نقد فیلم متروپل ساخته مسعود کیمیایی

فریاد اعتراض کیمیایی در متروپل

|
۱۳۹۲/۱۱/۱۸
|
۱۶:۴۳:۴۲
| کد خبر: ۱۶۳۴۴۰
فریاد اعتراض کیمیایی در متروپل
امیر افشارفتوحی
فیلم های کیمیایی همواره با فراز و فرود هایی روبرو بوده و با توجه به علاقه مندی برخی و مخالفت عده ای دیگر با سینمای او باز هم ، صدر خبرها را بخود اختصاص می دهد و این که در سن 72 سالگی همچنان بر گونه سینمای خود پافشاری دارد ، ستودنی است. 
اگرچه به شخصه با سینمای او ارتباطی برقرار نمی کنم و انتظاری ندارم با این سبک و سیاقی که کار می کند قیصر ثانی بسازد و جهت سینمای ایران را دوباره تغییر دهد ؛ ولی معتقدم به عنوان یک کارگردان جریان ساز همیشه قابل احترام بوده و هست و نامش در سینمای ایران ماندگار است.
 
کیمیایی امسال با «متروپل» به جشنواره آمد و داستان فیلمش در فاصله زمانی از نیمه‌شب تا صبح در سالن سینمایی با قدمتی ۷۰ساله اتفاق می افتد که در حال حاضر تعطیل است . فیلم، قصه زنی با بازی مهناز افشار را روایت می کند که شوهرش مرده و در برابر فشارهای عوامل هوویش فخرالنسا با بازی شقایق فراهانی درنهایت به سینمایی که بخشی از آن به باشگاه «بیلیارد» تبدیل شده ، پناه می‌برد. 

جوانان صاحب متروپل ، آدمهایی هستند که از دل تاریخ سینمای کیمیایی بیرون آمده اند و مثل همه قهرمانانش ، این بار ناجی دختر نحیف قصه اش می شوند . او در متروپل نیز ازحرف خودش پایین نمی آید و همواره به نداهای درونی 50 سال گذشته خود جواب می دهد ، تا آنجایی که حتی وقتی شخصیت اول فیلمش زن است با یک دلیل از مهلکه فرار نمی کند : کجا برم ، اونا پام وایسادن .

مسعود کیمیایی به عنوان کسی که حق به گردن سینمای ایران دارد ، در فیلم اخیرش به متروپل پناه برده و موتور غیر مجاز سینمایش را روی سن سینمای متروکه و فراموش شده می گذارد و با حسرت تمام هرشب به تماشای آن می نشیند و پیکره نحیف سینمای ایران را در برابر کسانی متصور می شود ، که جز پول به چیز دیگری فکر نمی کنند .

متروپل بیانیه ای از سوی کیمیایی است ، که با تلفیقی از نماد ها و دیالوگ های شعارگونه همیشگی و خاص خود ،اعتراضش را به سیاستگذاری وموقعیت سینمای ایران اعلام می کند . و به همین دلیل معتقدم تنها تفاوت این فیلم با آثار دیگرش حضور زن به عنوان شخصیت محوری نیست ، بلکه این بار با سینمای شحصی اش به نمایندگی همه سینما گران ایران حرف می زند.

او همواره در فیلم هایش همه چیز را نمادین می بیند و جامعه را به گونه ای تصویر می کند که جزو آمال های اواست . رفاقت و مردانگی جزو لاینفک فیلم هایش هستند و این بار از شرایط نامردی در سینمای ایران گله می کند و منصفانه طرف مقابل خود را نیز در هیبت لطافت زنانه که گرگان درنده دوره اش کرده اند و لاجرم با کفشی آهنی با موسیقی بجای بهزاد عبدی پا به میدان می گذارد ، نشان داده می شود . زنی که با بازی شقایق فراهانی نشان می دهد اهل صحبت است و تاثیر پذیر ، اما مانند بچه های نا آرام و _ پیش فعال _ باید روانکاوی شود . کیمیایی چندین بار به زن اول فیلمش می گوید : خوب کردی به سینما پناه آوردی و از ضعف شخصیتی فخرالنساء که با یک جمله من کوچک شما هستم و بچه ام دست بوس شمااست او را هم متحول می کند و در نهایت پایان خوب و امیدوارکننده ای را متصور می شود .

« متروپل » نه تنها در فیلمنامه که در ساحتار نیز از ضعف مفرطی رنج می برد ، تا جایی که طرفداران سینمای کیمیایی را نیز آزرده حاطر می کند ، اما متن معترضانه فیلم که با زبان خاص و تلخ این کارگردان بنام سینما فریاد می شود ، نقطه عطف جدیدی در کارنامه اوست و فریاد اعتراض کیمیایی در سانس اول روز چهارم جشنواره سی و دوم فیلم فجر با «متروپل» درتاریخ سینمای ایران ثبت شد .



نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه