ولاسکو: مربی خوب، استاد خوب است/ من یک عاشقم!
این آخرین بار بود. آخرین باری که استاد روبروی خبرنگاران می نشست تا از آنها، مردم و البته والیبال ایران خداحافظی کند. او روبروی نمایندگان افکار عمومی نشسته بود؛ همان هایی که در طول مدت این 3 سال روابط پر فراز و نشیبی را با آنها تجربه کرده بود. آنهایی که بارها و بارها در ملاقات های رودرو او را به چالش کشیده بودند و کامش را تلخ ساخته بودند تا روزی در واکنش به انتقادات بیرحمانه به آنها بگوید: «بروید آناستازی را به جای من بیاورید!» اما این هیچ خبری از انتقاد، گلایه و چالش نبود و جز خداحافظ خداحافظ صدایی به گوش نمی رسید. بهانه ای که سبب شد تا در پاره ای از اوقات بغضی بر گلو بنشیند و چشم ها بارانی شود.
نشست خبری خولیو ولاسکو سرمربی سابق تیم ملی والیبال ایران با پخش یک فیلم ویدیویی از عملکرد او در سه سال گذشته آغاز شد. ویدئویی که در همان ابتدا حال و هوای جلسه را تغییر داد و سبب شد تا بغض و گریه نقل مجلس شود. پخش این فیلم با تم احساسی آن موجب شد تا برخی از کارمندان فدراسیون که در جلسه حاضر بودند، گریه کنند. ولاسکو هم بغض کرده بود و کاملا مشهود بود که سعی میکند که جلوی گریهاش را بگیرد.
ولاسکو با بیان جمله فارسی «سلام، صبح بخیر» صحبتهایش را آغاز کرد و اظهار کرد: این برای من خیلی سخت است که امروز در آخرین نشست مطبوعاتی به عنوان سرمربی تیم ملی والیبال ایران صحبت کنم. از دیروز موج احساسات نسبت به من آغاز شده است. صبح خیلی سعی کردم که خودم را برای این جلسه آماده کنم، اما پخش این فیلم ویدیویی همه چیز را خراب کرد. دوست داشتم میتوانستم تا پایان قهرمانی جهان در کنار ایران باشم. اعضای تیم ملی ایران میتوانند به جایگاه بزرگی در والیبال برسند.
انتخاب آرژانتین
تیم والیبال زادگاهم در ماه دسامبر ماه گذشته از من خواسته تا به آنها کمک کنم.من هرگز همکاری خود را با تیم ملی والیبال ایران به پایان نمیبرم. این فقط همکاری با یک تیم جدید است. آرژانتین یک قصه دیگر برای من دارد و آن زادگاهم است. 31 سال از این کشور دور بودم و به مردم خودم احساس دین دارم، متاسفانه هیچ فرصت دیگری برای من باقی نیست. این آخرین شانس من برای خدمت به تیم ملی کشورم است و نمیخواهم آن را از دست بدهم.
تصمیم غیرحرفهای
تصمیم من برای پیوستن به تیم ملی آرژانتین اصلا حرفهای نیست. وضعیت تیم آرژانتین هم بهتر از تیم ایران نیست، همچنین کشور آرژانتین هم اوضاع اقتصادی بهتری از ایران ندارد اما وقتی من جوان بودم در آرژانتین به صورت رایگان تحصیل کردم و سالها در این کشور زندگی کردم و نسبت به آن احساس دین دارم. وقتی که کشورم را ترک کرده و به ایتالیا آمدم حرفه و کار جدیدی را در دنیای ورزش آغاز کردم و باعث شد که مشهور شوم و پول زیادی را به دست آورم. بدون این که حتی مقداری از آن را به کشورم برگردانم و الان موقع آن است که آن چیزی که آرژانتین به من داده، در قبال آن دین خود را به وطنم ادا کنم. و این تنها دلیل من برای رفتن به آرژانتین است، اما همیشه ایران در قلب من خواهد ماند. حتی این را دیروز به بازیکنان گفتم که اگر به پیروزیهای خود در آینده ادامه دهید، این بزرگترین موفقیت برای من خواهد بود.
انتخاب ایران
سه سال قبل میخواستم به ایران بیایم، اما برای این انتخاب چند دلیل داشتم.اولین بحث برای قبول تیم ملی والیبال ایران حرفهایگری بود. وقتی وارد ایران شدم متعجب شدم، زیرا شرایط و پیشرفت والیبال در این کشور بهتر از آن چیزی بود که تصور میکردم . تعداد بازیکنان مستعد ایران هم بسیار خوب بود، اما دلیل دیگری که ایران را برای مربیگری انتخاب کردم، بحث فرهنگی بود. دوست داشتم فرهنگ متفاوتی از آنچه را که در آمریکای جنوبی و اروپا دیدم مشاهده کنم. بسیار خوشحالم که به نتیجه قطعی برای هدایت تیم ملی ایران رسیدم و یکی از بهترین تجریباتم را کسب کردم.
فرهنگ و مردم
من از این فرصت استفاده میکنم و از همه مردم ایران تشکر میکنم. نه فقط کسانی که با من در فدراسیون و تیم ملی کار میکردند، بلکه همه همسایگان و مردم و به ویژه اصحاب رسانه و خبرنگاران حوزه والیبال با من مهربان بودند. در کشورهای آرژانتین و ایتالیا مردم سوالات زیادی درباره تیم ملی والیبال ایران میپرسند. همچنین در مورد کشور ایران هم سوالاتی میکنند. آنها اطلاعات درستی از ایران ندارند، من نه تنها درباره والیبال بلکه درباره فرهنگ ایران هم با آنها صحبت میکنم. هر چند که زمان خداحافظی فرا رسیده است، اما هرگز ارتباط همکاری خود را با تیم ملی ایران قطع نمیکنم. به بازیکنانم گفتم که "یک مربی ، یک استاد خوب است".
موفقیت
یک مربی خوب، یک استاد خوب است. اگر به عنوان یک معلم درس خود را خوب داده باشم، بازیکنانم دیگر نیازی به تکرار آن چه که گفتهام، ندارند. شاید مربیان حرفهای فکر کنند که اگر از تیمی بروند و آن تیم نتیجه نگیرد، خوب کار کردهاند. اما موفقیت یک مربی زمانی است که وقتی تیم را ترک میکند، بازیکنانش نوار موفقیتها را تکرار میکنند.
لورنزو برناردی
12 سال است که برناردی را میشناسم . وقتی که 17 سالش بود مربیاش بودم و با اخلاق و رفتار او آشنایی کامل دارم. او تصمیم گرفته بعد از این سالها که بازیکن موفقی بود به عنوان سرمربی کارش را ادامه دهد، به همین دلیل ایتالیا را ترک کرده و در لهستان هدایت یک تیم را بر عهده گرفته است، هر چند که برناردی جوان است و تجربه زیادی ندارد، اما انگیزه زیادی دارد، البته فرمواش نکنیم در زمانی که در سال 1989 کارم را در تیم ملی ایتالیا آغاز کردم، تنها 39 سال داشتم. الان فکر میکنم که برناردی برای شروع گزینه مناسبتری از من است. هر چند که آسان نیست تیمی را که مدتها نتیجه خوبی گرفته در دست بگیری. اما فکر میکنم که هر کسی که عاشق ایران است باید به شرایط جدید تیم ملی ایران کمک کند.