وقتی شهر یک‌صدا شد؛ روایتی از جنگ رمضان در آیینه مردم

|
۱۴۰۵/۰۱/۲۲
|
۱۰:۴۵:۵۴
| کد خبر: ۲۳۲۸۹۷۱
وقتی شهر یک‌صدا شد؛ روایتی از جنگ رمضان در آیینه مردم
برنا- گروه استانها: شهر، این روزها حال و هوای دیگری دارد. خیابان‌هایی که شاید تا چندی پیش هر رهگذری بی‌تفاوت از کنار دیگری عبور می‌کرد، حالا صحنه سلام‌هایی از سر آشنایی، نگاه‌هایی از جنس همدلی و دست‌هایی است که بی‌هیچ چشمداشتی برای یاری یکدیگر دراز می‌شود. جنگ رمضان، با همه تلخی‌ها و نگرانی‌هایش، روایت دیگری هم دارد؛ روایتی که در آن مردم، بار دیگر معنای «ما» را به جای «من» نشاندند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری برنا از قزوین؛ از نخستین ساعات آغاز بحران، میدان‌ها و خیابان‌ها تنها محل عبور خودروها نبودند؛ به صحنه حضور مردمی تبدیل شدند که آمده بودند تا نشان دهند امنیت، آرامش و عزت یک سرزمین تنها بر دوش نیروهای نظامی نیست، بلکه مردم نیز بخشی از این اقتدار هستند.

پدر میانسالی که همراه دو فرزندش در یکی از تجمع‌های مردمی حضور یافته، می‌گوید: آمده‌ام بچه‌هایم ببینند وطن فقط یک اسم روی نقشه نیست. وقتی کشور در شرایط سخت قرار می‌گیرد، همه ما مسئول هستیم. شاید حضور ما کار نظامی نباشد، اما همین کنار هم بودن، امید می‌آفریند.

چند قدم آن‌سوتر، بانوی سالمندی که پرچم ایران را در دست گرفته، با چشمانی اشک‌آلود می‌گوید: سال‌های سخت را دیده‌ام. هر وقت مردم کنار هم بوده‌اند، هیچ دشمنی نتوانسته ما را بشکند. این اتحاد از هر سلاحی قوی‌تر است.

در میان جمعیت، جوانانی دیده می‌شوند که شاید تا دیروز دغدغه‌هایشان تنها دانشگاه، کار یا آینده شخصی بود؛ اما امروز از مسئولیت اجتماعی سخن می‌گویند.

یک دانشجوی ۲۲ ساله معتقد است: جنگ رمضان به ما یاد داد که اختلاف سلیقه نباید ما را از منافع ملی دور کند. وقتی پای ایران در میان باشد، همه کنار هم می‌ایستیم.

اما تأثیر جنگ رمضان تنها در خیابان‌ها دیده نمی‌شود. بسیاری از شهروندان معتقدند این روزها، جامعه مهربان‌تر شده است؛ صف‌های اهدای خون طولانی‌تر، کمک‌های مردمی گسترده‌تر و مشارکت در فعالیت‌های داوطلبانه چشمگیرتر از همیشه شده است.

یکی از کسبه بازار می‌گوید: چند روز است مردم بیشتر از گذشته حال همدیگر را می‌پرسند. اگر کسی مشکلی داشته باشد، بقیه زودتر برای کمک پیش‌قدم می‌شوند. انگار دوباره همسایه‌ها یکدیگر را پیدا کرده‌اند.

کارشناسان علوم اجتماعی همواره بر این باورند که در بزنگاه‌های تاریخی، سرمایه اجتماعی فرصت بروز پیدا می‌کند. آنچه امروز در کوچه‌ها و خیابان‌ها دیده می‌شود، بیش از هر چیز بازسازی اعتماد و احساس تعلق اجتماعی است؛ سرمایه‌ای که شاید در روزهای عادی کمتر به چشم بیاید، اما در روزهای سخت، بزرگ‌ترین پشتوانه یک ملت محسوب می‌شود.

معلم بازنشسته‌ای که برای توزیع بسته‌های حمایتی داوطلب شده، می‌گوید: «گاهی بحران‌ها به ما یادآوری می‌کنند که چقدر به هم نیاز داریم. شاید مهم‌ترین دستاورد این روزها همین باشد که مردم دوباره همدیگر را باور کرده‌اند.

در کنار این همدلی، برخی شهروندان از کاهش ناهنجاری‌های اجتماعی نیز سخن می‌گویند. به اعتقاد آنان، افزایش حس مسئولیت‌پذیری، حضور خانواده‌ها در فعالیت‌های جمعی، تقویت ارتباطات اجتماعی و مشارکت در امور خیرخواهانه، فضای جامعه را آرام‌تر کرده است.

یک راننده تاکسی می‌گوید: این روزها کمتر شاهد دعوا و تنش هستم. مردم بیشتر از گذشته با هم مدارا می‌کنند. انگار همه می‌دانند که الان وقت اختلاف نیست.

شاید مهم‌ترین دستاورد جنگ رمضان را باید در شکل‌گیری نوعی «مقاومت عمومی» جست‌وجو کرد؛ مقاومتی که تنها در میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کند، بلکه در صبر مردم، همراهی خانواده‌ها، امیدآفرینی رسانه‌ها، فعالیت داوطلبان، کمک خیران و احساس مسئولیت شهروندان نیز متجلی می‌شود.

جوانی که به‌صورت داوطلبانه در یک گروه مردمی فعالیت می‌کند، می‌گوید: مقاومت یعنی هر کسی هر کاری از دستش برمی‌آید انجام دهد؛ یکی خون اهدا می‌کند، یکی کمک مالی می‌کند، یکی امید می‌دهد و یکی فقط اجازه نمی‌دهد ناامیدی در جامعه گسترش پیدا کند.

جنگ رمضان، اگرچه با دشواری و نگرانی همراه بود، اما در دل خود تصویری ماندگار از انسجام ملی را نیز به ثبت رساند؛ تصویری از مردمی که نشان دادند در روزهای سرنوشت‌ساز، اختلاف‌ها رنگ می‌بازد و آنچه باقی می‌ماند، عشق به ایران، احساس مسئولیت و ایستادن کنار یکدیگر است.

شاید سال‌ها بعد، وقتی از جنگ رمضان سخن گفته شود، در کنار روایت‌های نظامی و سیاسی، این تصویر نیز در حافظه جمعی ایرانیان باقی بماند؛ تصویری از مردمی که با حضور، همدلی و همبستگی، معنای واقعی مقاومت را نه فقط در میدان نبرد، بلکه در متن زندگی روزمره به نمایش گذاشتند.

گزارش: زینب کلهر 

انتهای پیام

نظر شما
captcha
پیشنهاد سردبیر