پروین اعتصامی؛ صدایی که خواستند شنیده نشود

|
۱۴۰۵/۰۱/۱۷
|
۰۹:۱۱:۴۸
| کد خبر: ۲۳۲۷۴۸۹
پروین اعتصامی؛ صدایی که خواستند شنیده نشود
برنا- گروه استان‌ها: در تاریخ ادبیات فارسی، برخی صدا‌ها نه به‌سبب ضعف، بلکه به‌دلیل اراده‌ای بیرونی برای نشنیده ماندن، به حاشیه رانده شده‌اند. پروین اعتصامی، شاعر برجسته معاصر، از جمله این صداهاست؛ صدایی آرام، اما استوار. بازخوانی شعر و کنش اجتماعی او نشان می‌دهد که استقلال اخلاقی و صراحت بیانش، نه حاصل گوشه‌نشینی، که نتیجه انتخابی آگاهانه در روزگاری است که برخی صدا‌های مستقل، تعمداً به سکوت حواله می‌شدند.

به‌گزارش خبرگزاری برنا از کرمانشاه؛ علی‌رضا شهرستانی: این سطور، با الهام از بیانات امام شهید امت ـ مقام معظم رهبری ـ درباره جایگاه فرهنگی و تاریخی پروین، تلاشی است برای بازخوانی دوباره سیمای او؛ شاعری که میان عفت کلام، تعهد اجتماعی و استقلال فکری، نسبتی قابل‌ستایش پدید آورد.

بیست‌وپنجم اسفند، روز بزرگداشت پروین اعتصامی، فرصتی برای مرور اشعار پرمغز اوست. پروین اعتصامی در سال ۱۲۸۵ خورشیدی در خانواده‌ای اهل فرهنگ و ادب به دنیا آمد؛ در محیطی که شعر و اندیشه جزئی از زیست روزمره بود.  

با این حال، پرسشی بنیادین همچنان باقی است: چرا از میان شاعران معاصر، آثار پروین بیش از دیگران نیازمند بازخوانی است؟ پاسخ را باید در شکاف میان تصویر رایج از او ـ شاعری اخلاق‌گرا، آرام و کم‌حاشیه ـ و واقعیت تاریخی زندگی و شعرش جست‌وجو کرد. این نگاشته می‌کوشد با توجه به زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی عصر پروین، ابعادی کمتر دیده‌شده از شخصیت و شعر او را روشن کند.

صدایی که خواستند شنیده نشود

برخی صداها را با حذف مستقیم خاموش نمی‌کنند، بلکه طوری روایت می‌کنند که شنیده نشوند. پروین اعتصامی از همین صداها بود؛ شاعری که با همه استواری و روشنی سخنش، در سایه نگه داشته شد. سکوت او در برابر هیاهوی زمانه، نه از سر انفعال، که انتخابی آگاهانه بود؛ انتخابی در نسبت با قدرت، عدالت و حقیقت.  

این معنا، در دیداری به تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۹۳ جلوه‌ای زنده یافت؛ آن‌جا که امام شهید امت در بستر بیماری، در پاسخ به احوال‌پرسی اهالی فرهنگ و ادب، برای بیان مقام رضا و توکل، این ابیات نغز را بر زبان جاری کردند:

هر بلایی کز تو آید رحمتی است  

هر که را رنجی رسد، آن راحتی است  

زان به تاریکی گذاری بنده را  

تا ببیند آن رخ تابنده را

ناآشنایی حاضران با نام شاعر، مجالی شد تا ایشان با درنگی معنادار، غبار از چهره پروین برگیرند و بر واقعیتی تاریخی انگشت بگذارند:  

«پروین، شاعری است که سعی شده چهره‌اش پوشانده شود.»

رهبر انقلاب اعلی‌الله مقامه با اشاره به فضای روشنفکری پیش از انقلاب، تأکید کردند:  

«جریانی خاص می‌کوشید با برجسته کردن فروغ فرخزاد به‌عنوان چهره روشنفکر و تقلیل دادن پروین به “شاعر نخود و لوبیا”، جایگاه رفیع او را تخریب کند.»

آن‌گونه که ایشان یاد کردند، پروین «نه شاعرِ پستوی خانه، بلکه صدای بلند حکمت و سیاست در زمانه استبداد» بود؛ صدایی که از موضع اخلاق به نقد قدرت می‌پرداخت و همین، شنیده‌نشدنش را برای برخی ضروری می‌ساخت.

سکوت پروین، نه نشانه انفعال، بلکه انتخابی اخلاقی بود؛ سکوتی برخاسته از کرامت انسانی. او نه اهل جنجال بود و نه هم‌نوا با قدرت؛ داوری را به شعر سپرد و شعرش، بی‌ادعا، زبان عدالت شد.

پروین و فاصله از دربار

پروین شاعری است که به سرودن شعر محدود نماند. یکی از نکات کمتر دیده‌شده در زندگی او، نحوه مواجهه‌اش با قدرت سیاسی زمانه است. اسناد تاریخی نشان می‌دهد که او در دو بزنگاه مهم، استقلال رأی خود را آشکار کرد: نخست، امتناع از پذیرش «نشان درجه سه لیاقت» از سوی دولت وقت، و دوم، نپذیرفتن پیشنهاد تدریس به ولیعهد که از سوی رضاشاهِ مستبد مطرح شده بود.

