زندگی در برابر چشمان برادر بزرگ
زندگیای را تصور کنید که در آن، صبح از لحظهای که از خواب بیدار میشوید تا شب هنگاهی که به رخت خواب میروید، دیده میشوید و تحت نظر هستید. اسم کتاب یک علامت سوال است. هیچ کس نمیتواند با قطعیت بگوید چرا جرج اورول کتابش را 1984 نامیده. اما کتاب روایت زندگی در یک حکومت تمامیتخواه است که میتواند در هر نقطهای از جهان باشد. برخی خلق آن را ناشی از نگرانی نسبت به آینده انسان میدانند. برخی هم شباهتهایی بین توصیفهای آن با حکومتهای کمونیستی پیدا کردهاند و معتقدند جرج اورول این کتاب را به عنوان هشداری در برابر پذیرش کمونیسم نوشته بود. «برادر بزرگ تو را نگاه میکند» جمله معروف این کتاب است که حکایت از زیر نظر بودن توسط قدرت حاکم دارد. وزارت حق همه چیز را زیر نظر دارد و هیچ کاری از دید آنها پنهان نمیماند.
اما همه چیز از آنجا شروع میشود که شخصیت داستان تصمیم میگیرد خاطرات شخصیاش را دور از چشم حزب و برادر بزرگ بنویسد...
بخش از ابتدای این کتاب را بخوانید:
پشت سر وینستون صدایی که از صفحه سخنگو پخش میشد همچنان مشغول پرحرفی درباره چدن خام و موفقیت کامل برنامه سه ساله نهم بود. صفحه سخنگو نوعی دستگاه فرستنده و گیرنده بود که صدای وینستون را حتی وقتی که زمزمهای بسیار آهسته بود، بالافاصله دریافت میکرد. خلاصه تا زمانی که وینستون در محدوده دید دستگاه قرار داشت، هم تصویر و هم صدایش دریافت میشد. البته هیچ راهی وجود نداشت که بفهمی در فلان لحظه خاص آیا زیر نظر قرار داشتهای یا نه. همچنین هرگز نمیتوانستی سر دربیاوری که پلیس افکار چند بار و از چه طریقی به تفتیش عقاید تو پرداخته است. حتی اگر میگفتند تمام مردم را تمام وقت کنترل میکنند چندان دور از ذهن نبود.