تلویزیون به یک عضو مهم در خانهها تبدیل شده است
به گزارش خبرگزاری برنا از قزوین؛ در دنیای ماشینی امروز اگر بخواهیم تعداد افراد یک خانواده را بشماریم، بدون شک تلویزیون را هم باید یکی از اعضای اصلی خانوادهها بدانیم.
جعبه جادویی عجیب و غریبی که گاهی اوقات اگر به دلایلی از بودنش خبری نباشد، متاسفانه افراد خانواده حرف خاصی برای گفتن ندارند.!!
آمارهای رسمی نشان میدهند که میزان مشاهده تلویزیون در خانوادههای ایرانی، چشمگیر و قابل ملاحظه است، بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند تلویزیون به کانون توجه خانواده تبدیل شده است، امروزه، به جای کانون گرم خانواده، اعضای خانواده هر شب گرداگرد این جعبه جادویی جمع میشوند.!
تاریخچه تلویزیون/تلویزیون چه بود؟
واژه تلویزیون از کلمه یونانی tele به معنای دور و کلمه لاتین visio یعنی بینایی گرفته شده است، بنابراین تلویزیون یعنی «دیدن از راه دور!!!»
چند سال بعد از آنکه تلویزیون از طریق گیرندههای وارداتی، وارد خانههای مردم شد، ایجاد و ساخت تلویزیون در ایران نیز بهعنوان یک نیاز عمومی مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت.
شرکتهای خارجی تولیدکننده تلویزیون یکی بعد از دیگری خطوط تولید و مونتاژ خود را در گوشه و کنار تهران و جاده کرج راهاندازی کردند و گیرندههای سیاه و سفید و سپس رنگی خود را با همان عناوین خارجی خود ساخته و روانه بازارهای ایران کردند و تلویزیونهایی با نام ارج، بلر، شابلورنس، زیمنس و هیتاچی ژاپن کمکم بازار ایران را به تسخیر خود درآوردند، در حالی که کشورهای یادشده قطعات و مواد اولیه این تلویزیونها را وارد کشورمان کرده و فقط به مونتاژ آنها در ایران میپرداختند. به این ترتیب بود که اولین فرستنده تلویزیونی ایران ساعت 17جمعه، یازدهم مهرماه 1337 نخستین برنامه خود را پخش کرد.
نخستین مجری تاریخ تلویزیون ایران هم مرحوم منوچهر نوذری بود که اولین جمله را در تلویزیون گفت؛ «تصویر من را در جعبهای میبینید که اسمش تلویزیون است» و در واقع این جعبه عجیب و غریب را به مردم معرفی کرد.
تلویزیون به عنوان وسیلهای برای شکل دادن افکار عمومی، با زیر پوشش قرار دادن معضلات اجتماعی و مسایل مربوط به سیاست و همچنین با عرضه برنامههای تفریحی و نمایشی، نقش خود را در بین خانوادهها ایفا میکند.
البته حضور تلویزیون در جمع خانوادههای ایرانی هم آثار مثبت دارد و هم منفی. برای مثال تلویزیون میتواند فرهنگ خانوادهها را تغییر بدهد و آن را در جهت منفی یا مثبت سوق دهد.
اینکه اعضای خانواده روبهروی این جعبه جادیی، مدتهای طولانی مینشینند و چشم به برنامههای مختلف آن میدوزند از دو جهت قابل بررسی است. از یک طرف تلویزیون باعث جمع شدن افراد خانواده به دور هم میشود و مثل عضوی مهم از خانواده، موضوع بحثهایی در بین افراد خانواده و از جمله نوجوانان و جوانان شود.
از طرف دیگر، همیشه هم همه چیز آنقدر خوب و عالی پیش نمیرود و بعضی مواقع توجه بیش از اندازه به تلویزیون و برنامههایش باعث میشود که افراد خانواده وقت کافی برای اختلاط و گفتوگو با هم را پیدا نکنند.
