از «چه» محبوب تا جوانان گمنام
خبرگزاری برنا-رد پایشان همه جا باقی مانده. از شرق دنیا و میان چشمبادامیها، تا غرب دنیا بین چشمآبیها و همین خاورمیانه و آفریقا فرقی نمیکند. هر جا انقلاب و جنبشی بوده جوانها حضور فعال داشتهاند و جزو عناصر اصلی تحرک مردمی بودهاند. ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. دانشگاهها و مساجد نقش مهمی در اجتماع جوانان انقلابی در ایران داشتند. علاوه بر حضور فعال در تظاهرات مردمی و اعتراضات خیابانی، بخشی از بار حوادث تعیین کننده در روند انقلاب را هم در حضور جوانان رقم زده شد. 16 آذر 1332 و شهادت 3 دانشجو در راهروهای دانشگاه نمود بارز مبارزات جوانان با حکومت شاهنشاهی بود که در سالهای بعد ادامه پیدا کرد و به انقلاب اسلامی منتهی شد. در این میان دانشگاه تهران به عنوان نماد دانشجویان و جوانان نقش موثری ایفا کرد. چنانکه در 13 آبان 1357 و در آخرین ماههای منتهی به انقلاب شاهد تظاهرات دانشجویان و دانشآموزان بود. اما سهم جوانان ایرانی از مبارزات انقلابی چقدر بود؟ 
جوانان در انقلاب ایران
مهرداد مشایخی استاد جامعهشناسی سیاسی در دانشگاه جرج تان آمریکا آثار متعددی درباره مسائل ایران در داخل کشور به چاپ رسانده. او درباره نقش جوانان در رویدادهای انقلابی ایران و جهان مینویسد: در سده حاضر جوانان همواره از فعالترین شرکتکنندگان در جنبشها و مبارزات اعتراضی بودهاند. هویت جوانان غالبا با آرمانگرایی، اخلاقیات و احساسات آمیخته است. از این رو اصلاحگرایان با تاکید بر آرمانگرایی، پاکی و انرژی بیکران جوانان، آنان را به نوآوری و شرکت در تغییرات اجتماعی ترغیب کردهاند. از ایران که بگذریم میتوان در دهههای اخیر به شرکت وسیع جوانان در انقلاب نیکاراگوئه، جنبش «جواهر نو» در گرانادا، مبارزات فلسطینیها در سرزمینهای اشغالی، جنبش ضدآپارتاید در آفریقای جنوبی، جنبشهای چریکی در فیلیپین، السالوادور و گواتمالا و جنبشهای دانشجویی در کره جنوبی، چین و برمه اشاره کرد. مشارکت سیاسی و شورشی جوانان نه به کشورهای جهان سوم و نه به جنبشهای چپ محدود است. چنانکه در دهههای 1960 و 1970 جوانان و دانشجویان در کشورهای پیشرفته سرمایهداری در ابعاد گستردهای به حرکات اعتراضی، به ویژه ضد جنگ روی آوردند. اما در دهه 1980 نمونههای زیادی از شرکت جوانان در شورشهای ضد دولتی، نژادگرایانه و محافظهکارانه در اغلب کشورهای اروپای غربی رخ داد.
برخی آغاز شدن دورهای از فضای باز سیاسی در سال 1356 را دوره مهمی در اوج گرفتن مبارزات جوانان و دانشجویان ایران میدانند. تحقیقی که از سوی احمد اشرف و علی بنوعزیزی انجام شده حاکی از این است که جوانان محصل در تمام دورههای انقلابی از فعالترین نیروها بودند و بیشترین تعداد دستگیر شدگان، کشته شدگان و زخمی شدگان به آنها تعلق داشته. همین تحقیق نشان میدهد از مجموع 2483 تظاهراتی که در جریان انقلاب صورت گرفته، 23درصد آنها توسط دانشآموزان و دانشجویان و معلمان سازماندهی شده بود. و البته این جدا از شرکت وسیع جوانان شهری و روستایی در راهپیماییها و مبارزات خیابانی بود.
طبق یک بررسی در کتاب اسنادی از جمعیتهای موتلفه اسلامی، در جریان قیام 15 خرداد 1342، از مجموع 588 نفرمجروح و دستگیر شده، 11.9درصد آنها محصل (به جز طلاب) بودهاند. همچنین از مجموع 229 نفر مجروح و دستگیر شده در این قیام، 151 نفر یعنی 66درصد آنها در گروه سنی 15-25 سال جای داشتند. در دهه 1350 دانشجویان در کنار مبارزات صنفی-سیاسی خود، در عین حال مهمترین منبع تغذیه و عضوگیری سازمانهای چریکی محسوب میشدند. بررسیهای آبراهامیان در مورد جنبش چریکی حاکی از آن است که از مجموع 306 چریک کشته شدهای که اطلاعات در مورد سابقه آنها موجود است، 147 نفر آنها (بیش از 48درصد) دانشجو و حدود کمتری دانشآموز بودهاند. از این میان تنها 10 نفر سنشان بالای 35 و مابقی جوانتر بودهاند.
