجتماعی و ورزشی جذابیت دارد.البته ممکن است برای بیننده فرق کند.سخت است که دائم در اوج بمانید.برنامه نود یک استثنا در برنامه سازی ما است.
یکی از دلایل موفقیت برنامه نود شخص محور بودن آن است. آیا تلویزیون تمایل ندارد تا برنامه هایش شخص محور شود؟ یعنی به چهره سازی و برجسته کردن مجریانش اعتقاد و اعتماد ندارد. زیرا این روند در بخش های دیگر تلویزیون اتفاق نیفتاد؟
بهر حل در برنامه 90 این اتفاق افتاده است. امروز اگر آدم توان مندی مانند فردوسی پور را برداریم این برنامه چندان موفقیتی نخواهد داشت. بقیه برنامهها ورزشی نمی توانند مانند 90 شاخص باشند.به همین دلیل در برنامه های دیگر تغییراتی انجام می شود تا با رویکرد جدید برنامه موفقیت پیدا کند. ممکن است در مواردی هم این موفقیت به وجود نیاید.
ورزش از نگاه دو در دوره هایی که خوب پیش می رفت متوقف می شد و یک رویکرد دیگری را در پیش گرفت. این تغییر باعث شدتا این شائبه ایجاد شود که تلویزیون دیگر نمیخواهند برنامه های ورزشی اش شخص محور شود. چرا وقتی برنامه ای خوب پیش می رود متوقف می شود؟
لابد تشخیص این بوده که فرد دیگری می تواند بهتر نتیجه بگیرد.
پس تلویزیون به برنامههایش زمان تعیین میکند و دورهای به آن نگاه میکند؟
نمیگویم که تلویزیون دوره ای نگاه می کرده.بلکه در جهت بهتر شدن این تغییرات ایجاد شده است.شاید برنامه ای نیاز به نگاه و هوای تازه داشته است. در مواردی هم ممکن است کار بدتر هم شود.ممکن است من به یک مجری اعتقاد داشته باشم ولی فرد دیگری به مجری دیگری اعتقا داشته باشد.شاید تهیه کننده دیگری آیتم های دیگری به مجموعه اضافه میکند.
این موضوع و بحث درباره تغییر مجری ها دربرنامه های ورزشی بیشتر دیده می شود. شاید اگر در برنامه های اجتماعی و هنری این اتفاق بیفتد چندان حسایستی ایجاد نکند. شاید علت را باید در ذات این ورزش جستجو کرد، شاید هم به دلیل کم بودن این نوع از برنامه ها و مجریانشان تغییرات خودش را نشان می دهد. شما علت رو درچه میبینید؟
علت این است که تعداد برنامه های ورزشی ما بسیار کم است.این برنامه ها نیز طرفداران خاص خودشان را دارند. از این رو برنامه ها دیده می شوند.در هر حال مردم برنامه هایی را که دوست دارند را انتخاب میکنند.البته این ماجرا نسبی است.در برنامه ها ترکیبی مجری در کنار آیتم ها معنا پیدا میکند.
اکثر برنامه های ورزشی ما به سمت حواشی ورزش کشیده شدهاند گویا حواشی دیگر بر اصل غلبه کرده است. به همین دلیل بسیار شبیه بهم شده است. به نظر شما که تهیه کننده برنامه ورزشی هستید تا چه حد این نوع موضوعات می تواندبرای مخاطب جذابیت داشته باشد.شما چقد به آن اعتقاد دارید و راه حل گریز از حاشیه و ورود به نگاه کارشناسی در برنامه هار ورزشی در چیست؟

البته نمی توان کتمان کرد که حواشی جذاب است.برنامه های ورزشیمان متناسب با خواست مخاطب تهیه می شود. اگر هم برنامه ها چالشی است بگونه ای است که مردم آن را ببینند و دنبال کنند. البته این موضوع هم آنقدر زیاد نیست که از آن زده شوند. امروز نحوههای اجرا و نوع دیدگاه ها متفاوت تر شده است.امروز بحث تحلیلی در برنامه های ورزشی زیاد تر شده است.بحث ها در حال به نتیجه رسیدن است.
