تسلط بر زبان میانجی و مشترك لازمه جهانی شدن است
عزیزالله حاجی مشهدی منتقد فیلم و مدرس سینما از موضوع پرونده تازهمان استقبال و نظرات جامعی درباره دلایل عدم موفقیت ایران در "سریال سازی در عرصه جهانی" ارائه كرد كه در ادامه میآید.
فاصله را تا ساخت مجموعههای تلویزیونی برای مخاطبان جهانی چگونه میبینید؟
ساخت فیلمها ومجموعههای تلویزیونی كه سازندگان آنها به مخاطبان گستردهتری در سطح جهانی نظر داشته باشند و با امید اقبال مخاطبان همگانی در آن سوی مرزها ، دست به تولید بزنند، مستلزم رعایت استانداردهای قابل قبول در عرصه تولید فیلم است. چگونه میتوان انتظار داشت فیلم یا مجموعهای تلویزیونی كه به لحاظ ساختاری از حداقل كیفیتهای فنی هنری برخوردار نیست، در مجامع جهانی نیز، از سوی مخاطبان مشكل پسندی كه نوع نگاه و طبع و ذایقهشان با آثاری مستحكم، منسجم و به ویژه جذاب و پر كشش خوگرفته است ، با اقبال و رویكردی دلشاد كننده رو به رو شود.
ساخت آثاری كه این ویژگیها را دارا باشد، مستلزم رعایت چه نكاتی است؟
از چندی پیش كه بحث حركت به سوی"سینمای استاندارد" در مجامع سینمایی ما نیز آغاز شد و با برگزاری همایشی با موضوع "سینمای استاندارد" شاهد مباحث جدی و طرح دیدگاههای متنوعی نیز بودهایم، همه صاحب نظران، منتقدان و كارشناسان و دست اندركاران تولید فیلمها و مجموعههای تلویزیونی بر این باور بودهاند كه عدم جبران فاصله انكارناپذیر موجود میان مباحث فنی و ساختاری آثار تولیدی و دورماندن از سخت افزارها و دانش فنی نوین و كارآمد برای ثبت و ضبط هرچه مناسبتر تصاویر و صداها و نورپردازی و طراحی صحنه و به ویژه استفاده از جلوههای ویژه رایانهای میتواند جدیترین و بزرگترین موانع رسیدن به سینمای استاندارد و قابل پذیرش از سوی جامعه جهانی باشد.
پس همین كمبودها راهحلهای رسیدن به سینمایی جهانی به حساب میآیند. برگزاری این همایش تاثیری هم در پی داشت؟
رسیدن به سینمای استاندارد، اگرچه پس از مدتی در حد شعار باقی نمانَد و به راستی از طریق برگزاری دورههای آموزشی و گاه تشكیل دورههای بازآموزیهای منظم و پژوهشهای جدی و مستمر پیگیری نشود، به زودی در كنار دیگر شعارها و مقولههای تكراری همچون: سینمای ارزشی، سینمای معناگرا و سینمای عرفانی و.... به فراموشی سپرده خواهد شد.
برای رسیدن به سطح جهانی و داشتن مخاطبانی در این گستره چه راهكارهایی موثر است؟
برای داشتن مخاطبانی در فراسوی مرزها، نمیتوان بدون توجه به باورها، اعتقادها، ذایقهها و سلیقههای پرتنوع آنان و به ویژه بدون آشنایی با راز و رمزهای تولید آثاری جذاب و پركشش، كاری ارایه داد كه تنها با تكیه بر باورها و ذایقه تولیدكنندگان داخلی و درون مرزی فراهم آمده باشد.
یكی از مهمترین دلایل عدم حضور جدی و فراگیر فیلمهای متعلق به"سینمای جنگ" و "دفاع مقدس" ما در عرصههای جهانی را باید در این نكته جستوجو كرد كه در ساخت این گونه آثار، تنها به مخاطبان داخلی و درون مرزی و آشنا با دیدگاهها و باور داشتهای از پیش تثبیت شده، نظر داشتهایم و به تولید فیلمها و مجموعههایی روی نیاوردهایم كه فراتر از باورها و اعتقادات دینی و مذهبی یا فرهنگ ملی خودمان، به مبانی مشترك و فراگیر فرهنگی- اجتماعی انسان معاصر، جدا از نوع زبان، فرهنگ و باورهایشان، توجه داشته باشد. به همین سبب، ارایه مجموعههایی از نوع: "ملك سلیمان نبی" (شهریار بحرانی) و یا "مختار نامه" (داوود میر باقری" و..... با وجود داشتن ویژگیهای مثبت و قابل اعتنا و هزینه سنگین تولید، نمیتواند برای مخاطبان همگانی در سطح جهانی، كارهایی جذاب و پركشش و چشمگیر به حساب آید! چرا كه، سازندگان این گونه آثار هنوز به زبان میانجی و مشترك و"میان– فرهنگی" جامعه جهانی تسلط كافی پیدا نكردهاند!!
سرویس فرهنگ و هنر برنا/مریم عرفانیان