در سازمان فدایی نیز از 160 کشتهای که اطلاعاتشان موجود است 73 نفر دانشجو(46درصد) و مجموعا 79 نفر دانشجو، دانشآموز و سرباز وظیفه بودهاند (49درصد).
همچنین از 9 نفر اعضای آرمان خلق که در سال 1350 دستگیر شدند، 6 نفر دانشجوو دانشآموز بودند. از 14 نفری که در سال 1344 در رابطه با جریان تیراندازی در کاخ مرمر دستگیر شدند نیمی دانشجو و معلم بوده و معدل سنی آنها 27 بود.18 نفر یکه در اواخر سال 1349 در ارتباط با گروه جنگل دستگیر شدند، از معدل سنی 25 برخوردار بودند. سایر آمار و ارقام هم حکایت از حضور فعال جوانان در رویدادهای انقلابی دارد. 
انقلابیهای جهان
جوانان با داشتن ویژگیهای فردی مثل آرمانگرایی و ریسکپذیری از نیروهای اصلی انقلابها در بسیاری از نقاط دنیا بودهاند. به خصوص در انقلابهای کشورهای در حال توسعه مثل ایران، مکزیک، مصر، ویتنام و کوبا، هرم جمعیتی جوان باعث شده بود اغلب انقلابیها و نیروهای مبارز را جوانان تشکیل دهند.
شاید چهگوارا یکی از مشهورترین انقلابیهای جوان در دنیا باشد که با مبارزات چریکی در کشورهای مختلف، برای تغییر شرایط مردم تلاش کرد. طبق آمار مجله تایم حدود ۷۶ درصد جوانان دنیا «چه» را میشناسند و برای او احترام قائلند. کشورهایی مثل ایرلند، آرژانتین و کوبا مدعیاند چه به کشور آنها تعلق داشته اما واقعیت این است که او بدون توجه به سرزمینها و کشورها، مبارزه میکرد و نقش او در انقلاب کوبا در همراهی با فیدل کاسترو پررنگ بود.
امیلیانو زاپاتا یکی دیگر از انقلابیهای جوانی است که در مکزیک در 30 سالگی فرمانده نیروهای روستایی شده بود و در 1919 در حالی کشته شد که هنوز 40 ساله نشده بود. زاپاتا علیه «دیاز» رئیسجمهور دیکتاتور مکزیک، مبارزه میکرد و به فساد اداری و قضایی، فئوالیسم معترض بود. او ابتدا در انجمن روستایی عضو شد اما وقتی متوجه شد که دولت به خواستههای مردم اعتنا نمیکند مبارزه مسلحانه را شروع کرد و بسیاری از بومیان و کشاورزان مکزیکی دنبالهروی او شدند.
در ویتنام نیز نیروهای جوان در انقلاب 1945 نقش موثری داشتند. هوشیمین رهبر این انقلاب در 21 سالگی آشنایی با افکار کمونسیتها را شروع کرد و به تدریج شروع به ساماندهی مردم در جهت انقلاب کرد. تاسیس اتحادیه ستمدیدگان آسیا و تالیف کتاب جاده انقلاب از اقدامات او بود. در نهایت فرانسه با اعلام آتش بس، استقلال این کشور را به رسمیت شناخت.
در ناآرامیهای کشورهای عربی و انقلاب مصر در سال 2011 هم جوانان نقش پررنگی داشتند و یکی از رخدادهای تلخ این دوره حمله به دانشگاهها و دانشجویان معترض در مصر و لیبی بود. انقلاب مصر در ادامه انقلاب تونس در مبارزه با دیکتاتوری حسنی مبارک و فقر و فساد اداری آغاز شد و جمعیت جوان مصرف باعث شد بسیاری از انقلابیها از جوانان باشند.
در بررسی چنین رویدادهایی به درازای تاریخ میشود عقب رفت و تاریخ انقلابها را مرور کرد. آنچه از شواهد برمیآید این است که جمعیت جوان در جنبشها و انقلابها از موثرترین عناصر بودهاند و نقش پررنگی ایفا کردهاند. بعضی از آنها شهرت جهانی پیدا کردهاند و بعضی دیگر در گمنامی تاثیر خود را بر به نتیجه رسیدن این حرکات گذاشتهاند.