ایران و چین در «یک کمربند، یک جاده»؛ فرصتها و چالشهای راهبردی
به گزارش خبرگزاری برنا از تهران ؛ این نشست به نقد جدی رویکرد غالب ایران در تعاملات بینالمللی پرداخت؛ رویکردی که سالها تعامل با جهان را محدود به غرب کرده و مسیرهای جایگزین، بهویژه شرق آسیا و چین، را یا نادیده گرفته یا به صورت سطحی دنبال کرده است. در این جلسه، ظرفیتهای مغفولمانده مانند دیپلماسی عمومی، گردشگری، همکاریهای دانشگاهی و روایت تمدنی مشترک بررسی شد و تأکید گردید که بدون ایجاد این زیرساختها، روابط ایران و چین تنها به مبادله کالا محدود خواهد ماند و از سطح راهبردی فراتر نخواهد رفت.
دکتر روحاله احمدزاده کرمانی، رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی: «راه ابریشم» صرفا مسیر عبور کالا نبوده، بلکه شاهراه انتقال ایده، فرهنگ، فناوری و تمدن بوده است. تاریخ بشر را میتوان به قبل و بعد از راه ابریشم تقسیم کرد که قدرتهای استعماری، بهویژه بریتانیا، همواره تلاش کردهاند این مسیر تاریخی را مسدود یا بیاثر کنند.
تلاش امریکا برای محاصره دریایی چین، بخشی از استراتژی مهار قدرتهای خشکیمحور است و تنگه مالاکا و مسیرهای دریایی تحت کنترل غرب، پاشنه آشیل امنیت انرژی چین هستند. در این چارچوب، ایران با دسترسی به دریای عمان و موقعیت ممتاز چابهار، میتواند نقش یک کریدور امن و جایگزین را ایفا کند. این مزیت جغرافیایی، ایران را به یکی از قطعات کلیدی پازل «یک کمربند یک جاده» تبدیل میکند.
دکتر محمدهادی همایون، عضو هیئت امنای دانشگاه امام صادق (ع): هر تمدن باید جایگاه خود را در نسبت با دیگران بهدرستی بشناسد. ایران دچار نوعی ازخودبیگانگی تمدنی شده و جایگاه تاریخی خود را فراموش کرده است. اشتراکات تمدنی ایران و چین، از حکمت و دینداری تا نظم اجتماعی، زمینهای عمیق برای گفتوگو فراهم میکند که بسیار فراتر از روابط سیاسی روزمره است. بدون احیای خودآگاهی تمدنی، هیچ راهبرد پایداری در سیاست خارجی شکل نمیگیرد.
حکمت چینی، برخلاف تصور رایج، در تقابل با دین قرار ندارد. متونی مانند «دائودِهجینگ»، نشان داده که مفاهیمی چون وحدت، نظم کیهانی و اخلاق، با اندیشههای اسلامی قابل گفتوگو هستند. همین همافقی معرفتی باعث شده که اندیشمندان بزرگی چون علامه طباطبایی نگاه مثبتی به فلسفه چینی داشته باشند.
مسئله اصلی، انتخاب میان شرق و غرب نیست، بلکه خروج از نگاه مصرفکننده و بازیگر منفعل، به جهان است. ایران باید خود را بهعنوان یک کنشگر تمدنی معرفی کند که چیزی برای عرضه دارد، نه صرفا کشوری که به دنبال مصرف کالا و فناوری و فروش مواد خام است.
دکتر حامد وفایی، عضو هیئت علمی و مدیرکل روابط بین الملل دانشگاه تهران: ایران در ذهن تاریخی چینیها با نام «پارس» شناخته میشود؛ نامی که بار فرهنگی و تمدنی بسیار مثبتی دارد. نسخههای خطی قرآن با حاشیهنویسی فارسی، مساجد تاریخی چین و حضور متون ادبی فارسی مانند گلستان سعدی نشان میدهد که اسلام و فرهنگ ایرانی نقش محوری در شکلگیری تمدن اسلامی چین داشتهاند.
گردشگری صرفا بازدید از آثار تاریخی نیست، بلکه شامل گردشگری دانشگاهی، پزشکی و فرهنگی نیز میشود. ایران فاقد زیرساختهای لازم برای پذیرش گردشگر چینی است، درحالیکه با برنامهریزی ساده اما کلان، میتوان اقتصاد کشور را متحول کرد و اراده سیاسی حلقه مفقوده این ظرفیت عظیم است.
دکتر علیرضا شاهمیرزایی، معاون سابق تجارت وزارت صمت: برخی مسئولین، آگاهانه یا ناآگاهانه، کشور را در یک بنبست یکطرفه در تعاملات بینالمللی گرفتار کردهاند. اصل تعامل جهانی که مورد تایید همگان است، صرفا به «تعامل با چند کشور غربی» فروکاسته شده است. هرگاه صحبت از همکاری با بازیگرانی خارج از این دایره، مانند چین یا روسیه، به میان آمده، با مقاومتهای ساختاری و ذهنی روبهرو شدهایم.
هر زمان در کشور توانستیم به این سوال پاسخ دهیم که در کشور ما چه فردی متولی اصلی راهبری تعاملات با چین است، آن گاه میتوانیم بررسی کنیم که آیا مسئولین ایرانی مقصر بودهاند یا مسئولین چینی». بدون عبور از غربمحوری ذهنی و بدون تعیین صریح متولی واحد، مقصریابی نوعی فرافکنی است.
انتهای پیام/



