«حاج جلال» فصیحترین اثر از ادبیات جنگ
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ کتاب «حاج جلال»(خاطرات حاج جلال حاجی بابایی) اثر «لیلا نظری گیلانده» توسط انتشارات سوره مهر منتشر و روانهی بازار شده است.
این کتاب یکی از بزرگترین تراژدیهای ادبیات معاصر ایران است و قصه آن واقعیتی است که حتی شنیدن آن شجاعت بیمثال مردان و زنان فداکار دوران دفاع مقدس را میطلبد. «حاج جلال» داستان زندگی مردی روستایی است که شجاعانه و با اخلاص تقدیرش را میپذیرد و فرزندانش را به قربانگاه عشق و معرفت میفرستد و بر آن چیزی که از سر میگذراند، صبر میکند.
لیلا نظری گیلانده در این اثر روایت خانوادهای را میآورد که در نهایت گرفتاریهای شخصی به دفاع از زمینی میپردازند که روزی خود را از آن به دست میآورند.
«لیلا نظری گیلانده» متولد ۱۳۶۴ روستای گیلانده از توابع شهرستان اردبیل است. رشته تحصیلی این نویسنده علوم تربیتی گرایش مدیریت برنامهریزی آموزشی است. او طی پنج سال یعنی تا سال ۱۳۸۸ همزمان با تحصیلات و فعالیت در صداوسیمای مرکز اردبیل چندین رتبه برتر کشور را در موضوعات اجتماعی و روز برای پژوهش و مقالهنویسی کسب کرد.
این نویسنده سال ۱۳۸۸ فارغالتحصیل شد و همان زمان با کتابهای چاپ شده در اداره کل حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس استان اردبیل مطالعاتش را در بخش نگارش خاطرات دفاع مقدس آغاز کرد. همین امر باعث شد دوباره دست به قلم ببرد و این بار مصاحبه و نوشتن در باب خاطرات دفاع مقدس با چاپ کتاب «تا اروند» در سال ۱۳۹۰ را آغاز کند.
کتاب «حاج جلال» عاشقانهای است پر از صداقت، احساس و پاکیزگی روستایی. در این کتاب متوجه میشوید که حاج جلال چگونه ازدواج کرد و به زندگی پرداخت. سنتهایی که در کتاب میبینیم هر چند ممکن است امروز برخی از آنها کمرنگ شده باشد اما در کتاب این سنتها به درستی و خوب منعکس شده است.
در ادامه برشی از این کتاب را میخوانید:
«هفت هشت کیلومتر با قایق توی آب رفتیم تا رسیدیم به اول کانال ماهی و آن جا پیاده شدیم. کانال سیمانی بود و پر بود از جنازه عراقی ها. چهار دست و پا مجبور شدیم از روی آن ها رد شویم. پایم می افتاد روی شکم بادکرده شان و صدا می داد. چند بار وسط راه عق زدم. اما باید می رفتیم. با همه احتیاطی که میکردم، آن قدر چهار دست و پا رفتیم دست ها و زانوهایم تاول زد.»
انتهای پیام/