نشست خبری سرمربی سابق تیم ملی والیبال/کامل/

ولاسکو: برناردی از من بهتر است/ می خواستم ادای دین کنم

|
۱۳۹۲/۱۱/۲۶
|
۱۵:۳۴:۳۲
| کد خبر: ۱۶۶۰۰۱
ولاسکو: برناردی از من بهتر است/ می خواستم ادای دین کنم
ولاسکو برای آخرین بار روبروی خبرنگاران نشست تا از آنها، مردم و البته والیبال ایران خداحافظی کند.

این آخرین بار بود. آخرین باری که استاد روبروی خبرنگاران می نشست تا از آنها، مردم و البته والیبال ایران خداحافظی کند. او روبروی نمایندگان افکار عمومی نشسته بود؛ همان هایی که در طول مدت این 3 سال روابط پر فراز و نشیبی را با آنها تجربه کرده بود. آنهایی که بارها و بارها در ملاقات های رودرو او را به چالش کشیده بودند و کامش را تلخ ساخته بودند تا روزی در واکنش به انتقادات بی‌رحمانه به آنها بگوید: «بروید آناستازی را به جای من بیاورید!» اما این هیچ خبری از انتقاد، گلایه و چالش نبود و جز خداحافظ خداحافظ صدایی به گوش نمی رسید. بهانه ای که سبب شد تا در پاره ای از اوقات بغضی بر گلو بنشیند و چشم ها بارانی شود.

نشست خبری خولیو ولاسکو سرمربی سابق تیم ملی والیبال ایران با پخش یک فیلم ویدیویی از عملکرد او در سه سال گذشته آغاز شد. ویدئویی که در همان ابتدا حال و هوای جلسه را تغییر داد و سبب شد تا بغض و گریه نقل مجلس شود. پخش این فیلم با تم احساسی آن موجب شد تا برخی از کارمندان فدراسیون که در جلسه حاضر بودند، گریه کنند. ولاسکو هم بغض کرده بود و کاملا مشهود بود که سعی می‌کند که جلوی گریه‌اش را بگیرد.

ولاسکو با بیان جمله فارسی «سلام، صبح بخیر» صحبت‌هایش را آغاز کرد و اظهار کرد: این برای من خیلی سخت است که امروز در آخرین نشست مطبوعاتی به عنوان سرمربی تیم ملی والیبال ایران صحبت کنم. از دیروز موج احساسات نسبت به من آغاز شده است. صبح خیلی سعی کردم که خودم را برای این جلسه آماده کنم، اما پخش این فیلم ویدیویی همه چیز را خراب کرد. دوست داشتم می‌توانستم تا پایان قهرمانی جهان در کنار ایران باشم. اعضای تیم ملی ایران می‌توانند به جایگاه بزرگی در والیبال برسند.


انتخاب آرژانتین
تیم والیبال زادگاهم در ماه دسامبر ماه گذشته از من خواسته تا به آنها کمک کنم. من هرگز همکاری خود را با تیم ملی والیبال ایران به پایان نمی‌برم. این فقط همکاری با یک تیم جدید است. آرژانتین یک قصه دیگر برای من دارد و آن زادگاهم است. 31 سال از این کشور دور بودم و به مردم خودم احساس دین دارم، متاسفانه هیچ فرصت دیگری برای من باقی نیست. این آخرین شانس من برای خدمت به تیم ملی کشورم است و نمی‌خواهم آن را از دست بدهم.

تصمیم غیرحرفه‌ای
تصمیم من برای پیوستن به تیم ملی آرژانتین اصلا حرفه‌ای نیست. وضعیت تیم آرژانتین هم بهتر از تیم ایران نیست، ‌همچنین کشور آرژانتین هم اوضاع اقتصادی بهتری از ایران ندارد اما وقتی من جوان بودم در آرژانتین به صورت رایگان تحصیل کردم و سال‌ها در این کشور زندگی کردم و نسبت به آن احساس دین دارم. وقتی که کشورم را ترک کرده و به ایتالیا آمدم حرفه و کار جدیدی را در دنیای ورزش آغاز کردم و باعث شد که مشهور شوم و پول زیادی را به دست آورم.‌ بدون این که حتی مقداری از آن را به کشورم برگردانم و الان موقع آن است که آن چیزی که آرژانتین به من داده، در قبال آن دین خود را به وطنم ادا کنم. و این تنها دلیل من برای رفتن به آرژانتین است، اما همیشه ایران در قلب من خواهد ماند. حتی این را دیروز به بازیکنان گفتم که اگر به پیروزی‌های خود در آینده ادامه دهید، این بزرگ‌ترین موفقیت برای من خواهد بود.

انتخاب ایران
سه سال قبل می‌خواستم به ایران بیایم، اما برای این انتخاب چند دلیل داشتم.اولین بحث برای قبول تیم ملی والیبال ایران حرفه‌ای‌گری بود. وقتی وارد ایران شدم متعجب شدم، زیرا شرایط و پیشرفت والیبال در این کشور بهتر از آن چیزی بود که تصور می‌کردم . تعداد بازیکنان مستعد ایران هم بسیار خوب بود، اما دلیل دیگری که ایران را برای مربیگری انتخاب کردم، بحث فرهنگی بود. دوست داشتم فرهنگ متفاوتی از آنچه را که در آمریکای جنوبی و اروپا دیدم مشاهده کنم. بسیار خوشحالم که به نتیجه‌ قطعی برای هدایت تیم ملی ایران رسیدم و یکی از بهترین تجریباتم را کسب کردم.

فرهنگ و مردم
من از این فرصت استفاده می‌کنم و از همه مردم ایران تشکر می‌کنم. نه فقط کسانی که با من در فدراسیون و تیم ملی کار می‌کردند، بلکه همه همسایگان و مردم و به ویژه اصحاب رسانه و خبرنگاران حوزه والیبال با من مهربان بودند. در کشورهای آرژانتین و ایتالیا مردم سوالات زیادی درباره تیم ملی والیبال ایران می‌پرسند. همچنین در مورد کشور ایران هم سوالاتی می‌کنند. آنها اطلاعات درستی از ایران ندارند، من نه تنها درباره والیبال بلکه درباره فرهنگ ایران هم با آنها صحبت می‌کنم. هر چند که زمان خداحافظی فرا رسیده است، اما هرگز ارتباط همکاری خود را با تیم ملی ایران قطع نمی‌کنم. به بازیکنانم گفتم که "یک مربی ، یک استاد خوب است".

موفقیت
یک مربی خوب، یک استاد خوب است. اگر به عنوان یک معلم درس خود را خوب داده باشم، بازیکنانم دیگر نیازی به تکرار آن چه که گفته‌ام، ندارند. شاید مربیان حرفه‌ای فکر کنند که اگر از تیمی بروند و آن تیم نتیجه‌ نگیرد، خوب کار کرده‌اند. اما موفقیت یک مربی زمانی است که وقتی تیم را ترک می‌کند، بازیکنانش نوار موفقیت‌ها را تکرار می‌کنند.

لورنزو برناردی
12 سال است که برناردی را می‌شناسم . وقتی که 17 سالش بود مربی‌اش بودم و با اخلاق و رفتار او آشنایی کامل دارم. او تصمیم گرفته بعد از این سال‌ها که بازیکن موفقی بود به عنوان سرمربی کارش را ادامه دهد، به همین دلیل ایتالیا را ترک کرده و در لهستان هدایت یک تیم را بر عهده گرفته است، هر چند که برناردی جوان است و تجربه زیادی ندارد، اما انگیزه زیادی دارد، البته فرمواش نکنیم در زمانی که در سال 1989 کارم را در تیم ملی ایتالیا آغاز کردم، تنها 39 سال داشتم. الان فکر می‌کنم که برناردی برای شروع گزینه مناسب‌تری از من است. هر چند که آسان نیست تیمی را که مدت‌ها نتیجه‌ خوبی گرفته در دست بگیری.‌ اما فکر می‌کنم که هر کسی که عاشق ایران است باید به شرایط جدید تیم ملی ایران کمک کند.

در ادامه نشست خبری خولیو ولاسکو، خبرنگاران رسانه ها به ترتیب پرسش های خود را با ولاسکو مطرح کردند و او با سعه صدر به همه آنها پاسخ های مبسوطی داد.

شما اظهار کردید که تصمیمتان برای رفتن به آرژانتین کاملا حرفه‌ای نیست، آیا نمی‌توانستید چند ماه صبر کنید تا ریسک تصمیمتان برای فدراسیون والیبال و همچنین شخص شما کاهش یابد؟
شما درست می‌گویید. من ترجیح می‌دادم که بمانم و کارم را به پایان برسانم. حتی از فدراسیون آرژانتین هم خواستم تا پس از مسابقات قهرمانی جهان صبر کند، اما اگر این پیشنهاد را در حال حاضر نمی‌پذیرفتم، آنها مجبور بودند تا مربی دیگری برای رقابت‌های المپیک استخدام کنند. من نمی‌دانم که درصد موفقیتم با تیم آرژانتین چقدر خواهد بود، چرا که وقت کمی هم در این زمان دارم، اما این خطری است که آن را پذیرفتم، چون آرژانتین کشور من است.

آیا امکان دارد که در آینده در کنار تیم ملی ایران باشید؟
قطعا من در این باره تصمیم گیرنده نیستم و فقط می‌توانم مشاوره بدهم. مطمئنا آرژانتین آخرین تیمی خواهد بود که به صورت حرفه‌ای مشغول به مربیگری خواهم شد، البته شاید پس از آن به عنوان مدیر فنی بتوانم ادامه بدهم و فقط مدیریت تیم را بر عهده بگیرم. اما بهتر است درباره قضیه همکاری من با تیم ملی ایران بعد از مسابقات برزیل صحبت کنیم. اما همان طور که گفتم مدیریت فنی یک تیم قطعا راحت‌تر از سرمربیگری خواهد بود و دیگر حضور در سه کشور لازم نخواهد بود. اگر بعد از اتمام کارم با آرژانتین با این شرط که اگر مدیریت فنی از طرف ایران پیشنهاد شود، آن را قبول می‌کنم اما هرگز کشور چهارمی را انتخاب نخواهم کرد.

یعنی آرژانتین آخرین تجربه سرمربیگری شما خواهد بود؟
قطعا. من دیگر جوان نیستم و دوری از خانه و وطن شرایطم را سخت می‌کند. مدیریت همزمان در سه کشور خیلی سخت است؛ فرزندانم در ایتالیا هستند، دوستانم در آرژانتین هستند و در ایران هم مربیگری می‌کردم. همانطور که گفتم مدیرفنی بودن برایم راحت‌تر خواهد بود و شاید اگر بعد از همکاری‌ام با آرژانتین از ایران پیشنهادی در این خصوص داشته باشم، باز هم به ایران برگردم اما مطمئن باشید به کشور چهارمی فکر نمی‌کنم.

با توجه به سمت مشاوری شما پس از این چقدر برای انتخاب بازیکنان دخالت خواهد کرد؟
من با بیش از 50 بازیکن در ایران کار کردم اما در مورد سرمربی جدید باید بگویم من تصمیم‌گیرنده نیستم و تنها می‌توانم یکسری توضیحات کلی به وی بدهم. وضعیت برناردی وقتی که به ایران بیاید بهتر از وضعیتی است که من زمان آمدن به ایران داشتم چون آن زمان کسی نبود که به من کمک کند.

آیا به برناردی مشاوره خواهید داد و به او کمک خواهید کرد؟
بی تردید. من همکاری خود را با تیم ملی ایران ادامه می‌دهم. کما این که تاکنون هم صحبت‌های زیادی درباره بازیکنان و در مجموع تیم ملی والیبال ایران با برناردی داشتم. قطعا تمامی اطلاعات بازیکنان و تیم ملی والیبال ایران و تمام فیلم‌ها و مستندات تیم ملی والیبال را به او می‌دهم تا بتواند تصمیم گیری بهتری داشته باشد. قطعا می‌دانید که این کاری است که باید انجام می دادم. هر چند که سرنوشت سختی برای من بود.

برناردی در مصاحبه با یکی از خبرگزاری‌ها اعلام کرده هنوز با ایران قراردادی امضاء‌ نکرده است؟
هفته پیش هفته مهمی بود. لورنزو نمی‌خواست در حالی که با یکی از تیم‌های لهستان کار می‌کند حرفی بزند این از نظر حرفه‌ای درست نیست. مطمئن هستم این قرارداد امضاء می‌شود و او به ایران می‌آید، در حال حاضر قادر نیست به صورت رسمی بگوید. رفتار برناردی دقیقا مشابه رفتار من است. اگر شما روزنامه‌های ایتالیا و آرژانتین را ببینید کوچکترین صحبتی با آنها نداشتم در حالیکه آنها می‌خواهند صحبت کنند اما با توجه به احترامی که به ایران دارم می‌خواستم به طور رسمی اولین بار در ایران این موضوع را بگویم تا فردا بتوانم با روزنامه‌های ایتالیایی و آرژانتینی مصاحبه کنم. با احترام به رسانه‌های ایران نمی‌خواستم پیش از اینکه تصمیمم قطعی شده و آنها بدانند با رسانه‌های دیگری صحبت کنم.

چه پیشنهادی برای خبرنگاران ورزشی دارید تا بتوانند به برناردی نیز کمک کنند تا او نیز در کارش موفق شود؟
فکر می‌کنم که هیچ یک از مربیان جدید دوست ندارند درباره مربی قدیمی صحبت کنند و یا بالعکس. من از همه شما تشکر می‌کنم که همواره به من لطف داشتید. اما وقتی که دیگر کارم تمام شده، لطفا درباره این کار با من صحبت نکنید. تا نفر جدید بتواند کار خود را با آرامش آغاز کند. به اعتقاد من فقط یک راه یا یک حقیقت برای هدایت یک تیم وجود ندارد. کما این که یکسری از این تیم‌ها شکست خوردند فقط فکر می‌کردند که یک راه وجود دارد. مثالی که می‌توانم بزنم تیم والیبال ژاپن است که فکر کرد تنها یک راه برای ادامه موفقیت وجود دارد، اما دیدیم که در نهایت شکست خورد. همین طور تیم لهستان که در دهه هفتاد توانست موفقیت‌های زیادی در رقابت‌های المپیک و جهانی کسب کند، اما چون فقط یک ایده و یک راه داشت، در نهایت نتیجه‌ای جز شکست حاصلش نشد. بنابراین این اشتباه است که مربی جدید هم بخواهد به راه گذشته ادامه دهد. هر مربی جدیدی که به تیم ملی بیاید روش‌های خاص خود را دارد و دلیلی ندارد راه‌های نفر قبلی را ادامه دهد.

از والیبال ایران چه آموختید؟
والیبال ایران نکات زیادی به من یاد داد که از جمله آنها فرهنگ والیبالی و فرهنگ کلی ایران بود. در اروپا فکر می‌کنند والیبال نمی‌تواند در کشورهای دیگر پیشرفت کند و با این طرز تفکر نمی‌توانستم تصور کنم که والیبال در ایران چقدر پیشرفت کرده است و از اینکه ایران در مسابقات مختلف موفقیت کسب می‌کرد تعجب می‌کردند. در تمام مصاحبه‌ها که شرکت کردم گفتم تیم ایران خاص بود و پیشرفت زیادی داشت. البته چند بار هم به داورزنی گفتم اگر شرایط اقتصادی بهتر شد، میزبانی چند تورنمنت بزرگ را برای ایران بگیرد تا جهان با والیبال ایران بیشتر آشنا شود. والیبال ایران اشتیاق جدیدی به من داد. بازیکنان ایران همیشه می‌خواهند پیروز شوند و این را در لیگ برتر هم دیدم. انگیزه‌ای که آنها داشتند انگیزه من را هم چند برابر می‌کرد. مطمئن باشید چیزی که در ایران آموختم را به سایرین هم خواهم گفت و این موضوع فقط محدود به ورزش نمی‌شود.