در دوره ای که چند دههبه طول انجامید برنامه های ورزشی ما تعارف محور بودند بعد از آن دیدگاهی متفاوت پیدا شد و حاشیه محور شدند.آنها در این دوره و رک گویی تند گویی جای تعارف را گرفت. به نظر شما الان ما از این نگاه دوم هم فاصله گرفته ایم؟
رویکرد ها به سمت بهتر و قشنگ تر و متعادل تری حرکت میکند. نگاه ها نقادانه شده است.در برنامه صرفاً حاشیه ها نشان داده نمی شود.دوطرف دعوا صحبت می کنند و مردم هم قضاوت می کنند.به نظرم روند خوب در حال شکل گرفتن است.البته بحث های خبری و به قول شما تعارفی هم بد نیست. این نگاه جدید بسیار اثر گذار هم هست.تعداد این نوع برنامه ها کم هم نیستند.
در برنامه روز از نو که به تهیه کنندگی شما صبح ها پخش میشود. نگاه ویژه ای به جوانان دارید.این نگاه تا چه اندازه به ذات برنامه مربوط می شود و تا چه حد خواست و دغدغه شما است.
من رویکرد و نگاه خاصی به جوانان دارم. من برنامه های بسیاری مانند نیلوفری را با رویکرد جوان ساخته ام. از این رو می بینید که علاقه ویژه ای به کار برای جوانان داشته و دارم. در تولیدبرنامه هایم سعی می کنم یک یا دو بخش از برنامه را به جوان اختصاص دهم. بهرحال بخش بزرگی از کشورمان را جوانان تشکیل می دهند.اگر با این رویکرد ساخته شود برنامه بیننده خودش را پیدا می کند.حتی اگر برنامه ای با درباره جوان هم ساخته شود بازهم مخاطب خوبی پیدا می کند.
در روز از نوع بخش های مختلفی داریم که به جوانان می پردازد. بخشی داریم به نام تخیل علمی ، مخاطب این بخش دانش آموزان و دانشجویان هستند.اینکه یک تخیل چگونه تبدیل به علم می شود را مطرح می کنیم. در این بخش می خواهیم اهمیت موضوع را به شکل عملی به خانواده ها گوشزد کنیم.این بخش را هفته ای دو روز در برنامه داریم.بخش کامپیوتر را داریم که شامل معرفی نرم افزارها و بازی ها است. این بخش ها قابل توجه نوجوانان و جوانان است. بخش موسیقی هم در برنامه دیده شده که مورد توجه جوانان قرار دارد.
بخشی به نام فرزند من داریم که درباره جوانان است.این بخش مباحث روانشناسی دارد.مباحث مختلفی مانند استرس امتحان دارد که به ما میآموزد تا برخورد با جوانان و نگرانی خانواده ها از معضلات پیش روی جوانان را بررسی کنیم. البته بحث های دیگری مانند سیاسی و اقتصادی و اجتماعی هم داریم اما عمده بخش های برنامه مرتبط با جوانان هستند.به نظرم این موضوع ها برای یک برنامه صبح گاهی خوب خواهد بود. البته طرح های دیگری هم داریم که به مرور به برنامه اضافه خواهیم کرد. به عنوان مثال بخشی درباره نوستالژی جوانی داریم که در حال آماده سازی آن هستیم.به نظرم طرح خوبی خواهد شد.
حتی میهمانان و کارشناسان ما هم جوان هستند.
اگر بخواهید برنامه ورزشی دیگر را آغاز کنید به چه رویکردی خواهد بود؟
من این رویکردی که به آن اشاره کردم را دوست دارم و همچنان رویکرد انتقادی و تشویقی را ترجیح می دهم.اما برنامه خنثی را دوست ندارم و به طرف ان هم نمی روم.