نقش خیالی میکشم فال دوامی میزنم...
خبرگزاری برنا/میان عینی فر-«یکی از دوستهایم فال تاروت میگیرد. من اصلا اعتقادی به فال گرفتن ندارم ولی چیزهایی که او میگوید معمولا درست در میآید.» اینها را دختر 23 سالهای میگوید که بارها در مواقع حساس تلفنی از دوستش خواسته برایش فال بگیرد. او در مورد این که بر اساس گفتههای دوستش تصمیم میگیرد یا نه میگوید: «طبیعتا در مورد تصمیمهای حساس به فال اعتماد نمیکنم. ولی نمیدانم چرا دوست دارم حرفهایش را بشنوم. معمولا بدون اینکه اطلاعات زیادی بدهم از او سوال میپرسم. او اول اطلاعاتی درباره مشکلم میدهد که همیشه درست است. بعد راه حلش را میگوید. حتی برای دوستهایم هم با او تماس گرفتهام. معمولا چیزهایی که میگوید درست است. خب اعتماد من هم کمی جلب شده.»
در خیابانها، سر چهارراهها، کافهها و آرایشگاهها، حتی در شب یلدا سر و کله فال و فالگیری بین ایرانیها پیدا میشود. آرایشگاههای زنانه یکی از محافل پرطرفدار فال قهوه و کفبینی است و بعضی زنان فالگیر در این محیط میتوانند درآمدی برای خود کسب کنند و سهمی را به آرایشگاه بدهند تا فضا را در اختیارشان قرار دهد. اما ته فنجان قهوه یا کف دستهایم چه نوشته شده که خودمان نمیبینیمش؟
شیرین که کفبینی را تجربه کرده در این باره میگوید: «در میدان آزادی بودم که یکی از چند زن کولی جلویم را گرفت و خواست کف دستم را ببیند. میدانستم هدفش چیست ولی کنجکارو شدم ببینم چه کار میکند. اول گفت گرهای میبیند و میتواند برایم بازش کند. از ذکرهای مذهبی هم استفاده میکرد و از خدا و پیغمبر برای گشودن گره کارم کمک میخواست! خوشم نیامد که از احساسات مذهبیام استفاده میکرد اما دیگر پول را داده بودم. بعدش گفت میتواند گره را باز کند ولی باید 30هزار تومان دیگر بدهم. خواستم تشکر کنم و بروم ولی اصرار کرد که با پول کمتری این کار را بکند. ولی من دیگر قصد نداشتم پول بدهم. خلاصه گذاشتم گره بسته بماند و آمدم خانه. هیچ اتفاق عجیبی هم برایم نیفتاد و مشکلی نداشتم.»
پسران و دختران فالفروش در خیابانها هم گاهی سر چهارراهها مردم را به خالف خریدن تشویق میکنند. مهدی که چندین بار از بچههای فال فروش فال خریده میگوید: «خیلی به کارم فکر نکردهام. بعضی وقتها آدم فقط دنبال بهانهای برای خوشحالی کردن است. معمولا فالهایی که این بچهها میفروشند غزلهای شاد و پرامید حافظ هستند و من ندیدهام بین آنها غزلهای سخت یا غمگین وجود داشته باشد. فکر کنم کاملا گزینش شده باشند. برای همین زیاد به نتیجه اتکا نمیکنم. بیشتر یک تفریح است. شاید هم دوست دارم بچههای کار را با خریدن فال خوشحال کنم. واقعا زیاد به کارم فکر نکردهام.»
مریم هم میگوید گاهی در محفلهای خانوادگی برای جوانهای فامیل فال میگیرد و چون ادبیاتش از دوران مدرسه خوب بوده، شعرها را خوب میخواد و تفسیر میکند: «من میدانم بچهها دوست دارند چه بشنوند. برای همین آن تفسیری را که دوست دارند میگویم. خب از شعرهای حافظ برداشتهای مختلفی میشود کرد. من هم همان برداشتی را که تشخیص میدهم به وضعیت هر کسی میخورد برایش میگویم.»
سنت فال گرفتن با شعرهای حافظ بین خانوادهها و در دور همیهای آنها هم دنبال میشود و حافظ در محافل مختلف حضور همیشگی دارد. راستی رواج گرفتن فال حافظ از کجا شروع شد؟ محمدعلی اسلامی ندوشن در یکی از سخنرانیهایش در این باره گفته: ما سابقه دقیقی برای این عمل سراغ نداریم، ولی میدانیم از روزگاری که چاپ بوده و در اختیار مردم قرار گرفته، فال گرفتن از دیوان حافظ هم اتفاق افتاده. تا جایی که من میدانم در دیگر زبانها وفرهنگها کتاب دیگری نیست که مردم برای آن چنین ماموریتی در نظر گرفته باشند. بشر همواره همواره نسبت به آینده نادان بوده و در عین حال نیاز داشته که از آینده چیزهایی بداند. دلایل رجوع مردم به دیوان حافظ برای گرفتن فال نهایتا به موسیقی دیوان او بر میگردد.همه اندیشه، کنایهها و گفتههای حافظ در موسیقی غزلیات وی خلاصه شده و به زبان و بیانش حالتی منحصر به فرد بخشیده است؛ وگرنه حافظ هیج حرف تازهای نزده که گذشتگان مطرح نکرده باشند. همچنین هیچ شاعری نتوانسته به اندازه حافظ مطالب دو پهلو به کار ببرد. گاهی از یک بیت حافظ سه مفهوم میشود استنباط کرد و همین وضعیت به خواننده کمک میکند تا برداشتی را که دوست دارد از شعر او داشته باشد.
اما فال قهوه و کفبینی مختص فرهنگ ایرانی نیست. فالگیرها در فرهنگهای مختلف وجود دارند و مدعی پیشگویی و آیندهبینی هستند. البته هیچ فالگیری برای رضای خدا فال نمیگیرد! هر چقدر پول بدهید آش میخورید.