آیین سوگ «امینِ ایران» در تالار وحدت برگزار شد
به گزارش گروه فرهنگ و هنر برنا؛ امروز ۲۳ فروردین ماه، آیین سوگ شهادت آیتالله سیدعلی خامنهای رهبر معظم انقلاب با عنوان «امینِ ایران» در تالار وحدت برگزار شد.
در این مراسم سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نیکنام حسینیپور مشاور وزیر و رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاعرسانی، زهرا بهروزآذر معاون امور زنان و خانواده نهاد ریاست جمهوری، رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی، محمدرضا نوروزپور معاون امور رسانهای و تبلیغات، الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، مهدی شفیعی معاون امور هنری، محسن جوادی معاون فرهنگی، بابک رضایی مدیرکل دفتر موسیقی، محمد الهیاری مدیرعامل بنیاد رودکی، احمد مسجدجامعی، حمیدرضا نوربخش، محمدمهدی عسگرپور، محسن علی اکبری، نمایندگان اقلیتهای دینی و جمعی از اهالی فرهنگ حضور داشتند.
️این آیین که نامگذاری آن، برگرفته از تخلص «امین» است که رهبر شهید انقلاب برای سرودههای خود انتخاب کرده بودند؛ به یاد آن شهید والامقام و شهدای این خاک پهناور برپا شد.
در برنامه «امینِ ایران» جمعی از اهالی فرهنگ و هنر، با خوانش اشعار، سوگنوشتهها و بیان خاطرات، به ادای احترام ایشان و فرزندان شهید ملت ایران پرداختند.
نوازندگی سنج و دمام پیش از آغاز رسمی برنامه، نمایش تصاویر شهدای دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب و برگزاری کارگاههای هنری نقاشی از بخشهای جنبی این رویداد بود.
در ابتدای مراسم سرود ملی کشورمان توسط ارکستر ملی به رهبری همایون رحیمیان اجرا شد.
در این مراسم افشین علا، شاعر با ذکر خاطرهای از رهبر شهید انقلاب، ابیاتی را به ایشان تقدیم کرد و گفت: آخرین خاطرهای که از محضر رهبر انقلاب دارم مربوط به سال قبل است. در نماز روز یکشنبه مشرف شده بودم. پس از نماز ایشان زمان خداحافظی این کمترین را مورد تفقد قرار دادند و خواستند اگر نکتهای دارم بگویم. مدتها بود که فکر میکردم آقای ما به سن کهنسالی رسیدهاند و همسن امام راحل هستند. گفتم راضی نیستم سر پا بایستید. ایشان با همان تواضع و محبت پیرامون نکتهای فرهنگی که مرا آزار میداد ۱۰ دقیقه سخن گفتند.
وی افزود: از این سخنان فیلمها و تصاویری ثبت شد و امیدوارم در یورش وحشیانه قوم مغول به مسکن رهبر انقلاب، اسناد و فیلمها از این دیدارها حفظ شده باشد، نه به خاطر شخص من بلکه به خاطر اینکه همگان بدانند مرجع ما کیست و چه مسئولیت سنگینی دارد، که نه تنها در ایران بلکه در جهان اسلام اثرگذار است.
علا بیان کرد: با وجود سختیهای ناشی از فشارهای دلسنگ و خستگی، این نکته برای کاهش بارِ دلِ خسته از من مطرح شد و قصد داشتم با همان انصاف و محبت عمل کنم.
وی گفت: درد من از این است که برخی افراد در نظام هنوز هم وجود دارند که به ما فحاشی میکردند؛ در عین حال اکنون عزادار امام خود هستند. من قصد داریم شعرهایی در مدح شهدای مظلوم بخوانم.
علا افزود: در محفلی دیگر با حضور دکتر صالحی و دیگر یاران رهبر شهید درد دلها خواهیم داشت.
وی در ادامه ابیاتی را در وصف امام شهید خواند.
حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ایران در این آیین ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت رهبر معظم انقلاب و دانشآموزان مدرسه شجره طیبه میناب، سرداران و فرماندهان شهید اظهارداشت: برخلاف برخی از هنرمندان و افراد، خاطرات خصوصی از رهبر معظم انقلاب ندارم.
وی گفت: از گفتار و خاطرات شنیدهشده درباره رهبر معظم انقلاب، به ویژه از اشخاصی که سالها با ایشان آشنا بودهاند، به ویژه در حوزه موسیقی، اشراف و شناخت ممتاز ایشان از موسیقی تأیید میشود.
نوربخش افزود: رهبر معظم انقلاب، یک منتقد و صاحب نظر جدی موسیقی بود، موسیقیشناس و دارای دید فنی بالا در این حوزه بودهاند و در دیدارهای دهه ۷۰ با بیانات فنی درباره موسیقی و آثار شاخص جهانی و تأثیراتشان، تسلط و اهمیت دیدگاههای موسیقیشناسی را نشان دادهاند.
مدیرعامل خانه موسیقی ایران بیان کرد: در مسیر موسیقی، رهبری همچون داوود پیرنیا بنیانگذار برنامه گلها و مرحوم استاد ابتهاج (سایه) بودند و برنامههای موسیقایی را به طور مستمر با مشورت و بهرهگیری از نظر صاحبنظران موسیقی پیگیری میکردند و این مباحث را در درس خارج و ذوقی دنبال کردهاند.
وی با اشاره به جنایات نیروهای آمریکایی صهیونیستی علیه کشورمان اظهارداشت: جنگ رمضان، با جنایت هولناکی از سوی اشرار عالم شروع شد، شهادت دانشآموزان شجره طیبه میناب تابلوی برای همیشه تاریخ است. این رویداد به عنوان تابلویی ابدی از رسوایی شجره خبیث رخ داد.
نوربخش با اشاره به انسجام ملی ایجادشده در پی جنگ تحمیلی سوم گفت: جنگ رمضان، از ابتدا هویت و موجودیت ایران را نشانه گرفته بود، برخی زود دریافتند که چنین بوده و خیلی از آنها تغییر موضع دادند و برگشتند و ایران به یک پیکره واحد تبدیل شد و رعشه بر اندام دشمن انداخت و خیالهای باطل را ناکام گذاشت.
وی از این وحدت و همدلی کشور به عنوان رمز بقای ایران یاد کرد و گفت: همه اقشار هنرمند و مردم وظیفه خود را انجام دادهاند و کمپین «جان فدایی» با گسترهای فراگیر به اجرا درآمده است.
مدیرعامل خانه هنرمندان ایران با تاکید بر رعایت حقوق مادی و معنوی آثار هنری و موسیقایی گفت: آثاری مانند "ای ایران ایران" که در این برنامه اجرا شد، و مورد تفقد رهبری قرار گرفته است با آهنگسازی محمد سریر، اجراهای محمد نوری و شعر تورج نگهبان جاودانه شدهاند، باید مورد توجه و حفظ قرار گیرد. آثارِ ساختهشده ایرانی در حافظه مردم پایدار است و امیدوارم ایران و مردمش پیروز و سلامت بمانند.
شاعری که میخواست دو شعر بخواند
ناصر فیض، شاعر در این مراسم با مرور خاطراتش از رهبر شهید بیان کرد: ناصر فیض شاعر نیز در این آیین با اشاره به خاطراتی از رهبر معظم انقلاب اظهارداشت: دیدار با ایشان سرشار از ظرافت بلاغت و هوشمندی بود. کسانی که فرصت دیدار با رهبر انقلاب را پیدا کردند، خاطرههای فراوانی خواهند داشت و آیندگان برای تحلیل آنها خواهند کوشید.
وی گفت: در یکی از جلسات دیدار با رهبر انقلاب، طبق قاعده شعرخوانی، نوبت به من رسید؛ جلسه عصر بود و جوانی خواست دو شعر بخواند. مجری جلسه به جوان گفت دو شعر بخوان. شاعر گفت اگر رهبر اجازه بدهند یک شعر درباره شما بخوانم. استقبال کردند و شعر نخست را در موضوع توحید آغاز کرد؛ آن شعر با احترام پذیرفته شد و به کار خواننده ادامه یافت. رهبر انقلاب استقبال نمیکردند که درباره خودشان شعری خوانده شود. ایشان یکبار در واکنش گفتند حیف این ذوق نیست؟ شاعر جوان شعر دوم خودش را خواند که سرتا پا اعتراض به مسائل فرهنگی، سیاسی و... بود. شعر که تمام شد رهبر انقلاب فرمودند این شعر هم که درباره ما بود.
فیض افزود: شعری که جوان خواند، سراسر اعتراض اجتماعی-سیاسی داشت و مخاطبان بسیار آن را تشویق میکردند. با اینکه احساس اعتراض داشت، هیچ اشکالی نبود.
وی بیان کرد: در پایان، رهبر فرمودند که این شعر درباره ما بود و جایگاه و نگاه درستی دارد؛ مخاطبان پذیرفتهشدند و دیگران نیز شنیدند.
او در ادامه شعری را به رهبر شهید تقدیم کرد.
ایشان به دریافت مدالهای متعددی مفتخر شدند
مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در این مراسم گفت: برای بزرگداشت چهلمین روز شهادت شخصیتی این برنامه برگزار شده که بی بدیل بوده است. ایشان مفتخر بودند و مفتخر شدند به دریافت مدالهای متعددی که شرافتمندان و آزادگان زمین به داشتن یکی از آنها مباهات میکردند. اما رهبر شهید همه این مدالها را روی سینه نصب و به گردن آویختند. قبل از پیروزی انقلاب در دوران منحوس پهلوی، ایشان افتخار مبارزه با نظام طاغوت را داشتند. در ان نظام بارها دستگیر و به زندان افتادند و مورد شکنجه قرار گرفته و تبعید شدند و هریک از اینها مدال افتخار برای انسانی شریف و مجاهد فی سبیل الله است.
وی افزود: پس از پیروزی انقلاب ایشان افتخارات متعددی داشتند. با شروع جنگ مدال رزمندگی را بر سینه نصب کردند. با لباس رزم از میدان جهاد به تهران میآمدند و خطبه نماز جمعه میخواندند. ایشان در ادامه مفتخر به جانبازی به دست یک گروهک شریر شدند و دست مبارکشان آسیب جدی دید و تا مرز شهادت رفتند و معجزه آسا به حیات بازگشتند و نهایتا پر افتخارترین و زیباترین مدال، مدال شهادت که توسط خبیثترین انسانهای روی زمین در زمانه ما بر گردن ایشان آویخته شد. شخصیتی را در ذهنم ندارم که همه این مدالهای افتخار را یکجا کسب کرده باشد و این چیزی است که با چشم مادی دیدیم.
فضائلی با تاکید بر این که مدالهای حقیقی و واقعی خدای متعال را نمیبینیم بیان کرد: در یک جمعی از اهالی روزنامه نگاران خدمت ایشان در سال ۹۷ رسیدیم. از همین جلساتی که ایشان پنجشنبه شبها با هدف شنیدن تشکیل میدادند. ایشان فرمودند در این جلسات فقط میشنوم و بنای صحبت ندارم و نکاتی را میفرمودند. هنر شنیدن برای یک مسوول و شخصیتی در آن جایگاه درس مهمی برای همه مسوولان کشور است که آماده شنیدن باشند.
وی ادامه داد: در آن جلسه نکات مختلفی بیان شد و ایشان بر بحث رعایت اخلاق در رسانههای کشور تاکید کردند که توسط یکی از اعضا مطرح شد. ایشان یک مصداق را فرمودند که قول بدون علم بود. آنچه علم ندارید منتشر و ابراز نکنید. چقدر امروز مسائل جاری ما در فضای مجازی و غیر مجازی مصداق قول به غیر علم است و چه حرفهای بی مبنایی که منتشر شده و میشود که پایه برخی نکات منفی درباره نظام و افراد است.
فضائلی تاکید کرد: اقای نوربخش به کتاب غنا اشاره کردند. ایشان وقتی درسهای خارج را درباره غنا شروع کردند مدتی را به فتواها از مراجع و... اختصاص دادند و حدود ۷۰ تا ۸۰ جلسه درس خارج ایشان درباره غنا طول کشید.
وی افزود: رهبر انقلاب سالهای بسیاری روی تشکهای ابری کنار مهمانها مینشستند و از سال ۹۰ پزشکان ایشان را از نشستن روی زمین منع کردند و از آن زمان روی صندلی مینشستند و این منع به قدری شدید بود که در نماز هم توصیه میشد. امیدواریم روح این امام شهید با انبیا همراه باشد و امیدوارم ما ادامه دهنده این راه باشیم. اینکه یک رهبری برای سربلندی کشور خود و عزیز ماندن ملت خود تا پای جان ایستادگی کند مسئله کوچکی نیست. این ایستادگی پای عزت و شرافت ایران و ملت تا پای جان و چشیدن شهد شهادت باید توسط صاحبان تریبون و هنرمندان را متوجه این مسوولیت کند و این ایستادگی را بتوانیم پاس بداریم.
در کشوری هستم که رهبرش با شعرا و ادبا قرارهای منظم داشت
مهدی قزلی داستان نویس که دیگر سخنران مراسم بود بیان کرد: قرار بود ۱۰ سال دیدار شعرای نیمه رمضان با رهبر انقلاب را من بنویسم و ۹ دیدار را نوشتم. این دیدارها اینگونه بود که رهبر انقلاب قبل از نماز کتابهای شعرا را میدیدند و پس از نماز گفتوگو میکردند. رهبر انقلاب بسیاری از این کتابها را دیده بودند و هدیه دهنده کتاب را میشناختند.
وی افزود: من در حد خود دستی بر قلم دارم و نویسندهای معمولی هستم. آرزوی نویسندهها این است که کسی که در این سطح از فرهیختگی است فارغ از جایگاه سیاسیای کاش آثار مرا هم ببیند. گذشت تا در یکی از این دیدارها همه به سفره افطار رفتیم و حضرت آقا به من که رسیدند وقتی سلام کردم گفتند سلام آقای قزلی و وقتی نشستم متوجه شدم که مواجه با ابهت این مرد چقدر سخت است.
قزلی تاکید کرد: وقتی افطار کردیم قند به خون رسید و خون به مغز و کم کم فهمیدم آقا من را به نامی که با شوخی در کتابم با اسم من شده یعنی قَزلی شوخی میکند و با این جزییات کتاب مرا خوانده است. وقتی تقریظ بر این کتاب درآمد متوجه شدم نگاه ایشان حرفهای است.
وی ادامه داد: یکبار در سفر خارجی به یک برنامه ادبی بین المللی یک بنده خدایی گفت چطوری با ایرانی بودن؟ گفتم در تاریخ و جغرافیایی هستم که شما آرزوی انرا دارید. ما امکان ندارد بخواهیم آدرسی به هم بدهیم امکان ندارد نام یک ادیب یا شهید را بیان نکنیم. من در کشوری هستم که رهبرش با شعرا و ادبا قرارهای منظم دارد. من در بومی هستم که شخص اول مملکت در دهه دوم زندگی حداقل یک هزار عنوان رمان خوانده است. گفتم در کشوری هستم که مهمترین رویداد بین المللی و فرهنگی آن نمایشگاه کتاب و حضور رهبر در این رویداد است. کشوری که دفتر رهبر آن کتابخانه است. شخص مقابل من گفت حتما میخواهی بگویی کتاب تو را هم خوانده و گفتم بله کتاب من را خوانده و بر کتابم نوشته است.
از میزان احسنت گفتن ایشان میفهمیدم چقدر موفق بودم
احمد ابوالقاسمی، قاری بینالمللی کشور نیز گفت: قاریان قرآنی افتخار داشتند در جلساتی که سالی یکبار بیش از ۵ ساعت طول میکشید حضور یابند. رهبر انقلاب ۵ ساعت تلاوت گوش میکردند. در یک جلسه کاری چند دقیقهای باید خدمت فرزند ایشان که امروز زیر پرچم ایشان زندگی میکنیم رسیدم و ایشان فرمودند رهبر فقید که از ساعت ۵ صبح به دفتر کار میشوند اول تلاوت قرآن پخش میشود و در زمان استراحت هم تلاوت قرآن قطع نمیشود.
وی افزود: من بیش از ۴۰ سال این جلسه را تجربه کردم ۱۰۰ بار در محضر ایشان تلاوت کردم و جالب است ایشان حافظه عجیبی داشتند و به اعضای دفتر تماس میگرفتند که اول تلاوت اینگونه عمل کن که این بخش تخصصی را یک قاری که ۴۰ سال کلاس رفته متوجه میشود. یکبار مرا صدا کردند که آن نکته را شنیدی یکبار خودم هم میگویم و این مهم است که یاد ایشان مانده است و عجله نکن. تا این حد ریزبینی داشتند.
ابوالقاسمی گفت: از میزان احسنت گفتن ایشان میفهمیدیم چقدر موفق بودم. با حساب و کتاب بود. دو سوال دارم آیا تلاوت من مطابق با معنا هست یا نه؟ تا آمدم از ایشان سوال کنم فرمودند خیلی با توجه به معنا میخوانی. خواستم درباره مقامات سوالی بپرسم که جواب دادند خوب میخوانی. سال ۸۵ باز آمدم و سوال بود برایم که تا کی باید بخوانم و دوست داشتم سمت مفاهیم بروم. پیش ایشان رفتم دعا میکردم یکی قبل از من چفیه بگیرد و انگشتر از ایشان بگیرم. گفتند آقای ابوالقاسمی تلاوت شما سه برابر جای رشد دارد و من حواسم به انگشتر بود و برای سومین بار نپرسیده گفتند نکند تلاوت را کنار بگذاری و به من انگشتر دادند.
این قاری ادامه داد: شیرینترین خاطره من از نزدیک دیدن ایشان بود. آنچه در تصاویر هست با حضورشان فرق دارد. صورتم را پیش بردم و زیر گلوی من حنجرهام را بوسیدند که این برای من یک مدال بود.
امیدوارم دعای خیر رهبر انقلاب همواره همراه ما باشد
آقا فرمودند هر چه بیشتر نهجالبلاغه امام علی (ع) را بخوانید
محمدرضا دوست محمدی طراح گرافیک و تصویرگر به نمایندگی از هنرمندان هنرهای تجسمی در این آیین خاطرات خود از دیدار با رهبر معظم انقلاب را بیان کرد.
وی اظهار داشت: خرسندم که در این آیین افتخار و قدردانی از حضور رهبر شهید را داشتهام. ابتدا گمان میکردم که رهبر انقلاب مانند برخی پزشکان با افراد و اقشار خاصی مانند شاعران و سینماگران دیدار میکنند و دیداری با هنرمندان تجسمی ندارند.
دوست محمدی گفت: در نهایت دیدار نصیب ما شد، در خانه ما یک اتفاق خانوادگی درباره انتخاب نام فرزند رخ داد: سه نام سلمان، یوسف و صدرا مطرح شد. فرزندان دخترم از من خواست که نام فرزند پسرم را از آقا بگیرم.
وی افزود: جلسه مانند جلسات غروب برگزار شد، حدود ۱۵ تا ۱۶ نفر حضور داشتند، نماز خواندیم و با دقت بیشتری به جزئیات توجه میکردیم. پرسش من درباره اولویتبندی مسائل فرهنگی برای کودکان خردسالِ مهد آمریکا/ایران مطرح شد. آقا فرمودند کتابی با محوریت استراتژی اولویتهای فرهنگی در سیره اهل بیت را مطالعه کنید و هر چه بیشتر نهجالبلاغه امام علی (ع) را بخوانید تا تشخیص درست را بیابید.
دوست محمدی اظهار داشت: از یک شرکتکننده سؤال شد که در حوزه فرهنگ کسی مثل حاجقاسم معرفی کند تا به او پیوسته کار کنیم. پاسخ آقا این بود که خود فرد باید با خدا ارتباط بگیرد و مطالعه و فهم خود را تبیین کند و پرچم را با بودجه و نظر درست بردارد. برایم درس بزرگی بود که با توجه به شرایط، خودمان اهل مطالعه و فهم باشیم و به درستی حرکت کنیم و بسازیم.
این گرافیست در پایان بیان کرد: با توجه به وضعیت جلسه، سعی کردم سه نام سلمان، صدرا و سلمان را خدمت آقا بگویم تا نامی را انتخاب کنند و ایشان نام سلمان را انتخاب کردند. خانم من خرمایی به من داد تا رهبر انقلاب بر آن دعا بخوانند. با وجود محدودیت زمان، از این لحظه تاریخی و حماسی قدردانی میکنم و از خدا میخواهم درک درست بودن حضور در ایران را به من بدهد و اینکه بتوانم حرفهایم را به عمل تبدیل کنم.
انتهای پیام/