قاب روز

فن گل!
مثل یک فیلم سینمایی بود. دقیق و حساب شده. گویی کارگردانی چیره دست پشت صحنه ایستاده و با یک میزانسن دقیق و یک دکوپاژ فوق العاده همه چیز را درست سر جای خود قرار داده و حتی به جزئیات نیز توجه کرده. یک نمایش سینمایی از سوی لاله های نارنجی که همه را روی صندلی ها میخکوب کرده بود. کسی آنچه را می دید، باور نمی کرد. آنجا که دروازه کاسیاس به توپ بسته شده بود و این تور دروازه روخوبلانکو که هر چند دقیقه یک بار می لرزید. درست مثل همه آن 11 ستاره ای که درون زمین مسخ شده بودند و با هر مشت نارنجی تلو تلو می خوردند و در نهایت نقش زمین می شدند. گویی تیمی که برابر نارنجی ها ایستاده، آن تیمی نیست که ما می شناسیم. تیمی که یک شبح مسخ شده از تیمی بود که در یک دهه اخیر بر قله دنیا ایستاده و هر چه جام بوده درو کرده. تیمی که با هت تریک قهرمانی یک رکورد جاودانه را خلق کرده اما تیمی که برابر هلند به میدان رفت و البته سلاخی شد، هیچ شباهتی به این قهرمان بلامنازع نداشت و بیشتر شبیه یک بدل قلابی می مانست. در شب سینمایی هلندی ها اما یک ستاره نقش اول بود. یک گودمن واقعی که تلالو چشم نوازش به اندازه ای خیره کننده بود که همه چشم ها را خیره کرد. ستاره ای دوست داشتنی که در چند سال اخیر بی تردید بهترین هلندی فوتبال اروپا بوده. مردی که با لباس منچستریونایتد در فصل گودبای پارتی سرالکس یک تنه منچستر را قهرمان کرد و نشان داد که کلاسی متمایز با بقیه ستاره های هلندی دارد. روبین فن پرسی پسر خلف لوئیز فن خال که مرد اول برد رویایی نارنجی ها بود. او که پیش از جام گفته بود برای فن خال حاضر است با پای برهنه روی آتش هم راه برود، در تکرار فینال 2010 این ادعا را به خوبی ثابت کرد. وقتی با بازوبند کاپیتانی در خط حمله تیمش لحظه ای آرام و قرار نداشت و وقتی تیمش با پنالتی ژابی آلونسو از قهرمان جهان عقب افتاد، همه کار کرد تا تیمش به بازی بازگردد و دست آخر با یک ضربه سر تماشایی یک سوپرگل به ثمر رساند تا آتشبازی لاله ها آغاز شود. ستاره ای که با بازوبند کاپیتانی بی تردید گل سرسبد دسته گل نارنجی محسوب می شد و نشان داد که این همه اعتماد و اعتقاد فن خال به او بیهوده نبوده است. فن پرسی در نیمه دوم تیر خلاص را زد آنجا که با تیزچنگی و زیرکی توپ را از کاسیاس قاپید و دروازه اسپانیا را برای بار چهارم گشود تا آخرین میخ را بر تابوت نعش ماتادورها بکوبد. دبل فن پرسی آینه نمای تمام قدی بود از کاپیتانی که یک تنه اسپانیا را نابود کرد. بله، یک فن پرسی برای کل اسپانیا کافی بود!