مدرس دانشگاه: نوعی عدم تعادل در تربیت احساسی جامعه ما وجود دارد
یک مدرس دانشگاه با بیان اینکه نظام فرهنگی ما در فراهم کردن بسترهای فرهنگی شادی، نقصان های جدی پیدا کرده است گفت: نوعی عدم تعادل در تربیت احساسی جامعه ما وجود دارد.
جبار رحمانی، استادیار انسانشناسی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در گفتگو با سرویس آسیب های اجتماعی خبرگزاری برنا با بیان این مطلب افزود: ادعای اینکه جامعه ما شادی ندارد، یک حکم کلی غیر علمی است، در این زمینه در نهایت می توان گفت که جامعه ما نسبت به برخی جوامع، شادی کمتری دارد.
وی با بیان اینکه شادی را باید در حیطه های مختلف، از رفتارهای فردی تا جمع های دوستانه و فامیلی و در نهایت در تجمع های کلان اجتماعی دنبال کرد تصریح کرد: جامعه ما در همه انواع شادی آن، دچار نقصان های جدی است. در جامعه ما تجربه شادی بالاخص در سطح جمعی و در فضای عمومی، تجربه ای نادر و بسیار دشوار است. به عنوان مثال شادیهای جمعی خودجوش در مسابقات جام جهانی، نمونه شادیهای مردمی هستند که به خواسته آنها، بنا بر سلیقه آنها و توسط خود آنها شکل می گیرند. این نوع شادیها و رضایت مردم از آنها نشان میدهد که جامعه ترتیبات لازم برای فراهم کردن بستر تجربه شادی جمعی را چندان فراهم نکرده است.
رحمانی ادامه داد: شادی جمعی در فضای اندرونی و خصوصی، گسترده ترین نوع تجربه جمعی شادی هستند، اما فراتر از این فضای خصوصی و اندرونی، در عرصه عمومی این قابلیت بسیار محدود دشوار است. به همین دلیل نقصان نظام فرهنگی ما نیز در فراهم کردن بسترهای فرهنگی شادی، نیز نقصان های جدی پیدا کرده است. تجربه عاطفی در جامعه بیشتر معطوف به سمت اندوه است تا شادی. لذا مکانیسم های جمعی و عمومی تجربه اندوه بسیار بیشتر هستند.
وی در پاسخ به این سوال که علت اینکه جوانان نیازشان به شادی را ابراز می کنند اما حتی یک کامنت شوخی در شبکه های اجتماعی را که محدودیت های اجتماعی در آن وجود ندارد برنمی تابند چیست گفت: شادی یک رفتار است، هرچند در کنه آن نوعی احساس درونی و روانشناختی وجود دارد، اما این رفتار و احساس های درونی همراه با آن، به طور اجتماعی آموخته می شوند و شکل می گیرند. به عبارت دیگر، راه های شادی کردن و شاد بودن را باید به شیوه ای فرهنگی آموخت.
این مدرس دانشگاه با اشاره به این موضوع که وقتی این واکنشهای تند را می بینیم، قبل از هرچیز باید دانست که جامعه شیوه درست رفتار شاد را آموزش نداده است بیان کرد: به عبارت دیگر مواجهه با شادی را باید آموخت و باید انسان شاد، برای شادی تربیت شود. این واکنشها، بیانگر نوعی عدم تعادل در تربیت احساسی جامعه ما است.
استادیار انسانشناسی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در پاسخ به این سوال که گفته میشود شادی در ساختار اجتماعی ما تعریف نشده، این مشکل کجای قوانین و عرف ما وجود دارد؟ اظهار کرد: شادی بطور عموم در قلمرو فضای غیر رسمی و عرف قرار دارد. عرصه های رسمی و قانون گذارانه می توانند تسهیلات و بستر چارچوب مندی را برای شادی مردم فراهم کنند. مساله اصلی اینست که ساختارهای زیربنایی سیاست شادی و سیاستگذاری برای شادی در جامعه ما، آن را بیش از همه به عنوان مقوله ای سیاسی تعریف کرده اند. یعنی باید در زمینه های سیاسی و با دلالت های سیاسی و ایدئولوژیک مردم ما شادی کنند. در حالیکه شادی معطوف به قلمرو زندگی مردم و فراتر از ساختارهای قدرت سیاسی است. در نتیجه می توان گفت ساختار قانونی ما، اندک توجهی هم که به شادی دارد، در بستر و چارچوب سیاسی است و لذا کارآمد نیست.
استادیار انسانشناسی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی در پاسخ به این سوال که چرا جوانان از خودشان می گریزند، بدون اینکه بدانند به کجا می خواهند بروند؟ گفت:این نوع احکام کلی در باب جوانان از لحاظ علوم اجتماعی چندان قابل قبول نیست. آنچه که در جوانان بیشتر مشاهده می شود، گریز از خودشان نیست، بلکه نوعی مقابله با هنجارهای رسمی و در مواردی هم هنجارهای عرفی است. این امر ناشی از ناهمخوانی و ناهمزمانی موضعی هنجارهای موجود سنتی با نیازهای نسل جدید است. در نتیجه این وضعیت نوعی فاصله گیری از عرف و سنت شکل می گیرد که در اصل بیانگر تحول جامعه و فرهنگ جوانان است. البته تا حدی نیز طبیعی است.