نکته جالب توجه این است که خیلیها حتی زمان خوابیدن، غذا خوردن، تفریح کردن و مهمانی رفتنشان را هم با تلویزیون تنظیم میکنند، گاهی اوقات یک برنامه تلویزیونی میتواند چنان افراد را به سمت خانه بکشاند که شاید موارد دیگر این قدرت را نداشته باشند. بعضیها هم وقتی کنترل تلویزیون را در دست میگیرند، حس میکنند کل دنیا در دستشان است و آنها هم حاکم مطلق آن هستند، نمیدانم شما جزو کدام دسته هستید:
کسانی که فقط مخاطب برنامههای خاصی هستند و فقط وقتی برنامه مورد علاقه شان پخش میشود تلویزیون را روشن میکنند و یا کسانی که از وقتی چشمشان را باز میکنند، نخستین کاری که میکنند تلویزیون را روشن میکنند و بعد به کارهای روزمره زندگی شان میپردازند و تا زمانی هم که در منزل هستند دل از این جعبه جادویی نمیکنند، حتی اگر بعضی از برنامههای در حال پخش را هم نبینند.!!
م.س.خانم خانه داری است که 2 فرزند 16و10 ساله دارد و بیشتر وقتش را در خانه میگذراند. او دراین باره میگوید:" در بیشتر مواقع تلویزیون منزل ما روشن است، حتی اگر مشغول کار کردن هم باشم با صدای تلویزیون آرامش میگیرم. وقتی هم فرزندانم از مدرسه برمیگردند بعد از انجام تکالیف مدرسه شان معمولا سرگرم تماشای تلویزیون هستند و متاسفانه حتی اگر برنامهای مناسب سنشان نباشد را هم تماشا میکنند.
همه ما به این وسیله جادویی عادت کردهایم و وقتی خاموش است انگار یکی از اعضای خانواده حضور ندارد."
نكتهای كه در این میان وجود دارد نظارت خانوادهها و انتخاب برنامههای تلویزیونی مناسب است. امروزه كه انواع برنامهها و فیلمها با موضوعات مختلف و شاید در بعضی مواقع مخالف ارزشهای مورد قبول ما تولید و ارائه میشود، وظیفه خانوادهها برای انتخاب برنامه همسو با ارزشهای خانواده بیشتر شده و لازم است دقت داشته باشند؛ كه حتی یك فیلم یا سریال یک ساعته یا دوساعته چه تاثیراتی میتواند در شكلگیری شخصیت فرزندانشان داشته باشد.
محمد.الف با حضور پررنگ تلویزیون در خانه مخالف است و میگوید: "من معمولا ساعاتی که خبر و یا سریال مورد علاقهام پخش میشود، تلویزیون را روشن میکنم و در غیر این صورت به کارهای روزمره و یا کتاب خواندن و ورزش و اختلاط با خانواده میپردازم."
تلویزیون و برنامههای آن گاهی اوقات مانند یک عضو برای آرام نگه داشتن بچههای بازیگوش توسط مادرانشان تبدیل شده است و اهمیتی هم ندارد که بچهها چه برنامهای با چه محتوایی تماشا کنند. این بدان معنا ست که مادر برای آنکه فرزندش سرگرم شود تا خودش به کارهایش برسد کودکش را گاها برای ساعتهای طولانی روبروی تلویزیون مینشاند، بدون آنکه محتوای برنامههای در حال پخش برایش مهم باشد.
تلویزیون با این همه شبکههای مختلف و این همه تنوع در برنامههایش توانسته حضور خود را به خوبی در خانههای ما پررنگ و پررنگ تر کند و به یکی از اعضای خانواده ما تبدیل شود. اینکه این قضیه چقدر میتواند مثبت یا منفی باشد بحث دیگری است، اما برای آنکه کمتر آسیبهای تلویزیون به ما اصابت کند باید بین اعضای خانواده پیوند عمیق عاطفی برقرار شود. طوری افراد خانواده به هم نزدیک شوند که فرزندان، پدر و مادر خود را باور کنند. در واقع باید کاری کنیم که به جای آنکه تلویزیون به یک عضو مهم در خانههای ما تبدیل شود وجودش کمرنگ شود. به این معنا که فقط در مواقع نیاز از آن استفاده شود.
سارا افشار