برخی منتقدان اعتقاد دارند که همانطور که شما والیبال ایران را احیاء کردید، ایران هم شما را احیاء کرده...
درست می‌گویید من از ایران خیلی‌ها چیزها یاد گرفتم اما این را هم بدانید که من تنها مربی در سطح جهان هستم که این مقام را کسب کردم. درباره اروپا و آسیا قبلاً‌ کسی نبوده که به عنوان مربی بهترین تیم آسیایی و اروپایی را به دست آورد. ایران نام من را در تاریخ والیبال جهان قرار داد.

به نظر شما اهداف والیبال ایران در آینده چه باید باشد؟
هیچکس نمی‌تواند از ایران انتظار داشته باشد در لیگ جهانی تمام بازی‌ها را برنده شود. لیگ جهانی در آینده فرمول جدید خودش را خواهد داشت و اولین لیگی است که تیم‌های A در آن خواهند بود. ما با 7 تیم برتر بازی کردیم و این افتخار بزرگی است. آرژانتین از نظر رنکینگ یک است اما فدراسیون جهانی ایران را انتخاب کرد، حقیقت همیشه در رنکینگ خلاصه نمی‌شود. رسیدن به رده‌های بالا تلاش زیادی را می‌طلبد اما وقتی فدراسیون جهانی تلاش ایران را دید آن را بین 8تیم برتر گذاشت تا در مسابقات شرکت کند این افتخار بزرگ اما کار سختی است. اولین باری خواهد بود که ایران در رقابت‌های نفس‌گیر تلاش می‌کند و این قابل مقایسه با قبل نیست. این را نه تنها مردم باید درک کنند آنها اعتقاد دارند وقتی شما برنده شدید و یک جام کسب کردید همیشه باید برنده باشید اما دلیل نمی‌شود اگر یک بار ایتالیا را بردیم از آنها برتر هستیم یا اگر باختیم ایران پس‌رفت کرده است. آنها تعجب کرده‌اند یک بار توانستیم ایتالیا را شکست دهیم این پیروزی می‌تواند پله‌های ترقی را فراهم کند تا در لیگ آینده هم نتیجه خوبی بگیرد. اگر اکنون در چنین جایگاهی هستیم، خوب خواهد بود که آن را حفظ کنیم.

بعد از سه سال حضور در ایران احساستان نسبت به ایران چیست؟
سه سال پیش که آمدم فکر نمی‌کردم چنین احساسی نسبت به ایران داشته باشم. می‌دانستم یک تجربه خوب خواهد بود اما نمی‌دانستم به این شکل باشد. این حس در من به خاطر شما و مردم ایران نه به عنوان یک مربی به عنوان یک شخص به وجود آمد. وقتی کارم را شروع کردم، داورزنی رفتار خوبی داشت. یکی از نکات مثبت این است که او هدایت والیبال را درست انجام می‌دهد. به عنوان یک شخص همیشه به من لطف زیادی داشت و کمکم می‌کرد. وقتی دخترم به ایران آمد، از فرزندش خواست همراه دختر من و خانواده‌ام باشد و تا جایی که می‌توانست ایران را به آنها نشان داد. این کاملاً شخصی است. درباره خوش‌خبر هم بگویم کارهای زیادی کنار هم انجام دادیم. همیشه سعی می‌کردم سازمان والیبال ایران را نشان دهم و بعضی اوقات خوشحال نبودم چون می‌دیدم نقاط ضعفی وجود دارد اما از نظر شخصی همیشه قضیه خوب بود. تک‌تک کارکنان فدراسیون مانند یک دوست بودند اما در مورد همسایگانم وقتی مهمانی در خانه‌ام بود، به من غذا تعارف می‌کردند و جالب اینکه آنها با ذائقه من آشنایی داشتند و غذاهایی را درست می‌کردند که من دوست داشتم؛ مثلا سس کچاپ نمی‌ریختند! حتی در آشپزخانه فدراسیون هم به همین صورت بود آنها می‌دانستند چه چیزهایی برایم مضر است. این است که من عاشق ایرانم.

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر
پرونده ویژه