این تصمیم‌ها، در شرایطی که بسیاری از روشنفکران و شاعران یا به چاپلوسی روی می‌آوردند یا در سکوت فرو می‌رفتند، نشانه پرهیز آگاهانه او از پیوند با قدرت سیاسی و نوعی مقاومت مدنی بود.

بازتاب این استقلال را می‌توان در صریح‌ترین اشعار اجتماعی او دید؛ آنجا که «صاعقه» را استعاره‌ای از خشونت ساختاری می‌سازد:

صاعقه ما ستم اغنیاست  

زان‌که فغان فقرا بی‌صداست

در این نگاه، شعر پروین از سطح اندرز فراتر می‌رود و به موضعی روشن در برابر نظم ناعادلانه بدل می‌شود؛ زبانی آرام، اما استوار. او حتی در مناظره‌های مشهورش، چون «مور و پیل» یا «دزد و قاضی»، بی‌آنکه شعار دهد، ساختار سلطه و نابرابری را به چالش می‌کشد.

مرگ مشکوک پروین 

پروین اعتصامی بامداد شانزدهم فروردین ۱۳۲۰ در سی‌وچهارسالگی درگذشت. علت مرگ او «حصبه» اعلام شد، اما نبودِ گزارش‌های دقیق پزشکی و هم‌زمانی این رخداد با دوران اوج شهرت و نفوذ اجتماعی‌اش، از همان آغاز پرسش‌هایی را برانگیخت. به‌گفته‌ی دکتر محمدرضا سنگری، پروین در سال‌های پایانی زندگی با نپذیرفتن نشان لیاقت و رد دعوت دربار برای آموزش ولیعهد، آگاهانه فاصله‌ی خود را از قدرت سیاسی حفظ کرد؛ تصمیمی که در فضای اقتدارگرای آن دوران بی‌هزینه نبود. هرچند سند قطعی درباره‌ی چگونگی درگذشت او وجود ندارد، همین زمینه‌ها سبب شده است که مرگ پروین در نگاه شماری از پژوهشگران، صرفاً یک واقعه طبیعی تلقی نشود.

از تردید و انکار تا تثبیت در حافظه ادبی ایران

اگر در زمان حیات، صدای پروین نادیده گرفته شد، پس از درگذشتش در سال ۱۳۲۰ این نادیده‌انگاری صورتی تازه یافت. درست در زمانی که می‌بایست نام او در حافظه ادبیات معاصر تثبیت شود، موجی از تردیدها و شبهه‌ها درباره اصالت اشعارش پدید آمد. برخی کوشیدند شعر او را به نام دیگران بنویسند یا دست‌کم در نسبت میان «شاعر» و «شعر» تردید ایجاد کنند. این شبهه‌افکنی‌ها در ظاهر بحثی ادبی بود، اما در عمق، به حاشیه راندن یکی از معدود صداهای زنانه مستقل در ادبیات معاصر را رقم می‌زد.

در این میان، روایت آزمون مشهور ملک‌الشعرای بهار معنای ویژه‌ای می‌یابد؛ آزمایشی که در آن، پروین با دو واژه «محتسب» و «مست» قطعه‌ای ماندگار سرود با مطلع:

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت

این روایت ـ فارغ از جزئیات روایی آن ـ گواهی روشن بر اصالت و توان فکری اوست و نشان می‌دهد پشت این شعر استوار، ذهنی مستقل و خلاق حضور دارد. بدین‌ترتیب، مسیر پروین از انکار و تردید، به‌تدریج به سوی تثبیت در حافظه ادبی ایران پیش رفت؛ آن‌چنان‌که امروز نام او نه تنها در کتاب‌های درسی، بلکه در حافظه جمعی دوستداران ادب فارسی نیز جایگاهی استوار یافته است.

آرامش در پناه معنا

پروین اعتصامی در پانزدهم فروردین ۱۳۲۰، در سی‌وچهار سالگی، چشم از جهان فروبست و در جوار حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (سلام‌الله‌علیها) در قم به خاک سپرده شد. ابیات حک‌شده بر سنگ مزارش، فروتنی و صداقت زیست شاعرانه او را بازتاب می‌دهد:

صاحب آن همه گفتار امروز  

سائل فاتحه و یاسین است

این سادگی در مرگ، ادامه همان زیست شریفانه‌ای بود که در زندگی برگزیده بود.

پروین اعتصامی نمونه شاعری مستقل است که شعر را به خدمت قدرت نسپرد و صدای عدالت، اخلاق و کرامت انسانی را، بی‌هیاهو اما ماندگار، حفظ کرد. بازخوانی شعر و زیست او، نه صرفاً یک انتخاب ادبی، بلکه ضرورتی فرهنگی برای فهم بخشی از تاریخ ناگفته ادبیات معاصر ایران است؛ تاریخی که در آن برخی صداها را خواستند نشنوند، اما خاموش نشدند.

امروز بیش از هر زمان دیگری، به بازخوانی چنین صداهایی نیاز داریم؛ صداهایی آرام، اما استوار، که اگرچه خواستند شنیده نشوند، در حافظه تاریخی این ملت ماندگار شده‌اند.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر