روی پل، کنار ریل، پای دکل؛ وقتی موسیقی جانش را وسط گذاشت
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ در روزهایی که جنگ، ترس و بیثباتی، سایهاش را بر زندگی روزمره مردم انداخته بود، بسیاری از فعالیتهای فرهنگی به حالت تعلیق درآمدند؛ سالنهای کنسرت خاموش شدند، اجراها لغو شدند و مخاطبان ترجیح دادند از فضاهای عمومی فاصله بگیرند.
با این حال موسیقی بهعنوان یکی از زندهترین و واکنشپذیرترین هنرها نه خاموش شد و نه بهطور کامل از صحنه کنار رفت بلکه شکل حضورش تغییر کرد. از سالنهای رسمی به فضاهای مجازی، از استودیوها به خیابانها و از اجراهای برنامهریزیشده به واکنشهایی خودجوش و گاه نمادین.
در این میان برخی از هنرمندان با تولید آثار تازه، برخی با حضور در میان مردم و برخی دیگر با انتخاب سکوت یا بیان محدود، هر یک به شکلی تلاش کردند نسبت خود را با این روزهای بحرانی تعریف کنند.
واکنشهای اولیه؛ صداهایی که زودتر شنیده شدند
در نخستین روزهای آغاز بحران، چهرههایی از موسیقی نسبت به شرایط واکنش نشان دادند. پرواز همای از جمله هنرمندانی بود که با انتشار مداوم استوریها و مطالب در فضای مجازی، از ایران و مفهوم وطن حمایت کرد و مواضعی تند علیه آنچه «وطنفروشی» میخواند، گرفت.
او همچنین قطعه «اهل قمار» را به بهانه جنگ تحمیلی علیه ایران و خطاب به این جریانها منتشر کرد.
در همین مقطع، محسن چاوشی نیز از نخستین هنرمندانی بود که به جنگ و پیامدهای انسانی آن واکنش نشان داد. او در پی کشته شدن دانشآموزان مدرسه میناب و مردم، قطعه «حسبی الله» را منتشر کرد که با استقبال گستردهای مواجه شد.
چاوشی پیشتر نیز در جنگ ۱۲ روزه با انتشار قطعه «علاج» نشان داده بود که در بزنگاههای حساس، بهسرعت وارد میدان میشود. این بار نیز، صدای او در میان نخستین صداهایی بود که در واکنش به شرایط شنیده شد.
صدایی از دور؛ واکنش هنرمندان خارج از کشور
در میان واکنشها، حضور برخی از خوانندگان ایرانی خارج از کشور نیز قابل توجه بود؛ هنرمندانی که با وجود فاصله جغرافیایی، نسبت به تحولات واکنش نشان دادند.
محسن نامجو از جمله این چهرهها بود که با انتشار قطعه «عصر حجر» به ادبیات تهدیدآمیز مطرحشده علیه ایران واکنش نشان داد. «عصر حجر» اشارهای مستقیم به عبارتی بود که دونالد ترامپ در یکی از سخنرانیهایش به کار برده بود؛ جملهای که نگرانیهای زیادی را در میان افکار عمومی برانگیخت.
در ادامه، واکنشها گستردهتر شد و هنرمندانی چون شادمهر عقیلی و معین نیز نسبت به این اظهارات موضع گرفتند. همچنین خوانندهای چون قیصر با فعالیت مستمر در فضای مجازی، تلاش کرد با انتشار مطالب مختلف به آگاهیبخشی در این زمینه کمک کند.
حضور در میدان؛ موسیقی در کنار امداد
در کنار تولید آثار برخی هنرمندان حضور میدانی را انتخاب کردند. میثم ابراهیمی با حضور در یکی از مراکز امداد و نجات جمعیت هلال احمر، از تلاش شبانهروزی امدادگران قدردانی کرد.
او در این دیدار با پوشیدن نمادین لباس امدادگران، بخشهایی از یک قطعه ملی-میهنی را که در همین روزها تولید کرده بود برای حاضران اجرا کرد؛ اقدامی که بیش از آنکه یک اجرای رسمی باشد، نوعی همراهی نمادین با فضای عمومی جامعه تلقی شد.
تولید آثار؛ موسیقی بهعنوان واکنش
همزمان با تشدید درگیریها، تولید آثار موسیقایی نیز ادامه یافت. در این میان قطعه «ایران جان» با صدای محسن ابراهیمزاده منتشر شد؛ نماهنگی که تصاویر آن با الهام از حمله به بیمارستان گاندی تهران بازسازی شده بود.
همچنین اثر «ایران مرد» با آهنگسازی و خوانندگی سید محسن حسینی و شعری از میلاد عرفانپور در واکنش به این وقایع تولید شد.
در کنار این آثار، هنرمندان دیگری همچون علیرضا قربانی، راغب، محمد معتمدی، رضا یزدانی، محمد علیزاده، فرزاد فرزین، محمد اصفهانی، رضا شیری، گرشا رضایی، سینا حجازی، محمد ملک مسعودی، محسن شریفیان و حسامالدین سراج نیز با تولید آثار ملی-میهنی یا واکنشهای مکتوب به این جریان پیوستند.
بیانیهها؛ صدایی جمعی از موسیقی نواحی
در کنار واکنشهای فردی، برخی حرکتها شکل جمعی به خود گرفتند. جمعی از هنرمندان موسیقی نواحی در شانزدهم فروردین ۱۴۰۵ با انتشار بیانیهای، ضمن محکومیت حملات بر ایستادگی خود «تا پای جان» در کنار ایران تاکید کردند.
این بیانیه را میتوان نشانهای از تلاش برای شکل دادن به یک صدای جمعی در میان هنرمندان دانست؛ صدایی که از دل گونههای مختلف موسیقی برخاسته بود.
تغییر صحنه؛ از سالن تا دکل و پل
شاید یکی از متفاوتترین جلوههای حضور موسیقی در این روزها، تغییر مکان اجراها بود. علی قمصری با حضور در نیروگاه برق دماوند، اعلام کرد قصد دارد با ساز خود در این مکان بماند تا بهنوعی «سپر انسانی» برای زیرساختهای غیرنظامی باشد.
او در توضیح این اقدام، به تجربههای پیشین خود و باورهایش اشاره کرد و نوشت که با حداقل امکانات از ساز و وسایل شخصی تا یک اتصال محدود اینترنت در این مکان مستقر شده است.
در ادامه این روند، ویدئویی از اجرای بنیامین بهادری بر روی پل طبیعت منتشر شد که در آن قطعاتی از حافظ را خواند.
پس از آن، اجرای علی زند وکیلی بر روی ریل قطار منتشر شد؛ اجرایی که او در توضیح آن نوشت تهدید تمدن و فرهنگ، فراتر از سلیقه و دیدگاههای فردی است.
موسیقی برای سوگ؛ روایتهایی از فقدان
در کنار این واکنشها، برخی آثار نیز بهطور مشخص به سوگ و فقدان پرداختند. قطعه «موهای خاکی» با آهنگسازی و خوانندگی رضا صادقی به مناسبت چهلمین روز کشته شدن دانشآموزان مدرسه «شجره طیبه» میناب منتشر شد.
همچنین غلامرضا صنعتگر با انتشار قطعه «زنگ پرواز» این اثر را به «فرشتگان میناب» تقدیم کرد؛ قطعهای که نخستینبار از رادیو صبا پخش شد و در قالب یک ادای احترام شنیده شد.
موسیقی در تعلیق اما زنده
آنچه در این میان بیش از هر چیز به چشم میآید، نه یک جریان یکدست بلکه مجموعهای از واکنشهای متنوع است؛ از سکوت تا فریاد، از تولید اثر تا حضور میدانی، از فضای مجازی تا اجرا در دل شهر. موسیقی در این دوره، اگرچه از صحنههای رسمی فاصله گرفت اما راههای دیگری برای بروز پیدا کرد.
اکنون، در میانه یک آتشبس موقت، هنوز مشخص نیست این شکل از حضور تا چه اندازه ادامهدار خواهد بود. اما تجربه این روزها نشان داد که موسیقی در محدودترین و پرمخاطرهترین شرایط میتواند خود را با وضعیت وفق دهد و راهی برای شنیده شدن پیدا کند؛ حتی اگر آن راه، از دل سکوت یا در حاشیه خطر عبور کند.
انتهای پیام/